زنان قجر در سفر

تصور عمومی ما از زنان دوره قاجار، افرادی است در کنج خانه و صرفا مشغول کارهای خانه و بچه‌داری و امثالهم. همچنین، سواد و توانمندی و جایگاه اجتماعی خاصی برای آنان متصور نیستیم؛ اما دراین‌بین، البته از قشر خاص نزدیک به دربار، زنانی بودند که هم سواد داشتند، هم از استقلال خاصی برخوردار بودند؛ زنانی که با ادبیات نیز سروکار داشته و همراه با چند همراه، از شهر و دیارشان به سفر حج تمتع و زیارت عتبات رفته‌اند.

تاریخ انتشار: 12:04 - سه‌شنبه 12 مهر 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
نکته مهم‌تر از سفررفتنشان، سفرنامه‌نویسی‌شان است! اینکه زنانی حدود 120 سال قبل حین سفر، آن‌هم چنین سفر سخت و طاقت‌فرسایی با امکانات اندک و سختی‌های زیاد چه در سفر، چه برای نوشتن، دست به نوشتن سفرنامه زده‌اند، حقیقتا کاری خاص و ارزشمند است. هر سه بانو حین سفر به نوشتن روزنگار پرداخته‌اند که نسبت به نوشتن سفرنامه بعد از اتمام سفر، به ثبت بهتر و دقیق‌تر وقایع کمک می‌کند. علاوه بر ذکر زمان‌ها و توصیف مکان‌ها و راه و اتفاق‌های مختلف، وصف افراد و روابط اجتماعی بین مردم از ویژگی‌های جالب‌توجه این سفرنامه‌ها است که در بسیاری از این روابط، انگار با نوشته‌ای از امروز سروکار داریم؛ نه 120 سال قبل! بیشتر گفت‌وگوهای زنانه، موضوع‌های موردبحث، پشت سر بقیه حرف‌زدن‌ها و نکته‌های زندگی روزمره که هر سه خیلی عالی از این جزئیات در متنشان گفته‌اند، برای ما آشنا و قابل هم‌ذات‌پنداری است؛ مثلا در یکی از این سفرنامه‌ها آمده است: «باز با حاجی‌خانم اصفهانی تماشا می‌کنیم، می‌خندیم، غیبت می‌کنیم. خدا ببخشد.»این سه بانوی قاجاری هرکدام از راهی متفاوت به حج رفتند و پس از انجام اعمال حج واجب و زیارت مدینه منوره، به عتبات عالیات در عراق و زیارت امامان مدفون در نجف، کربلا، کاظمین و سامرا نیز رفته‌اند و سپس به ایران بازگشته‌اند. آنان بیش از یک سال در سفر بودند.ابتدای هر کتاب، نقشه کلی مسیر رفت‌وبرگشتشان کشیده شده است. سختی‌های راه و انواع و اقسام وسایل رفت‌وآمد و برخورد اذیت‌کننده برخی مردم شهرهای مختلف، مخصوصا در جده و افرادی که به هر نحوی از این‌ها طلب پول می‌کردند، راهزن‌ها، بیماری‌ها و موارد دشوار دیگر، تفاوت مهم بین زمان ما و آنان است که با خواندن این سفرنامه‌ها نعمت سفر آسان در روزگار خودمان را بهتر درک می‌کنیم.کتاب اول با عنوان «چادر کردیم رفتیم تماشا»، درباره عالیه‌خانم شیرازی است که از اصل و نسبش اطلاع خاصی در دست نیست؛ اما مشخصا با بزرگان دربار ناصرالدین‌شاه ارتباط دارد. او با همراهانش در سال 1271 هجری‌شمسی از کرمان به بندرعباس می‌رود و از آنجا با کشتی راهی بمبئی هند می‌شود! پس از توقفی در بمبئی و سوارشدن حجاج هندی، با کشتی به سمت جده حرکت می‌کنند. در طول این مسیر و انجام اعمال حج و سپس رفتن به عراق و بازگشت به ایران، کنار سختی‌های راه و سفر، یکی از همراهانش فوت می‌کند، پولش تمام‌ می‌شود و به‌سختی خودش را از بغداد به کرمانشاه و بعد تهران می‌رساند.
