در خودگرایی منفی، همهچیز به خود ختم میشود؛ یعنی هــر آنــچـــــه مـــن بخواهم! آنچه در این نگرش مهم است، توجه انسان به خواستههای خویش است؛ فارغ از اینکه دیگران در چه شرایطی هستند.
شادی من، آرامش من، راحتی و آسایش من از مهمترین مؤلفههای این دیدگاه است. بهراستی، توجه به خود و نیازهای خود تا چه اندازه ممدوح است؟اگر بخواهیم فقط توجه و تمرکز بر خواستههای خود را مدنظر قرار دهیم، طبیعتا باید از خیلی امور صرفنظر کنیم. در این نگرش، ما لازم نیست مادر شویم یا پدر؛ چون بههرحال حضور فرزند راحتی ما را تحتتأثیر قرار میدهد. ما لازم نیست به فکر دیگران باشیم؛ چون توجه به آنها ما را از خود بازمیدارد و به همین ترتیب، پایههای نظام خانواده و بهتبع آن جامعه، متزلزل میشود.
مقایسه کنید مادر اهل گذشت را با مادری که حاضر نیست بهخاطر فرزندش از خود بگذرد. مقایسه کنید حال پدر اهل کار و کوشش را با پدری که بهخاطر فرزندانش حاضر به تلاش نیست؛ چراکه تلاش را مانعی در جهت توجه به خود میپندارد. اینها و هزاران مثال دیگر از متن زندگی من و شما، میتواند به ما ثابت کند که توجه صِرف به خویشتن، نهتنها ما را از خانواده، که از جامعه نیز جدا خواهد کرد.اگر قرار باشد عقربه ساعتِ خواستههای ما فقط حول محور خودخواهیها بگردد، دیگر خبری از آرامش نخواهد بود. همه ما انسانها در خانه و اجتماع با یکدیگر در تعاملیم و برای داشتن تعامل بهتر باید مسئولیتپذیر باشیم.
در سبک زندگی دینی نیز توجه به غیر و منحصرنبودن تمرکز بر خود، در روابط فردی و اجتماعی بسیار مشهود است. برای مثال، اصطلاح «حُسن تَبعُل» یا همان خوب شوهرداری کردن، ازجمله آموزههایی است که انسان را از خودمحوری دور میکند؛ چراکه هدف از ازدواج این است که شخص با ازدواج از منیّت جدا شود و به «ما شدن» بپیوندد؛ یعنی دورزدن تمام خودخواهی در سایه یکیشدن با همسر خویش.در سبک زندگی معصومان(ع) نیز توجه به غیر و دوری از خودخواهی یکی از ارکان مهم زندگی معرفی میشود. اگر قرار بر این بود که حضرت زهرا(س) همسر خود را در رنج قرار دهند و با خودمحوری، علی(ع) را نبینند، هرگز حضرت علی(ع) در وصف ایشان نمیفرمودند: «هرگاه به فاطمه مینگریستم، همه رنجها و ناراحتیهایم را فراموش میکردم.»دورزدن خودخواهی یکی از بهترین روشهای تعامل با دیگران است. اگر میخواهیم زندگی همراه با آرامش را تجربه کنیم، باید با داسِ دیگرخواهی به جنگ علفهای خودخواهی برویم و آنها را ریشهکن کنیم. تا وقتی «من» تبدیل به «ما» نشود، زندگی رنگ قشنگی نخواهد گرفت. یادمان بماند جوانههای آرامش از دل خاکی سر برمیآورند که با محبت و دیگرخواهی آبیاری شده باشد.اصل پرهیز از خودگرایی منفی و توجه به دیگرگرایی را میتوان در دستورات اجتماعی اسلام مشاهده کرد. برای مثال، انفاق دستوری است که انسان را به توجه به غیر، تحریض و تشویق میکند.
البته دقت کنیم که در نگاه اسلام، خودگرایی مثبت نیز وجود دارد و آن، زمانی است که قصد انسان از توجه به خویشتن، جلب رضایت الهی است. در این نگاه، خودگرایی و دیگرگرایی با خداگرایی قابلجمعاند؛ بهشرطی که انسان کمال حقیقی، یعنی رضای الهی را هدف قرار دهد. با هدف قراردادن رضایت الهی و تقرب خداوند در هر کاری، هم کمال فاعل محقق میشود (خودگرایی) و هم توجه به غیر و قصد خیر برای دیگران یا همان دیگرگرایی تحقق پیدا میکند. بنابراین، مؤمن با محور قراردادن رضایت الهی در هر کاری، هم میتواند به خواستههای خویش رنگ الهی ببخشد و هم کمکهای خود را به دیگران معنادار سازد.



