بالاخره محوریان درست است یا مهرویان؟
فامیل درست من محوریان است؛ اما یکی از مجریان آن را مهرویان تلفظ میکند.
شروع فوتبالتان از کجا بود؟
از زمینهای خاکی باقوشخانه. اهل این محله بودم و در زمینهای خاکی این محله فوتبال بازی میکردیم؛ اما اولین تیم فوتبالی من دارایی است که جلیل فرهادی، مربی ما بود.
از اول دروازهبان بودید؟
با اینکه قدم بلند نبود، به دروازهبانی علاقه داشتم. بعدها عضو تیم دارایی بودم که برای خدمت سربازی به ارومیه رفتم و برای تیم کلنی ارومیه هم انتخاب شدم. پس از پایان خدمت سربازی به اصفهان برگشتم؛ اما سپس برای کارم که در و پنجرهسازی بود به آبادان رفتم و در این شهر هم برای تیم کارگر آبادان بازی میکردم. بعد به اصفهان بازگشتم و یک سالی در تیم دارایی بودم و پس از انحلال این تیم ما را به آب و فاضلاب معرفی کردند که هم استخدام شدیم و هم فوتبال بازی میکردیم؛ اما پس از مدتی برای پیشرفت بهتر به تیم ذوب آهن رفتم و در کارخانه ذوب آهن نیز مشغول شدم.
در آن مقطع سرمربی ذوب آهن چهکسی بود؟
سرمربی نداشتیم و آقای نصیریان تیم را جمعوجور میکرد. یک مدتی بهرام عاطف هم بازی میکرد و هم مربی تیم بود و بعدها نیز لیادین سرمربی ذوب آهن شد. دو سال اولی که برای تیم ذوب آهن بازی میکردم، گلر فیکس این تیم بودم؛ اما بعد که آقا رسول کربکندی آمد، ذخیره او شدم.
دلخور نشدید دروازه بان جدید را جایگزین شما کردهاند؟
چرا دلخور شوم؟ تصمیم مربی بود و لیادین برای آینده ذوب آهن این کار را کرد. آقا رسول بهتر از من بود و چهار سال روی نیمکت نشستم. اتفاقا خیلی هم دوست بودیم و رفاقت زیادی داشتیم. بازیکنان آن دوره رفاقت زیادی داشتند
شاگردان لیادین از او خیلی تعریف میکنند. واقعا اینقدر تعریفی بود؟
بله همینطور است. لیادین نهتنها فوتبال اصفهان، بلکه فوتبال کشور را متحول کرد. تا قبل از لیادین در فوتبال اصفهان مربی به مفهوم امروزی نداشتیم.
تا کی فوتبال بازی میکردید؟
تا سال 55 در تیم ذوب آهن بودم و بعد از آن مرا به کارخانه فرستادند و دیگر در تیمی بازی نکردم تا اینکه بعد از انقلاب و سال 60، حسین چرخابی پی من فرستاد که برای تیم تام بازی کنم.یک سال هم بازیکن این تیم شدم و بعد از آن دیگر دروازهبانی نکردم. اتفاقا آقای چرخابی یک بازی با تیم برق شیراز ترتیب داد و من در آن بازی از فوتبال خداحافظی کردم.
بازگشت به فوتبال بعد از پنج سال سخت نبود؟
من سنم بالا رفته بود؛ اما تمرین داشتم و آمادگی بدنیام خوب بود، ضمن اینکه این دعوت برای بازی از لحاط روحی و روانی هم در من اثر گذاشت و اصطلاحا مرا احیا کرد.
دوره دوم فوتبال شما از حضورتان بهعنوان مدیر تدارکات شروع شد. درباره این دوره صحبت کنید؟
حدود 27 سال قبل اصغر فروتن به سراغ من آمد و لیستی نشانم داد و گفت کربکندی، سرمربی تیم است؛ من سرپرستم و احمدزاده و نجفی مربیان تیم هستند. توچگونه میتوانی به ما کمک کنی که خودم پیشنهاد کردم تدارکات تیم شوم.
چرا این پست را پیشنهاد کردید؟
پست تدارکات در فوتبال خیلی اهمیت دارد و من هم به آن علاقه داشتم و دارم. در واقع مدیر تدارکات تیم را تر و خشک میکند. من با بازیکنان و کادر فنی تیم دوست هستم و هر کاری داشته باشند، برایشان انجام میدهم.
