گفت‌وگو با معتمدان و اهالی مردم محله سودان و بازگویی مشکلات محله

سودان بااصالت، توجه می‌خواهد

حاج احمد زارعی پسر حاج حیدر از معتمدان سرشناس محله سودان است. وقتی می‌خواهد درباره سودان با ما گفت‌وگو کند، اصرار دارد نام پدرش را بیاورد.

تاریخ انتشار: 11:04 - چهارشنبه 19 دی 1403
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
سودان بااصالت، توجه می‌خواهد

به گزارش اصفهان زیبا؛ حاج احمد زارعی پسر حاج حیدر از معتمدان سرشناس محله سودان است. وقتی می‌خواهد درباره سودان با ما گفت‌وگو کند، اصرار دارد نام پدرش را بیاورد. از آن زمانی که حاج حیدر یک مینی‌بوس می‌خرد تا مردم محله را به بازار قدیمی اصفهان برساند برای تهیه معاش و مدرسه و حمام می‌سازد تا هم‌محله‌ای‌ها روی آسایش ببینند. سنگ‌بنای ساخت یک ساختمان چندمنظوره به اسم حسینیه امام‌صادق(ع) را قرار می‌دهد تا در سه‌طبقه و در هشت‌هزار متر زمین، مجموعه کامل فرهنگی و ورزشی و درمانی ساخته شود؛ کتابخانه و حسینیه و سالن اجتماعات هم برایش در نظر می‌گیرد. کار بدون کمک دیگران شروع می‌شود؛ اما پروژه سنگین حسینیه امام‌صادق(ع) امروز برای سرپاشدن و به‌نتیجه‌رسیدن به کمک احتیاج دارد.

حاج احمد نسل‌اندرنسل ساکن سودان بوده‌اند. محله را وقتی توصیف می‌کند، با علقه خاصی این کار را انجام می‌دهد و صحبت را از گذشته پربار محله شروع می‌کند.«محله سودان از قدیمی‌ترین محله‌های اصفهان است. حاج نورالله نجفی در محله سودان ساکن بوده است. این محله یک قلعه قدیمی داشت که محصور بود و از مردم در آن محافظت می‌کردند. برج نگهبانی و در چوبی نیز داشت؛ بنابراین مردم از دست راهزنان در امان بودند.»

محله سودان بسیار پهناور بود

«محله سودان خیلی وسیع بود»؛ حاج احمد با بیان این جمله می‌گوید: «محله سودان در خیابان زینبیه از قدیمی‌ترین محله‌ها بوده و وسعت آن 10هزار هکتار بود و زمین‌های حاصلخیز و کشاورزی وسیعی داشت. وسعت محله و زمین‌های آن به‌قدری زیاد بود که اداره ثبت سودان (الان اداره ثبت شمال‌شرق است) داشتیم. کل اسناد این منطقه در این اداره ثبت می‌شد. محدوده سودان از کوچه مرغاب، پشت مسجدالغفور، شروع می‌شد و تا زمین‌های پایین دروازه یا دشتستان می‌رفت. از طرف دیگر، تا حرم حضرت‌زینب(س) در زینبیه و سمت چپ تا هفتون و از سمت دیگر تا عاشق‌اصفهانی و اراضی دودانگی ادامه داشت. نهر زیبای شاه‌پسند از پل رباط و محله کساره و از سرچشمه شروع می‌شد و تا این محله ادامه داشت.

این نهر خیلی تمیز بود و لای‌روبی و آب‌ریزش نداشت؛ برای همین به آن نهر شاه‌پسند می‌گفتند. اما بعد از انقلاب مهاجرت به محله سودان افزایش یافت و زمین‌های کشاورزی بدون تفکیک و اصول شهری تقسیم و فروخته و بدون مجوز هم ساخته شد.»حاج علی زارعی از معتمدان قدیمی و فعال محله سودان است؛ از آن‌هایی که روزهای زندگی‌اش را در محله گذرانده و تلاش کرده است باری از دوش اهالی کم کند. از کم‌کاری گذشتگان و مدیران شهری گذشته گله دارد و معتقد است روش آن‌ها محله سودان را چندان جلو نبرده و مشکلاتش را افزایش داده است.حاج احمد دغدغه فرهنگی و مساجد بدون بنیه مالی محله را دارد که در این روزگار، بدون پشتوانه نمی‌توانند ادامه بدهند و برای تجهیزشدن احتیاج به کمک دارند. مسجد رضوی و حسینیه امام‌صادق(ع) هم این روزها برای ساخته‌شدن و خدمات‌دهی به مردم به کمک احتیاج دارد.او از تخریب دو مدرسه قدیمی در محله سودان می‌گوید که هیچ‌وقت ساخته نشده و فقط در حد کلنگ‌زنی باقی‌مانده است.

