دانشجونامه

دانشجو می‌رود و می‌آید و توی این اوضاع، فقط مدرکش است که باقی می‌ماند. البته ما خودمان هم دانشجو بودیم و هستیم و جز مدرکمان یک چیز دیگر هم برایمان ماند؛  آن هم همان موز یا دلستری بود که کنار غذا برای روز دانشجو می‌دادند و این تنها تفاوت روز دانشجو با بقیه روزهای سال بود. شاید برای همین است که امروز رفتیم سراغ شوخی با دانشجوهای رشته‌های مختلف که بفهمیم هر دانشجو، چه‌کاره است.
 
تاریخ انتشار: 09:02 - دوشنبه 14 آذر 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
دانشجوی پزشکی: انسان ستمدیده‌ای است که بسیار درس می‌خواند تا دانشگاه علوم پزشکی قبول شود. وی بعد از قبول‌شدن، میان برزخ وزارت علوم و وزارت بهداشت گیر کرده، ضمن اینکه از فلان دوستش که در دانشگاه آزاد، آبیاری گیاهان دریایی خوانده عقب می‌ماند. در آخر اگر پول نداشته باشد، باید با حقوق کم و شیفت‌های طولانی‌مدت دست‌وپنجه نرم کند و فحش‌هایی را که به برخی از پزشکان فراری از مالیات می‌دهند به اشتباه بشنود. آش نخورده و دهان سوخته!دانشجوی پیراپزشکی: شکل دیگری از دانشجوی مشغول به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی که پیتزا پیراشکی معرب اسم اوست؛ به‌دلیل اینکه وی نمی‌خواهد به سرنوشت آن پزشکان بی‌پول روی می‌آورد و برای گذران ادامه زندگی و تکمیل قافیه متن ما، به فروش پیتزا پیراشکی روی می‌آورد.دانشجوی دامپزشکی: یک عدد دانشجوی خسته که از انسان‌ها دل خوشی ندارد. بهترین تفریح او این است که بگوید پزشکم و وقتی که یکی از او درخواست معاینه کرد، رو کند که دامپزشک است!دانشجوی حقوق: دانشجویی که مفهوم انتزاعی کلاه فارغ‌التحصیلی را به ذهن متبادر می‌کند. خیلی از علوم انسانی‌ها می‌توانستند این رشته را بخوانند؛ ولی به‌خاطر آلرژی به دادگاه و دادسرا این درس را نخوانده‌اند. وی باید همواره به دوروبری‌هایش راه‌های گرفتن طلب یا فرار از بدهکاری را با استناد به قانون مدنی آموزش دهد.دانشجوی ادبیات: یک عدد دانشجوی خسته که نه دل خوشی از سیاستمداران دارد و نه دل خوشی از زمانه. بعضی از آن‌ها همواره در بوستان کنار دانشکده، به مجسمه فردوسی خیره شده‌اند و کلاه نقاب‌دار و پالتوی بلند از شاخصه مهم شناسایی آن‌هاست. اکثر آن‌ها در فکر نگار پریشان‌زلفی هستند که قرار است یک عمر برایش عاشقانه بسرایند؛ اما این نگار هیچ‌وقت جزوه‌هایش روی زمین نمی‌ریزد.دانشجوی مهندسی برق: نصف عمر این دانشجو، صرف این می‌شود که ثابت کند کارش وصل‌کردن پریز و کلید برق نیست و کارهای مهم‌تر از این‌ها از او برمی‌آید. معمول افراد با موی فرفری بیشتر در این رشته دیده می‌شوند!دانشجوی مهندسی عمران: نصف عمر این مدل دانشجو هم صرف این می‌شود که به همه ثابت کند سقوط پلاسکو و نوسان قیمت شن و سیمان ربطی به او ندارد. این موجود هیچ دل خوشی از درس مقاومت مصالح نداشته و در پایان، قرابت عجیبی بین خودش و کار فرهنگی در دانشگاه می‌بیند.دانشجوی مهندسی مکانیک: بیشتر عمر این دانشجو، صرف این می‌شود که ثابت کند بین او و اصغرآقا مکانیک سر کوچه، تفاوت‌های زیادی است و برای اینکه بعدا  عین اصغرآقا مغازه مکانیکی بزند، وارد این رشته نشده است. او خیلی تلاش می‌کند تا به همه ثابت کند هر مکانیکی دست‌به‌آچار نیست و این مکانیک با آن مکانیک خیلی تفاوت دارد؛ اما همیشه در مهمانی‌ها یک نفر وجود دارد که از او عیب ماشینش را بپرسد یا به او بگوید: «حالا قیمت باتری ماشین رفته بالا، به نظرت پایین میاد؟ راستی این کارخونه‌های خودروسازی چرا اینقدر خون مردم رو تو شیشه کردن و کسی بهشون چیزی نمی‌گه؟»دانشجوی علوم سیاسی: تا قبل از شروع مذاکرات، همیشه آدم‌هایی بودند که دنبال یادگرفتن سیاست‌های بزرگ از دانشجوهای علوم سیاسی بودند تا جاری، مادرزن، مادرشوهر و باجناق خود را اذیت کنند؛ اما بعد از روند مذاکرات، متوجه شدند که سطح دانشجوهای سیاسی بالاتر از این حرف‌هاست و باید از آن‌ها استفاده‌های مهم‌تری کنند؛ برای همین آن‌ها چند وقتی است تغییر رویه داده‌اند و از دانشجوهای علوم سیاسی می‌پرسند: «یعنی مذاکرات جوش می‌خوره؟ اگه جوش خورد، طلا بخریم بهتره یا دلار؟ اگه این مذاکرات جوش نخورد، به نظرت خونه‌مون رو بفروشیم بریم ترکیه زندگی کنیم بهتره یا پولش رو بذاریم تو بورس؟»دانشجوی تاریخ: درست است که این مدل از دانشجو همواره تاریخ می‌خواند، ولی قرار نیست تاریخ تولد سوگلی دویست‌ویکم فتحعلی‌شاه را بداند! مسخره‌ترین شوخی‌ای که می‌توان با این‌گونه دانشجو کرد این است که از وی پرسید: «راستی فلانی، امروز چندمه؟ مگه تو تاریخ نخوندی؟ هارهارهار!»دانشجوی هنر: دانشجوهای هنر جزو معدود دانشجوهایی هستند که نه کد رشته را اشتباه وارد کرده‌اند و نه برای رفتن به دانشگاه، تن به هر رشته‌ای داده‌اند. آن‌ها از اول دوست داشتند دانشجوی هنر شوند و حالا سر کلاس دانشگاه‌های هنر نشسته‌اند. روحیه لطیف، شلوار پاچه‌گشاد به طوری که تا سر قوزک پا را بگیرد، عینک دایره‌ای و البته یک تخته‌شاسی زیر بغل از مشخصه آن‌هاست. مراقب روحیه‌های آن‌ها باشید. درست است که مشاهده شده بعضی از آن‌ها اهل رپ و تیپ‌های هیپی هستند، اما جنس روحیه‌شان عین پولکی است؛ شیرین و شکننده!