به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم سینمایی «شمال از جنوب غربی» به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیهکنندگی مهدی مددکار است. این فیلم داستانی ملتهب را در جنگلهای سرسبز شمال دنبال میکند؛ داستانی درباره یک عملیات سازماندهیشده و وسیع که التهاب فیلم را دوچندان میکند.
فیلمنامه قوت و انسجام قابل قبولی دارد. فیلم آنچنان که باید، خوب شروع نمیشود؛ اما رفتهرفته انجسام خود را پیدا میکند و روند روبهجلویی را طی میکند. فیلمنامه در خلق خردهپیرنگها کمی لنگ میزند و نمیتواند آنها را کامل و استاندارد خلق و به پیرنگ اصلی مربوط کند. در صحنههای اکشن فیلم نیز درام آنچنان که باید پیش نمیرود و همین باعث شده تا برخی این فیلم را فقط تجلی صحنهها و سکانسهای اکشن بدانند که البته به عقیده من بیانصافی است و نمیتوان درباره این فیلم چنین گفت. در کل، فیلمنامه نمره قابل قبولی کسب میکند؛ اما افسوس که در پایانبندی فیلم اتفاقی رقم میخورد که همان باعث میشود تا فیلمنامه نمره عالی نگیرد. پایانبندی دقیقا برخلاف جریان فیلم و دقیقا برخلاف مقدمهچینیهایی است که برای پایانبندی صورت گرفته است. اگر پایانبندی فیلم درست شکل میگرفت، این فیلم را به یکی از بهترین فیلمهای چند سال اخیر تبدیل میکرد.
کارگردانی «شمال از جنوب غربی» یکی از بهترین کارگردانیهای جشنواره امسال به شمار میآید. التهاب درون فیلم، هم آنقدر خوب و بجاست و هم کارگردان را دچار توهم نکرده و گویی کارگردان با آرامش خاصی و از دور مانند یک فیلمساز حرفهای، فیلم را کارگردانی کرده است. صحنههای اکشن فیلم را که اکثرا در جنگل فیلمبرداری شده، میتوان از سطح سینمای ایران بالاتر دانست. کارگردان دقیق میداند چه میخواهد و البته میداند چشمان مخاطب نیز چه نیازی دارد و پلان به پلان همان را به مخاطب نشان میدهد. البته همانطور که گفته شد، در صحنههای اکشن کمی درام از کار میافتد و درست و دقیق پیش نمیرود؛ ولی آنقدر این صحنهها خوباند که خللی در فیلم برای مخاطب پیش نمیآورد و فیلم در نهایت به ریل درام برمیگردد. از دیگر قوتهای کارگردانی فیلم بازیگردانی است. کارگردان بازیگرها را تا نهایت پتانسیل خود بالا آورده و این حقیقتا جای تحسین و تمجید دارد.
طراحی صحنه فیلم همانند و همپای کارگردانی فیلم است. تمام صحنهها چشمنواز و یکدست با صحنههای دیگرند و بهخوبی توانستهاند فیلم را در چشم مخاطب زیبا و البته هماهنگ با درام جلوه دهند. سختی طراحی صحنه در صحنههای اکشن و مخصوصا جنگلی بر کسی پوشیده نیست و به همین دلیل میتوان طراحی صحنه فیلم را واقعا خوب و درست دانست.
یکی از بخشهای مهم نقد این فیلم مربوط به بازیگری فیلم است. بازیها عالی است و همانطور که پیشتر گفته شد، مرهون کارگردان و بازیگردانی اوست. مصطفی زمانی بهترین بازی خود را بعد از «عطرآلود» رقم زده و با این نقشآفرینی فاصله خود تا کسب سیمرغ را به یک قدم رسانده است. اکتهای چهره، دیالوگگویی و بازی اکشن او حقیقتا مخاطب را به تحسین وامیدارد؛ اما کار به اینجا ختم نمیشود. امیر آقایی نیز مانند همیشه خوش درخشیده و فیلم را با حضورش جلا بخشیده است. علی دهکردی آنقدر خوب بازی کرده که اغلب مخاطبان متوجه نشدهاند که نقش (دایی) را در فیلم اوبازی کرده است. در اولین پلانی که از او میبینیم، شگفتزده میشویم و با جرئت میگویم این بهترین بازی دهکردی تا به امروز است. مهدی زمینپرداز نیز متفاوت با نقشهای خود ظاهر شده و ثابت کرده که اگر جلوی دوربین کارگردانی توانمند برود، میتواند به یک بازیگر درجه یک تبدیل شود و نقشهای اصلی را از آن خود کند. دیگر بازیگران نیز همانند هومن حاجیعبداللهی، سیامک صفری، بهناز جعفری، مهدی احمدی و امیررضا دلاوری هم بسیار درست و دقیق بازی کرده و فیلم را از حیث بازیگری یکدست کردهاند.
فیلمبرداری بسیار خوب و درست و دقیق است و نهتنها فیلم را یک سروگردن از فیلمهای هممضمونش بالاتر برده، بلکه قابهایی نوآورانه و بدیع را در صحنههای اکشن سینمای ایران پدید آورده است. استفاده درست و بجا از تکنیکها و قابهای متناسب با جریان درام باعث شده که فیلمبردار این فیلم نیز تا یکقدمی سیمرغ جلو بیاید.
در کل، فیلم «شمال از جنوب غربی» فیلمی متفاوت و مدعی است که البته به دلیل پایانبندی ضعیف و حتی نادرست، آنچنان که باید نمیتوان آن را عالی دانست. اگر پایانبندی فیلم همپای جریان کلی فیلم جلو میرفت و آنچه را که درست است و مخاطب انتظار دارد ارائه میداد، میتوانستیم این فیلم را بهترین فیلم جشنواره امسال و حتی بهترین فیلم یک دهه اخیر سینمای ایران معرفی کنیم؛ اما این پایانبندی ضعیف و غیراصولی باعث شده که فیلم بسیاری از مزیتهای خود را در نهایت از دست بدهد و به یک فیلم خوب تبدیل شود، نه یک فیلم عالی.





