تنها قهرمانی آنها در عرصه جهانی به سال 1966 باز میگردد که در جام جهانی که میزبان آن بودند، توانستند تنها قهرمانی خود را به دست بیاورند. آخرین امید آنها به کسب جام نیز در یورو 2020 رقم خود که در دیدار پایانی و در ضربات پنالتی مغلوب ایتالیا شدند. سوال مهمی که نویسندگان بسیاری در جهان درباره آن مطلب نوشته و به بررسی آن پرداختند این است که چرا تیم ملی انگلستان ناکامی بزرگ در عرصه جهانی است؟ کشوری که بهترین لیگ جهان را دارا بوده و تیم ملیاش نیز سرشار از ستارگان است چرا از کسب موفقیت باز میماند؟
لیگ پرستاره، سود یا زیان
یکی از مهم ترین مشکلات بازیکنان انگلیسی، عدم حضور پر رنگ و تداوم دار آنها در خارج از کشورشان است. تا پیش از تغییرات اساسی در سال 1992 که باعث گشایش درهای لیگ جزیره به سوی بازیکنان خارجی شد؛ بیش از 95 درصد بازیکنان انگلیسی در کشور خودشان مشغول به فعالیت بودند و لیگی کاملا انگلیسی بدون ورود خارجیها در جریان بود. پس از اعمال تغییرات نیز حضور بازیکنان کشورهای مختلف در این لیگ افزایش یافت و هر ساله از آن زمان شاهد حضور ستارگان و بازیکنان مختلفی در این لیگ هستیم، اما تغییر خاصی در حضور بازیکنان انگلیسی در خارج از مرزهایشان رقم نخورده است و تعداد محدودی از بازیکنان همچون پل گاسکوین توانستد در لیگهای کشورهای دیگر نیز بدرخشند.
سایمون کوپر، نویسنده بزرگ ورزشی در این مورد میگوید: مشکل بزرگ انگلیسیها همین است. آنها برخلاف بازیکنان دیگر کشورها همچون ایتالیا، اسپانیا و یا آلمان، تجربه حضور در کشورهای مختلف را به شکلی طولانی مدت به اندازه کافی نداشته و همین موضوع باعث میشود در مسابقاتی که به شکل تورنمنتی مدت دار برگزار میشود و برای مدت زمانی باید در کشور دیگری ساکن باشند، با عدم موفقیت روبرو میشوند. گرچه آنها حرفهای هستند اما دوری از خاکشان تاثیرات چشمگیری بر روی آنها میگذارد.
این سخن از سایمون کوپر زمانی بیشتر درک میشود که ما شاهد ضعف انگلستان پس از گذشت مدتی از شروع مسابقات هستیم. با اینکه بر طبق آمار درصدهای شوت و خلق موقعیت و دیگر پارامترهای موثردر فوتبال با تغییرخاصی مواجه نشده و همچنان در حد ایده آل هستند، اما از بعد ذهنی کاملا با مشکل مواجه میشوند. البته که بازیکنان انگلیسی همچون استیون جرارد و پاول اسکولز این موضوع را تکذیب کرده و معتقد هستند حضور پر تعداد خارجیها در لیگ این کشور باعث عدم پرورش ستارگان این کشور شده و افول تیم ملی انگلستان را به دنبال داشته است.
نگاهی مجدد به آمار صحت این ادعا را رد میکند. پس از دهه 90 میلادی، تیم ملی انگلیس به طور مداوم در آمارهای گلزنی و خلق موقعیت در مسابقات و تورنمنتها بهبود یافته و رشد کرده است و این نشان از پیشرفت در عملکرد بازیکنان این کشور پس از قرار گرفتن در کنار بازیکنان خارجی را میدهد.
تاثیر سیاست و اقتصاد بر فوتبال
بریتانیا با اینکه جز کشورهای غربی و اروپایی به حساب میآید اما تعامل آنچنانی با اتحادیه اروپا و نیز کشورهای اروپایی نداشته و خود را به عنوان جزیرهای کاملا جدا شده از اروپا میداند؛ موضوعی که پس از رای به خروج از اتحادیه اروپا نیز این موضوع بسیار بیش از پیش به چشم آمد. نگرش برتری جویانه و خود برتر بینی از قرنها پیش در ذهن مردمان و سیاستمداران این کشور ریشه داشته است؛ به همین ترتیب بازیکنان این کشور کمتر در کشورهای دیگر به بازی مشغول شده و لیگ خود را در همه حال بهتر دانسته و در آن باقی ماندهاند. البته گاهی استانداردهای پایین برخی از این بازیکنان نیز تاثیر گذار بوده است؛ موضوعی که در دهه 50 میلادی کاملا به چشم میآمد.
علاوه بر این حق پخشهای بسیار بالا و درآمدهای بسیار چشمگیر در این لیگ نیز باعث شده قیمت بازیکنان انگلیسی بسیار بالا بوده و حتی بازیکنان متوسط این لیگ نیز برچسب بازیکنان گران قیمت لیگهای دیگر را بر خود داشته باشند. همین موضوع باعث دلسردی خارجی از جذب بازیکنان انگلیسی به دلیل هزینه جذب آنها شده و مجددا به ب
اقی ماندن این بازیکنان در کشور خود منتهی میشود.
تمام مسائل گفته شده در نهایت به منزوی شدن بازیکنان انگلیسی در لیگ خودشان و عدم حضور آنها در کشورهای دیگر برای فصول طولانی منتهی میشود. موضوعی که نظریه سایمون کوپر را تایید کرده و باعث مشکلات ذهنی بازیکنان این تیم در مسابقات مختلف میشود. گرچه تمامی این بازیکنان حرفهای بوده و در بالاترین سطح بازی میکنند اما گاهی دلیل ناکامیها بسیار مهم تر و کوچک تر از تمام جلال و شکوههای موجود است. دلیلی که باعث شده کشور آغاز کننده فوتبال به ناکامی بزرگ تبدیل شود



