1مهر
طبق معمول خوابهای براندازی میدیده که با صدای «این سگ چیه برداشتی آوردی تو این سگدونی پدرسگ؟» از خواب بیدار میشود! او برای اینکه از تهدیدهای پدر و مادرش به خاطر سگ آوردن به داخل اتاقش در امان بماند، از پنجره میگریزد.
2مهر
تابلوی نقاشی را که عکس یک سگ روی آن است، به دیوار میزند؛ اما مادرش همان را هم بیرون میاندازد.
3مهر
او تصمیم میگیرد با اعتصاب غذا و روزه سکوت، به رفتار پدر و مادرش اعتراض کند؛ اما با تهدید اینکه «فلفل سیاه میریزیم دهنت تا آدم بشی» اعتصاب خود را میشکند.
5مهر
عکسهای خود را با سگ که دیروز فتوشاپ کرده است، در صفحهاش میگذارد.
10مهر
او که بهخاطر انتشار تصاویر و کپشن «من و پسرم یهویی» از خانه رانده شده و هوای سرد بیرون پدرش را درآورده است، بعد از چند روز با وساطت بزرگان خانواده، به خانه برمیگردد.
15مهر
هنوز نمیداند چه اتفاقی افتاده است و چرا مردم در خیابان تجمع کردهاند؛ اما برای اینکه از بقیه عقب نماند، یک استوری با هشتگ #سیب_زمینی_نباشیم برای سرنگونی نظام میگذارد. چون مادرش همیشه فهم و شعور او را با سیبزمینی اندازهگیری میکند.
20مهر
۱۰ روز است که اوضاع در خانه آرام است؛ فقط میخورد و میخوابد… با دسته جارو برقی بیدار میشود. مادرش میگوید تا کار پیدا نکرده است، خانه نیاید.
21مهر
با التماس یک روز از مادر وقت گرفته است! در این مدت همچنان استوری اعتراضی میگذارد.
30مهر
بالاخره موفق میشود به یک نتورکر تبدیل شود؛ اما برای جذب فالوور در یکی از تجمعها شرکت میکند و چند عکس میگیرد؛ اما در همین حین، گوشیاش سرقت میشود.
4آبان
با استوری حضور ارتش بعد از ۲۱ روز طبق قانون اساسی ناشناس جوگیر شده و عقدههای خود را در اعتراضها میخواهد تلافی کند.
11آبان
یک هفتهای از او خبری نیست…خبر کشتهشدنش مثل برق در همه جا میپیچد.
12آبان
همه در فضای مجازی به او لقب اسطوره دادهاند و صحیح و سالم به خانه بازمیگردد. وقتی درباره شرایطش سؤال میپرسند، جواب میدهد: فقط ای کاش گونیاش سیبزمینی نبود.بالاخره آدم از هرچیزی بدش بیاید، سرش میآید.



