به گزارش اصفهان زیبا؛ « شهر علاوه بر رویدادهای محلی، نیاز به اتفاقات شهری دارد.» شاید همین جمله ساده، برطرفکننده بسیاری از حرف و حدیثها در خصوص اجرای کنسرتنمایش شهری «رفیقبازی» باشد. خیلی از کنشگران محلی که ازقضا با کمبود امکانات و بودجه و نیروی انسانی و… دستبهگریبان هستند، نمیتوانند با رویدادهای شهری مواجهه همدلانه داشته باشند.
البته علاوه بر فهم این نکته، لازم است متولیان فرهنگ شهر، تعادل درستی بین این دو حوزه کوچک و بزرگ برقرار کنند. بسیاری از مدیران، از مقیاس محله فاصله گرفتهاند و لازم است در سطح کلان تصمیمگیری افرادی که کماکان به مسئله محلهها حس دارند حضور داشته باشند. «رفیقبازی» از دو زاویه، محل بحث و نظر واقع شد؛ یکی متن و دیگری فرا متن. در نگاه به متن، مسئلههای فنی و هنری فراوانی قابل طرح است. چرا شخصیت احمد کاظمی انتخاب شده است؟ چرا اولین قطعه کار، سوژه خشنی مثل برخوردهای ساواک بوده است؟ آیا نمیشد اجرا را با یک مسئله ملی مثل ماجرای بم آغاز کرد؟ چرا در اکثر صحنهها، دیالوگهای تکنفره، جایگزین اجرای نمایش شده بود؟ دیالوگها و نمادهای بصری نمیتوانست قویتر انتخاب شود؟ بهتر نبود اجرای آقای معتمدی با یک قطعه مشهور از آثار ایشان شروع شود و… .
در ماجرای فرامتن هم به نحوه تبلیغات نقدهای زیادی وارد شد. مسئله هزینهها و تیم اجراکننده هم مورددقت منتقدان قرار گرفت. اما زاویه سومی هم وجود دارد که کمتر به آن توجه شد. زیرمتن این نمایش، بعد مثبت ماجراست. اینکه اکنون اصفهان، عناصر و تیمهای توانمندی را دارد که جسارت برنامه شهری را دارند، از نقدشدن نمیهراسند، بیصدا کار میکنند و حاشیهسازی ندارند، در فرصتهای کم کارهای بزرگی را پیش میبرند.
قوت اصلی نمایش «رفیقبازی» اینجاست. حقیقت این است که اصفهان در سالهای اخیر، کمتر توانسته است حرفی در قامت ملی و بلکه جهانی داشته باشد. گویی اصفهان، بیش از اندازه در لاک خودش فرو رفته است. اصفهان که عنوان نصف جهان را با خود همراه دارد، باید به بیرون از خود نظر کند و کار بسازد تا حیات فرهنگی خودش را نیز احیا کند. اصفهان، پهلوانی است که اگر مشغول کارهای روزمره شد، پژمرده میشود. حتما باید نقش کلانتری ایفا کند تا در روزمره خودش هم شاداب ظاهر شود. این حضور و این نقشآفرینی نیاز به جسارتی دارد که انسان در «رفیقبازی» مشاهده میکند؛ همان چیزی که رهبر حکیم انقلاب در دیدار کنگره شهدای اصفهان طلب میکنند.



