ایده نو، گرفتار کلیشه‌های گیشه‌پسند

«تاکسیدرمی درباره برادر ناتنی محمدرضا پهلوی است که در پی حوادثی که در فیلم رخ می‌دهد، مجبور می‌شود برای پیداکردن گوزنی در بحبوحه پیروزی انقلاب به جنگل‌های شمال برود.»

تاریخ انتشار: 13:49 - شنبه 20 بهمن 1403
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
ایده نو، گرفتار کلیشه‌های گیشه‌پسند

به گزارش اصفهان زیبا؛ «تاکسیدرمی درباره برادر ناتنی محمدرضا پهلوی است که در پی حوادثی که در فیلم رخ می‌دهد، مجبور می‌شود برای پیداکردن گوزنی در بحبوحه پیروزی انقلاب به جنگل‌های شمال برود.» این چند خط خلاصه‌ای از فیلم است که نشان می‌دهد فیلم فرصتی برای استفاده از جلوه‌های ویژه و پیداکردن زبانی نو برای ساخت فیلمی کمدی فانتزی ایجاد می‌کند.

همین‌طور به شخصیتی پرداخته می‌شود که نه برای مردم و نه حتی برای خاندان سلطنتی‌اش کوچک‌ترین اهمیتی ندارد و در حاشیه است. به‌علاوه، این فیلم می‌توانست فرصتی برای پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی داشته باشد و تماشاگران را دست‌خالی از سالن سینما بیرون نفرستد؛ اما هیچ‌کدام از این موارد رقم نمی‌خورد.«تاکسیدرمی» تن به کلیشه‌های گیشه‌ای می‌دهد و تنها می‌خواهد با تکیه ‌بر طنز کلامی و موقعیت‌های طنزی که آن‌چنان هم قوی طراحی نشده‌اند، به هر قیمتی از مخاطب خنده بگیرد. در حقیقت ایده فدای این موضوع شده است و در فیلمنامه شخصیت‌ها را در حد یک پوسته نگه داشته است که قرار است نام‌آشنای مجید صالحی، حسن معجونی، هادی کاظمی و بیژن بنفشه‌خواه به دوش بکشد؛ بنابراین، بیشتر بار بصری اثر برای پردازش بر روی دوش جلوه‌های ویژه فیلم می‌افتد که نمی‌تواند دردی را دوا کند و تصنعی بودنش، خصوصاً در جنگل و حین حمله حیوانات، به‌خوبی حس می‌شود و باتوجه‌به فضای فیلم هم نمی‌تواند باورپذیر باشد.

از این‌ها گذشته، موقعیت‌های فانتزی فیلم اگر تنها معطوف به کاراکتر اصلی فیلم یعنی عبدالرضا می‌شد، فیلم می‌توانست بیشتر حرف برای گفتن داشته باشد؛ اما ازآنجاکه در شکل‌گیری آن نیز رویکرد خاصی وجود ندارد، نمی‌تواند توجهی جلب کند یا اینکه موفق به تلنگرزدن به تماشاگران شود و آن‌ها را به فکر وادارد. به‌هیچ‌وجه به ایجاد تعلیق در موقعیت‌های کمیک توجهی نمی‌شود و تنها هدف خنداندن تماشاگر با تکرار موقعیت‌های کلیشه‌ای است. حتی زمانی که این موقعیت‌ها قرار است جلب‌توجه کنند، اغلب از حد یک شوخی ساده و سطحی فراتر نمی‌روند. این در حالی است که موقعیت‌های کمدی، اگر به‌درستی پرداخته شوند، می‌توانند بسیار تأثیرگذارتر از آنچه که در این فیلم مشاهده می‌شود، باشند.

در واقع، شخصیت ‌محوری فیلم متأسفانه به‌خوبی پرداخته نشده است و در انتها به حد دلقکی می‌ماند که بعد از پایان فیلم و به‌محض خروج از سالن سینما از یاد تماشاگران می‌رود. شخصیت‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که تنها برای ایجاد موقعیت‌های کمدی به کار می‌آیند و از پرداختن به ابعاد پیچیده‌تر آن‌ها چشم‌پوشی شده است. این امر باعث می‌شود که فیلم نتواند ارتباط عمیقی با تماشاگر برقرار کند و در نهایت اثر زیادی بر ذهن آن‌ها نمی‌گذارد. البته نمی‌توان به بازیگری مجید صالحی خرده گرفت؛ چرا که اساساً فیلمنامه چیزی برای ارائه ندارد که او بتواند از آن نقشی ماندگار خلق کند.

در مجموع، فیلم «تاکسیدرمی» درحالی‌که از ایده‌ای جذاب برخوردار است، در عملیاتی‌کردن آن و ارائه یک اثر ماندگار شکست می‌خورد. این فیلم نتوانسته است از پتانسیل‌های خود به‌خوبی بهره‌برداری کند و به‌جای پرداختن به موضوعات اجتماعی و انسانی، در دام کلیشه‌ها و طنزهای سطحی گرفتار شده است. در نهایت، فیلم نه‌تنها تماشاگران را تحت‌تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه با ضعف‌های فیلمنامه و شخصیت‌پردازی، آن‌ها را از خود دور می‌کند.