کارکردن با مربیانی که بعضی از آنها همدوره فوتبالی شما بودهاند، چگونه است؟
من با مربیان زیادی کار کردهام، کربکندی، خدابیامرز یاوری، عاطف و خیلی دیگر از مربیان. همه این مربیان به من احترام میگذارند و همیشه اول کار مرا به بازیکنان معرفی میکنند و از سابقهام در فوتبال میگویند.
تا به حال شده در بحثهای فنی به مربیان پیشنهادی بدهید یا نظرتان را بگویید.
اصلا و ابدا. من یاد گرفتهام در کار هیچ مربی دخالت نکنم و رمز ماندگاری من در تیم ذوب آهن هم این است که عادت به دخالت در کار دیگران ندارم و سرم به کار خودم مشغول است. من شب و رزوم در اختیار تیم است و بازیکنان انگار بچههای خودم هستند. از زمانی که به عنوان مدیر تدارکات معرفی شدم، تا به امروز با 18 مدیر کار کردهام و با 15 مربی؛ همه آنها به من احترام میگذارند و من همه یاد گرفتهام که وظایفم را چشمبسته انجام دهم.
تا چه زمانی میخواهید در این مسئولیت بمانید؟
تا وقتی که بتوانم کارم را انجام بدهم؛ اما هر زمانی فهمیدم دیگر نمیتوانم، خودم کنار میروم.
دستیار هم دارید؟
بله؛ برای خودم دستیار جوان هم انتخاب کردهام؛ منتها تدارکات مسئولیت حساسی است و همه افراد نمیتوانند در این کار بمانند؛ چون ما امین تیم هستیم و نباید اجازه بدهیم اخبار و اطلاعات تیم به بیرون درز پیدا کند.
رابطهتان با بازیکنان چطور است؟
با همه رابطه خوبی داشته و دارم. تا جایی که در توانم باشد، به آنها کمک میکنم و هر زمانی به شهرهای دیگر میروم، به بازیکنان قدیمی سر میزنم. بازیکنان قدیمیتر بیشتر سراغم را میگیرند؛ مثل سامسون پطروسیان که همیشه حال مرا میپرسد.
شما یکی از اعضای تیمی بودید که نایبقهرمان آسیا شد. این اتفاق چگونه رخ داد؟
در آن زمان تیم بسیار یکدل و یکدستی داشتیم و همیشه این را گفتهام؛ از مدیران کارخانه تا مدیرعامل و کادر فنی و بازیکنان همه یکدل بودند و هیچ حاشیهای اطراف تیم وجود نداشت که نتیجهاش هم نایبقهرمانی شد.
امور تدارکات در بازیهای بینالمللی با روند داخلی تفاوت دارد؟
بله؛ مسلم است. در مسابقات آسیایی قوانین خودشان را دارند و هر زمانی که ذوبآهن در آسیا بوده، تلاش کردهام وظایفم را به درستی انجام بدهم تا خیال سرمربی و بازیکنان راحت شود.
با کدام یک از سرپرستهای تیم راحتتر بودید؟
با آقای فروتن خدابیامرز خیلی راحت بودم؛ همینطور با علی شجاعی.
بهعنوان دروازهبان قدیمی ذوبآهن نظرتان در خصوص عملکرد دروازه بانهای این تیم چیست؟
فرعباسی دروازهبان بسیار خوبی است و به نظرم حقش در فوتبال ایران بیشتر از شرایط فعلی است.
این دروازهبانها را میبینید، به یاد جوانی خودتان میافتید؟
دروازه بانهای فعلی قدشان از من بلندتر بود؛ اما من رفلکس بیشتری داشتم. میتوانید از آقای رسول کربکندی بپرسید من چه رفلکسهایی در تیم داشتم و با قد نسبتا کوتاهم چه کارهایی درون دروازه میکردم؛ بالاخره دوره فوتبال ما با حالا فرق داشت و اصلا تمرین تخصصی دروازه بانی و مربی بدنساز نداشتیم و تنها تمرینمان این بود که یک مربی برایمان توپ بیندازد.
حسرت نمیخورید دوره فوتبال شما مربوط به قبل بوده؟
من گذشته را رها کردهام و کاری به آن ندارم. فقط به حال فکر میکنم.