نیمه دوم کتاب، شرح رفت‌وآمدهای عالیه‌خانم در تهران به خانه بزرگان و حتی دربار و اندرونی ناصرالدین‌شاه است. عالیه‌خانم شوخ‌طبعی خاص خودش را دارد که در بخش‌هایی از سفرنامه‌اش بروز پیدا کرده است. به‌طورکلی، اطلاعات بسیار خوبی از نحوه سفر در آن زمان و اوضاع ایران و عراق و عربستان و همچنین اندرونی دربار شاه در این نوشته آمده است. عالیه‌خانم در سال 1273 بعد از دو سال به شهرش کرمان برمی‌گردد.او در جایی نوشته است: «امروز که روز بیست‌ودوم است، احوال سرکار خانم بسیار تا بسیار بد است. خداوند خودش محافظت فرماید. والله اگر فهمیدم کجا آمدم و کجا می‌روم یا فهمیدم چطور طواف کردم. از دو حال بیرون نیست؛ یا اینکه اعمال من به‌هیچ‌وجه مقبول نیست، یا اینکه خیلی خیلی مقبول افتاده است.»درباره دربار نیز نوشته است: «عصرها می‌رفتیم حیاط شاه. هشتاد زن شاه همه بزک می‌کنند، زرد، سرخ، سبز، همه رنگ… شاه خودش جلو می‌افتد، زن‌ها دنبالش. دور حیاط می‌گردد؛ با تعجیل، مثل اینکه کسی دنبالش کرده باشد. گاهی با غلام‌بچه‌ها گوی‌بازی می‌کند. گاهی با زن‌ها شوخی می‌کند.»کتاب دوم؛ «سه روز به آخر»، روزنوشت‌های شاهزاده‌خانم قجری، نوه فتحعلی‌شاه و همسر حاکم طبس است. او با چند همراه در خرداد 1265 هجری‌شمسی، عرض ایران را با قافله‌ای طی کرده و از طبس به کرمانشاه و بعد بغداد می‌رود. ازآنجا ادامه سفرش را دریایی طی می‌کند. ابتدا سوار بر کشتی از دجله به بصره و سپس به بوشهر می‌رود. بعد از توقفی در بوشهر، با عبور از خلیج‌فارس و دریای عمان و دورزدن شبه‌جزیره عربستان به بندر جده می‌رسند. شاهزاده خانم در کشتی به‌شدت مریض شده و بیشتر در حال استراحت بوده و کمتر از این بخش از سفرش نوشته است. بعد از انجام اعمال حج در مکه و زیارت مدینه، به عراق رفته و مدتی نسبتا طولانی در شهرهای زیارتی آنجا مانده و بعد از حدود یک‌سال‌ونیم از آغاز سفرش، به طبس بازمی‌گردد. شاهزاده‌خانم تسلط بالایی بر شعر داشته و در لابه‌لای روزنگارش و به فراخور اتفاق‌ها از ابیات گوناگون استفاده کرده است.کتاب سوم که «خانم، فردا کوچ است» نام دارد، سفرنامه یکی از همسران ناصرالدین‌شاه است که چهار سال پس از کشته‌شدن شاه، در مهر 1278 هجری‌شمسی راهی این سفر شده است. او به‌دلیل بسته‌بودن راه عراق به عربستان، از مسیر طولانی و سختی به سوریه رفته و با کشتی از طریق کانال سوئز و دریای سرخ به جده رسیده است؛ سپس اعمال حج را انجام داده و در ادامه به عراق رفته و مدتی طولانی در شهرهای نجف و کربلا مانده و حدود دو سال پس از آغاز سفرش به تهران برگشته است. علاقه بیش‌ازاندازه او به ناصرالدین‌شاه در جای‌جای سفرنامه‌اش پیداست. مدام میرزا رضای کرمانی، قاتل او، را لعن می‌کند!اینکه هر سه زن نسبت به عموم زنان جامعه تمکن مالی و جایگاه اجتماعی بالاتری داشته‌اند، باعث شده است در سفرنامه‌هایشان کمتر از پایین‌ترین اقشار جامعه مطلبی ببینیم؛ اما به‌طورکلی، مطالعه این آثار باعث می‌شود دیدمان به وضع زندگی در دوران قاجار تا اندازه‌ای اصلاح و کامل شود.