اجرای نصفه‌نیمه طرح خیابان شهید قاسمی

اجرای طرح خیابان شهید قاسمی باآنکه طرح خوبی بوده و راه‌بازکن محله سودان است، نصفه‌نیمه اجراشدنش حالا دردسری بزرگ برای محله شده است. حاج احمد ادامه می‌دهد: «این خیابان جدید از میان زمینی که قبلا جای قلعه سودان بوده، گذشته است؛ همچنین خیابان 16متری مشرف به خیابان شهید قاسمی ساخته‌شده و قرار است این خیابان‌ها محله را به اتوبان و خیابان‌های اطراف وصل کند؛ اما هر دو نیمه‌تمام مانده است و نیاز به عریض‌‌شدن و تکمیل‌ دارد. بعضی منازل در مسیر این خیابان نیمه‌تخریب رها شده‌اند و چهره نامناسبی را برای محله ایجاد کرده‌اند.

این خیابان قرار بود به خیابان ابوریحان باز شود؛ اما کامل اجرا نشده است.»او از وجود ورزشکاران بزرگ در محله سودان و استعداد فراوان جوانان محله می‌گوید که نیاز به حمایت و مکانی برای پرورش‌دادن استعدادهایشان دارند. این معتمد محلی ساختن ورزشگاه و یک سالن ورزشی را نیاز مهمی برای محله می‌داند. در کنار آن، ساخت زورخانه‌ای برای پرورش ورزش زورخانه‌ای و پهلوانی نیز یکی دیگر از نیازهایی است که حاج‌ احمد به آن اشاره و اضافه می‌کند: «زمین‌های زیادی در خیابان شهید قاسمی وجود دارد که می‌تواند به زمین ورزشی و پارک و فضای سبز تبدیل شود و در واقع کمبود اصلی محل است. فقر فضای سبز یکی از مشکلات این روزهای محله سودان است، سودانی که گذشته سرسبزی داشته و مهد کشاورزی بوده است.»نداشتن پیاده‌رو و وجود کوچه‌های نامتعارف یکی دیگر از مشکلاتی بود که زارعی به آن اشاره کرد: «خیابان اصلی و ورودی محله هم شاکله مناسبی ندارد. ورودی محله سودان نیاز به عقب‌نشینی دارد.»

ورودی محله می‌تواند نمادی برای معرفی آن باشد که سودان از آن محروم است؛ حتی در ورودی محله ساختمانی نیمه‌ساز سال‌هاست رهاشده و چهره نامناسبی در وردی محله سودان ایجاد کرده است که شهرداری برای تعیین‌تکلیف آن باید وارد عمل شود.این معتمد محلی شاداب‌نبودن محله و نداشتن فضای زیبا را یکی از عیوب محله سودان می‌داند و می‌گوید: «الان در کل شهر و محله‌ها گل‌کاری و نورپردازی انجام‌ می‌شود؛ اما در محله ما خبری از امکانات نیست و هیچ نماد زیبایی وجود ندارد؛ همچنین بافت فرسوده در محله سودان اذیت‌کننده است. در حال حاضر در محله خانه‌های زیادی وجود دارد؛ اما فقط قسمتی از محله به‌عنوان بافت فرسوده معرفی‌ شده است. باید کل محله را در نظر بگیرند تا همه بتوانند از تسهیلات بافت فرسوده استفاده کنند.»

کاش زمین‌ها تفکیک شده بود!

در گشت‌وگذارمان در محله سودان مشکلاتی که حاج احمد به آن اشاره کرده بود، به‌خوبی دیده می‌شد. در این بازدید به فضای سبز کوچکی در دل محله رسیدیم که تعدادی کودک در گوشه آن مشغول بازی بودند و پیرمردی در حال پیاده‌روی بود. فضا آن‌قدرها بزرگ نبود؛ البته محیط اطراف فضای سبز نیز به دلیل رفت‌وآمد ماشین برای کودکان امن نبود. به سراغ تعدادی از ساکنان محله و همسایه بوستان آلاله رفتیم.

صحبت از مشکل آب و قطعی برق شروع می‌شود. یکی از اهالی که لهجه هم دارد، می‌گوید: «کمبود شدید آب، به‌خصوص در تابستان، خیلی اذیت‌کننده است. روزی سودان چاه آب داشت که به همه‌ جا آب می‌فرستاد و هنوز هم دارد؛ اما خودش از آب شرب کافی محروم است.»

