تسخیر روح

از انقلاب صنعتی تا امروز، هرچه جلوتر آمده‌ایم، روزبه‌روز و گاه لحظه‌به‌لحظه، تکنولوژی مدام پیشرفت کرده و مدام شتاب بیشتری نیز می‌گیرد. 

تاریخ انتشار: 10:39 - سه‌شنبه 10 آبان 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
سرعت این رشد در زمان‌هایی به‌قدری زیاد می‌شود که برخی بعد از مدت‌ها، از اختراعات جدید و وسایل و تجهیزات تازه‌به‌بازارآمده باخبر می‌شوند و در مدتی کوتاه پس از استفاده از یک وسیله جدید، مدلی بالاتر از آن به بازار می‌آید. اگر کسی مدام بخواهد به‌روزترین وسایل را داشته باشد، به‌جای استفاده از آن‌ها بیشتر باید دنبال خرید و جایگزین‌کردن مدل جدید باشد.شکی نیست که تکنولوژی و رشد آن، بسیاری از کارها و فعالیت‌ها را آسان‌تر کرده و دسترسی و عملکرد افراد را به جایی برده که تا همین چند سال قبل، برخی از این دستاوردها برای انسان در حد یک رؤیا و آرزو بود؛ اما این بین، سؤال بسیار مهمی مطرح می‌شود: آیا این پیشرفت و دسترسی راحت‌تر، حقیقتا برای انسان مفید بوده است؟ اگر نیازهای انسان را صرفا در مسائل روزمره کاری و رفت‌وآمد و خرید و خورد و خوراک و… ببینیم، جواب مثبت است و با قطعیت می‌توان گفت که تکنولوژی بسیار مفید واقع شده است؛ اما انسان که تنها مسائل فوق نیست! امروزه به‌وضوح می‌توان دید که تکنولوژی در کنار همه ساده‌سازی‌های زندگی بشر، او را دچار مشکلات زیادی نیز کرده است؛ مشکلاتی که بیشتر در زمینه‌های اخلاقی، معنوی و درونی انسان‌ها نمود پیدا کرده‌اند. تکنولوژی و دستاوردهای آن که قرار بود کارها را برای انسان آسان‌تر کند که نیاز نباشد برای هر کاری زمان و توان زیادی صرف کند، آن‌قدر گسترده شد که نه‌تنها زمان درگیری او را کمتر نکرد، که تمام زمان بسیاری از افراد را برای خود کرده است و در کنار زمان، فکر و ذهن و روح فرد نیز در تسخیر آن قرار گرفته‌اند.چندین سال قبل، اگر کسی علیه تکنولوژی موضع می‌گرفت، حرف عجیبی به نظر می‌رسید و از طرف بسیاری مورد نقد و حتی تمسخر قرار می‌گرفت. در همین شرایط، کسی مانند نادر ابراهیمی با جسارت تمام به این مسئله می‌پردازد و از تبعات و آثار منفی رشد تکنولوژی می‌گوید و به‌خوبی مسئله تسخیر فکر و روح انسان را بیان می‌کند. او در کتاب «تکثیرِ تأسف‌انگیزِ پدربزرگ»، در داستانی فانتزی‌گونه از دو نوه و پدربزرگشان می‌گوید. این سه نفر که در یک خانه و با هم زندگی می‌کنند، روابط بسیار نزدیک و خوبی با یکدیگر دارند. تا اینکه پدربزرگ دچار مشکل کلیوی می‌شود و در بیمارستان، دکتر یاکوب پیشنهاد گذاشتن یک کلیه مصنوعی پیشرفته و مجهز را می‌دهد و پس از کش‌وقوس‌های فراوان، این تعویض انجام می‌شود؛ اما کار به همین جا ختم نمی‌شود و رفته‌رفته با افزایش سن پدربزرگ و آغاز بیماری‌های مختلف، چند عضو دیگر نیز با اعضای مصنوعی پیشرفته جایگزین می‌شوند و این مسئله بر روح و نشاط و زندگی پدربزرگ تأثیر جدی و برگشت‌ناپذیری می‌گذارد.نادر ابراهیمی در این کتاب جذاب و اثرگذار، تنها به معضلات رشد تکنولوژی نمی‌پردازد؛ بلکه در کنار این مسئله، نقد تند و تیز خود را مانند برخی دیگر از آثارش، نصیب روشن‌فکران و حامیان متعصب تکنولوژی نیز می‌کند؛ افرادی که مدام حرف می‌زنند، بی آنکه اهل تلاش و کوشش و عمل خاصی باشند. ابراهیمی در بخشی از کتاب می‌نویسد: «این خواسته مسلم استعمار است که شما به‌جای هر ساختنی، به گفت‌وگوهای مطول درباره ساختن یا نساختن مشغول شوید و کلنجارهای لفظی را جایگزین کلنجارهای علمی کنید. پدربزرگ می‌گفت: علت اساسی سیاهی سرنوشت روشن‌فکران عصر ما و تبدیل‌شدنشان به یک مشت ولگرد مفت‌خور نق‌نقوی بهانه‌گیر آویزان همین‌هاست که پیوسته، ورزدن‌های بی‌سروته را جایگزین آفرینش و تولید می‌کنند.»این اثر به‌خوبی به سیطره علم و تکنولوژی بر روح انسان می‌پردازد و از افرادی می‌گوید که انسان را بدون روح می‌بینند و برای رفع نیازهای مادی و دردهای انسان تلاش می‌کنند؛ درحالی‌که انسانی که هیچ دردی ندارد، درد خود و درد دیگران را، چطور می‌توان این انسان را زنده به حساب آورد؟ انسان را بدون روح و نیازهای معنوی و اخلاقیات دیدن، اشتباه بزرگی است که سال‌هاست بسیاری آگاهانه و ناآگاهانه آن را ترویج می‌دهند و ابراهیمی این مسئله را به‌خوبی به نقد کشیده است.نشر روزبهان «تکثیـــر تأســـــف‌انگیز پدربــــزرگ» را در 173 صفحه روانه بازار نشر کرده است.