خبرنگار: سرکار خانم، عرض سلام و ادب خدمت شما. لطفا خودتون رو معرفی کنین و بفرمایید از کجا شروع کردید؟ پرستار: به نام خدا. بددستیان هستم. اِز سوزنزدن به آقام.خبرنگار: عجب! چند وقت سوزن زدین؟ پرستار: راستش یه بار بیشتر نشد؛ چون بد زدم؛ آقام تحملش کم بود، مُرد بنده خدا. البته بعد تو پزشکیقانونی گفتن باید هوا سوزنا میگرفتم که بابام نرِد تو هوا.خبرنگار: خب حالا بعد از سوزنزدن به پدرتون چی کار کردین؟ پرستار: سوزنزِدن به ننهم.خبرنگار: نه، نه بعدش چیکار کردین؟ پرستار: به در و همساده سوزن میزدم.خبرنگار: نه. منظورم اینه که وقتی پیشرفت کردین و اومدین بالاتر، چیکار کردین؟ پرستار: والا بالاتر از سوزن میشد سرم که تو رگ میزنم. خبرنگار: نه، منظورم رو درست نرسوندم خدمتتون. منظورم اینه که از چه سِمَتی شروع کردید؟ پرستار: اِز سَمتی شاگرد.خبرنگار: آخ آخ! چه تواضعی! منظورتون اینه که از شاگردی شروع کردید؟ پرستار: نه بابا. آقام راننده کامیون بود. بهش گفتم چه سَمتی بزنم؟ گفت: سمتی شاگرد.خبرنگار: نه، نه سرکار خانم. این موضوع سوزن رو بیخیال بشین. وقتی پیشرفت کردین، از تو محل چیطور اومدید درمانگاه؟ پرستار: والا من اِز همون اول زیاد میومدم درمونگاه. آخه به هر کی تو محل سوزن میزدم، کارش به درمونگاه میکشید. خـــبـــرنــگار: چرا؟ مــگــه چیکــارمیکردید؟ پرستار: والا من قبل از اینکه سوزن بزنم، خیاط بودم. اونوخ فک میکردم این سوزنم مثی سوزن خیاطی اِز یه طرف که وارد میشِد، از اون طرف باید دربیاد. اونوخ مریضا خیلی اذیت میشدن. بعدا فهمیدم که باید چیکار بوکونم.خبرنگار: اوه! اوه! مریضای بدبخت چی کشیدن! خب، حالا ظاهرا شما کارآفرین هستین و یه موضوعی رو برای اولینبار ارائه کردید به جامعه پزشکی. از این اختراعتون بگید برامون. پرستار: بله. راسشا بخواین، من از راه دور سوزن میزنم.خبرنگار: آهان! بهصورت آنلاین؟ چطور ممکنه؟ پرستار: نه بابا، بهصورت حضوری سوزن رو از راه دور پرت میکنم سمتی بیمار. اتفاقا هم سرعتش بالاست، هم قدرتش.در حین مصاحبه سرپرستار بخش وارد اتاق میشود: آقای خداحافظی، اینجا چیکار میکنید؟ اِ، بددستیان تو چرا از بخشت اومدی بیرون؟ خبرنگار: با عذرخواهی از خوانندگان گرامی، ظاهرا بنده به جای پرستار با بیمار بخش صحبت کردم. الان باید بگردم پرستار رو پیدا کنم. ببخشید! فعلا خداحافظ.
دیوونهخونه است؟
با نزدیکشدن به روز پرستار اومدم به یکی از مراکز درمانی تا با یکی از پرستاران خدوم مصاحبهای داشته باشم.
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