محله سودان نیز مثل بقیه محله‌های اصفهان میزبان مهاجران زیادی است که از سایر شهرها و استان‌های دیگر هستند و البته اتباع بیگانه که مشکل امروز محله است. بسیاری از آن‌ها سال‌های زیادی است که در محله سکونت دارند. آن‌ها بسته به وسعشان زمین‌های کوچک زیادی را در محله خریده‌اند و به دلیل قوانین شهرداری نتوانسته‌اند طبق اصول خانه بسازند و خلاف‌سازی‌ها و خانه‌های کوچک و بی‌قاعده امروز مشکل محله سودان شده است.یکی از کسبه با دست به خانه‌های فرسوده سمت چپ کوچه اشاره می‌کند و می‌گوید: «چند خانواده در این خانه زندگی می‌کنند و خیلی فرسوده است.

اگر بخواهند خراب کنند و بسازند، باید هزینه زیادی به شهرداری بپردازند که در توان مردم این محله نیست و نمی‌توانند بپردازند.»یکی دیگر از اهالی اضافه می‌کند: «وقتی بیشتر مردم به این محله آمدند، چون تفکیک درستی نبود و زمین‌ها کوچک بود و مانع ساخت‌وساز می‌شدند، خانه‌های اصولی خوبی ساخته نشد. اگر شهرداری از اول وارد کار می‌شد و زمین‌ها را تفکیک می‌کرد و طبق طرح پیش می‌رفت، امروز وضعیت خوبی در محله بود. من زمینم 80 متر بود. شهرداری مجوز نداد و ما شبانه ساختیم. ساخت‌وسازهای نامناسب باعث شده است کوچه و خیابان و معابر نافرم باشد و رفت‌وآمد در محله مشکل‌ساز شود؛ همچنین فقدان آسفالت مناسب در کوچه‌پس‌کوچه‌ها برای رفت‌وآمد در زمان بارندگی دردسر ایجاد می‌کند.»

تفریحشان نشستن کنار جوی‌های سیمانی است

راهمان را کج می‌کنیم سمت دیگر محله و به طرف خیابان شهید قاسمی که از میان محله عبور کرده و به‌تازگی افتتاح‌ شده است، می‌رویم. خیابان قرار است محله را به خیابان‌های اطراف و اتوبان ارتباط دهد؛ اما نصفه‌نیمه افتتاح ‌شده است. در اطراف خیابان خانه‌های نیمه‌خراب‌شده، محل تجمع نخاله‌ها و زباله‌ها شده و چهره نامناسبی به محله داده است. اطراف خیابان شهید قاسمی زمین‌های بزرگی رهاشده که بقایای باغ‌های خشک‌شده از گذشته است. تنه رنجور درختان خشک‌شده نشان از گذشته پرصفا و سرسبز این تکه از محله می‌دهد. پسرکانی در خیابان تازه‌آسفالت‌شده فوتبال بازی می‌کنند و آسفالت خیابان نقش زمین فوتبال را برایشان بازی می‌کند. خیابان راه به جایی ندارد و رفت‌وآمد در آن محدود است؛ اما هرازچندگاه یک ماشین نظم بازی‌شان را به‌هم می‌زند. کنار خیابان و لبه جوی بزرگی که خالی از هرگونه درخت و سرسبزی است، خانم‌های محله دورهم نشسته‌اند. این تنها جایی است که به نظر می‌رسد برای تفریح و گذران وقت دارند؛ جایی کنار پسرانشان که بازی‌کردنشان را هم می‌بینند.

حاصل گفت‌وگوی ما با خانم‌های محله بعد از درددل‌هایشان از اجاره‌های فراوان خانه‌های کوچک و بدون آفتاب محله به اینجا رسید که نداشتن یک فضای مناسب برای تفریح و بازی بچه‌ها و خانم‌های محله آن‌ها را به کنار جوی‌های سیمانی کشانده است.خانمی به زمین‌های رهاشده اطراف خیابان تازه‌افتتاح‌شده اشاره می‌کند و می‌گوید: «هیچ جایی برای خانم‌ها نیست؛ نه فضای سبزی، نه فرهنگ‌سرایی و نه ورزشگاهی. کاش این زمین‌های رهاشده را پارک می‌کردند و آلاچیق می‌زدند تا خانم‌ها عصرها استفاده کرده و بچه‌ها هم بتوانند بازی کنند.»

خیابان هیچ تیر چراغ‌برقی ندارد. تاریکی و ناامنی حاصل از آن و عبورومرور سخت در این خیابان نکته‌ای بود که خانم‌ها به آن اشاره کردند.هنگام عصر که آفتاب کم‌رمق می‌شود، زن‌های خسته از کار روزانه، به کوچه می‌آیند تا کمی از خانه‌های تنگ و بی‌آفتاب، به نور آفتاب کوچه پناه ببرند و به‌وسیله گفت‌وگو با همسایه‌ها و درددل‌کردن، نیرویشان برای ادامه زندگی در محله سودان را افزایش دهند. این آخرین قابی است که از محله سودان در ذهنمان حک و خاطره‌ای شد از یک محله قدیمی و بااصالت.