التقاط در معنای آزادی

این روزها شعارهای زیادی شنیدیم؛ از شعارهای مربوط به زنان تا شعارهای مربوط به آزادی. 

تاریخ انتشار: 11:29 - پنجشنبه 28 مهر 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
در کشور ما معمولا شعارها بد معنا می‌شوند. ظاهری دارند و باطنی. سخن از آزادی گفته می‌شود، در ظاهر منظورشان آزادی و آزادگی‌ای است که اسلام اراده کرده؛ ولی در باطن و در تصمیم‌سازی‌ها مشاهده می‌شود که منظور، همان اصالت آزادی و لیبرالیسمی است که در غرب بدان معتقدند و در تنافی کامل با آموزه‌های اسلامی است. در واقع، آزادی مشترکی لفظی است که از آن معناهای مختلف اراده شده است؛ مصداق بارز کلمه حق یراد بها الباطل. عده‌ای این تفاوت را متوجه نشدند؛ حتی بین اندیشمندان نیز چنین افرادی وجود دارند. لیبرالیسم به‌معنای اصالت‌بخشی به آزادی‌های مادی انسان، از اومانیسم سرچشمه می‌گیرد. بعضی به‌غلط حتی اومانیسم را نیز مفهومی با ریشه‌ای اسلامی می‌دانند. شهید آوینی درخصوص این اشتباه فاحش در کتاب «رستاخیز جان» چنین می‌نویسد: «باید دید که قبله تمدن امروز و به تبع آن، قبله بشر امروز کجاست. دنیای جدید، یعنی دنیایی که بعد از قرون میانه (قرون وسطا) بنا شده، در تضاد مستقیم با دین و دین‌داری به اینجا نرسیده است. اومانیسم جز برای آنان که با حقیقت فلسفه آشنا هستند، در تضاد با دین‌داری قرار نمی‌گیرد؛ چنان‌که بسیاری از متفکران مسلمان اسلامی نیز در قرن اخیر، به‌علت عدم آشنایی با حقیقت فلسفه، تسلیم چنین اشتباهی شده‌اند و اومانیسم را به آدمیت، انسان‌گرایی، انسان‌دوستی و حتی آداب‌دانی ترجمه کرده‌اند و این معادل‌ها به خودی‌خود، بر این قضاوت نظری و هماهنگ بنا شده‌اند که اومانیسم با دین‌داری قابل‌جمع است و حتی چه‌بسا درصدد اثبات این معنا برمی‌آمدند که اندیشه اومانیسم پیش از آنکه در جهان غرب مطرح شود، از ضروریات تفکر اسلامی است.» یا در «حلزون‌های خانه‌به‌دوش» می‌گوید: «دین اسلام هیچ‌عنصری از تجدد در ارزش‌ها و روابط دینی خود ندارد؛ اما این به آن معنی نیست که تمدن جدید بشر را یک‌سره انکار می‌کند. تعبیراتی چون “اومانیسم اسلامی”و یا “سوسیالیست مسلمان”  که در آثار مرحوم دکتر شریعتی وجود دارد، حکایتگر آن است که ایشان در شناخت ماهیت تمدن جدید و نسبت آن به اسلام دچار اشتباهاتی است… اومانیسم و سوسیالیسم امکان جمع با دین و دین‌داری را ندارند و تا این نسبت ادراک نشود، التقاط از تفکر روشن‌فکران مسلمان ما نیز زدوده نخواهد شد.»عده‌ای ساده‌لـوحانه بــاور دارنــد که اومانیسم ریشه‌ای اسلامی و الهی دارد. اینان اشرفیت خلقت انسان بر سایر موجودات و اهمیتی را که او در نظام آفرینش دارد، به اومانیسم ترجمه کرده‌اند؛ در حالی که این دو، مقولاتی کاملا جدا از هم هستند. بله؛ از نگاه اسلام انسان بر روی زمین خلیفه است؛ اما خلیفه چه‌کسی؟ این خداوند است که دستور می‌دهد و انسان تنها  آن را  اجرا می‌کند؛ اما از نگاه اومانیستی، انسان بدون هیچ محدودیتی و بدون هیچ رب و سرپرستی، مسئول شئون زندگی خود بوده و خود برای خود تصمیم می‌گیرد. اساسا با این نگاه، تنها ساحتی که او درصدد رفع حاجات آن است، ساحت نیازهای مادی است؛ بنابراین اومانیسم، مکتب اصالت‌دادن به ساحات مادی انسان است. این مکتب اساسا باطن و ملکوتی برای انسان و عالم متصور نیست که بخواهد به دنبال رفع نیازهای معنوی خود نیز برود. از آن طرف، اسلام اصالت را به نیازهای معنوی انسان می‌دهد و نیازهای مادی او را فرع بر این ساحت قرار می‌دهد؛ به این معنا  که بشر نیازهای معنوی‌ای دارد که ابتدائا باید برای رفع آن‌ها بکوشد و باید برای رشد و تعالی و سلوک الی الله حرکت کند و نیازهای مادی او در مرتبه بعدی قرار می‌گیرد. حتی در این مرتبه نیز نیازهای مادی او باید در حدی برطرف شود که به سلوک او سرعت و قوت ببخشد و مانعی برای او نشود. در ادبیات ما و در کلام شعرا وعرفا نیز بسیار به این مطلب برمی‌خوریم که تن را مرکبی می‌دانند برای سلوک حقیقت و جان آدمی به سمت خداوند و انسان را برحذر می‌دارند از توجه بیش از حد به تن و بدن خود. با این نگاه، فقر نیز در جامعه اسلامی مذموم است؛ چراکه مانع حرکت انسان‌ها به سوی الله می‌شود؛ اما این بدین معنا نیست که ثروتمندشدن به خودی‌خود در اسلام اصالت دارد؛ چه بسا زراندوزی و جمع مال و ثروت در اسلام مذموم است. رفع فقر به این معناست که باید مشکلات اقتصادی جامعه تا حدی برطرف شود که مانع سلوک الی الله نشود.اما در اومانیسم، نیازهای مادی انسان بدون توجه به بعد معنوی و روحانی او اهمیت می‌یابد. لیبرالیسم هم در افق اومانیسم معنا پیدا می‌کند. انسانی که صرفا به‌دنبال ساحت تن و بدن خود است، برای رفع نیازهایش به‌دنبال آزادی است. این آزادی از کدام قید است؟در اسلام، رفع نیازهای مادی بدون توجه بعد معنوی، لذت‌جویی و تمتع‌طلبی است. با توجه به این مطلب، لیبرالیسم را در معنای عام خود، می‌توان مکتب اصالت لذت‌جویی معنا نمود. لیبرالیسم در ساحات مختلف سیاسی، اقتصادی و… لباس‌های مختلفی نیز به تن می‌کند.