به گزارش اصفهان زیبا؛ صدای پارس سگ ها حیاط بزرگ و درندشت را از جا کنده و قطع نمیشود؛ فریادی که پیچیده لابهلای صدای مرغ و خروسهای محبوسشده در لانه.
خورشید برادههای طلاییاش را پاشیده روی زمین و گرمای 30 درجه امان بریده است و هُرم داغش سیلی میزند توی صورت سگها: «سگها به گرما حساس هستند و برای کنترل دمای بدن خود در هوای گرم، زبانشان را بیرون میآورند».
این را عباس لطفی، مسئول پایگاه آنست جمعیت هلالاحمر استان اصفهان که در نجفآباد است، میگوید؛ مربی که حالا حدود دو دهه از آغاز به کارش میگذرد و در عملیاتهای مختلفی حضور پیدا کرده است.
میگوید شغلش غیراقتصادی است و اما عشق و علاقه باعث شده که سالها در این عرصه حضور داشته باشد: «از سال 1378 بهصورت داوطلبانه وارد هلالاحمر شدم و چندین سال بهعنوان امدادگر فعالیت کردم. از سال 1384 نیز در آنست، «مرکز آمادگی و نگهداری سگهای تجسس» مشغول به کار هستم.»
تربیت سگ های تجسس کار هرکسی نیست!
حیاط آنست پر است از موانع و تجهیزاتی است که مربیها بهواسطه آنها دست به آموزش و تربیت سگها میزنند؛ البته تربیت سگ تجسس کار هرکسی نیست و نهتنها به صبر و حوصله بسیار نیاز دارد، که افرادی که پا به این عرصه میگذارند باید عاشق حیوانات باشند؛ درست مثل لطفی که میگوید از کودکی به حیوانات علاقه ویژهای داشته است:
«مدتی نیز در مجموعهای فعالیت میکردم که چند سگ نگهبان آنجا حضور داشتند و من توانستم با آنها ارتباط برقرار کنم.
پسازاینکه مرکز راهاندازی شد، بهواسطه علاقه و تعاملی که با جمعیت هلالاحمر داشتم همکاری خودم را با آنست آغاز کردم. این پایگاه تمام عملیاتهای جستوجو در اصفهان را پوشش میدهد و حتی زمانی که استانهای همجوار نیاز به کمک داشته باشند، به آنها نیز خدمات ارائه میدهد.»
ورود لطفی به این پایگاه همانا و ماندگارشدنش در آن نیز همانا. 20 سال کارکردن در آنست باعث شده تا رگ خواب سگها را بلد شود و با یک اشاره به آنها امرونهی کند: «در این مرکز سه قلاده سگ به نام “مکث” 9ساله از نژاد گلدن لابرادور، “لادو” 9 ساله از نژاد لابرادور رتریور و “هیرو” 2 ساله از نژاد ژرمن شپرد حضور دارند.
هرکدام از این سگها مربی اختصاصی خود را دارند. آموزش و آمادهکردن آنها برای حضور در عملیاتها تقریبا یک سالونیم تا دوسال طول میکشد.»
میگوید عملیاتهای امداد و نجات به دو دسته تقسیم میشوند: «برخی از عملیاتها دارای مصدومان مشخص هستند؛ مثل حوادث جادهای؛ اما در برخی از اتفاقات، تعداد مصدومان و مکانی که حضور دارند، معلوم نیست؛ مثل انفجار یا تخریب ساختمانها و زلزله و سیل و… .»
آنجاست که کار سگهای تخصص شروع میشود:
«وقتی جای مصدومان مشخص نباشد، باید از سگها یا دستگاه استفاده کرد. تا زمانی که این افراد را پیدا نکنیم، عملیات امداد و نجات ناتمام باقی میماند. حس بویایی سگها بسیار قوی است و به خاطر همین حضور آنها در عملیاتها میتواند کمک بسیار زیادی به امدادگران بکند. سگها میتوانند بوهای مختلف انسانها را از همدیگر تفکیک و آنها را بهصورت مجزا شناسایی کنند.»
همه سگ ها مناسب تجسس نیستند!
صدای سگها و خروسها همچنان در حیاط پیچیده است؛ سگهایی که در آن موقع روز از لانهها خارجشده و در محوطه آنست درحال تمرین و فرمانپذیری از مربیان خود هستند.
لطفی میگوید حدود 400 نژاد سگ ثبتشده که البته همه آنها برای امداد و نجات مناسب نیستند؛ بلکه «برخی از نژادها ویژگیهای مناسبی دارند که میتوانند برای تجسس مناسب باشند؛ برای مثال حس بویایی قوی و اجتماعیبودن و میل به یادگیری. ژرمن شپرد، گلدن لابرادور و لابرادور رتریور نژادهای خوبی برای تجسس هستند.
البته ممکن است برخی دیگر از نژادها نیز تربیتپذیر باشند. مسئله مهم کیفیت کار است؛ چون در عملیاتها جان انسان بیش از هر موضوع دیگری برای ما از اهمیت برخوردار است و باید از سگهای توانمند استفاده کنیم. خوشبختانه این سگها در ایران تولید و تکثیر میشوند و از سنین پایه نیز برای آموزش انتخاب میشوند.»
سگ های مطیع و فرمانبر
سگها مطیع مربیانشان هستند؛ به دستور آنها از موانع عبور میکنند.
عاشق بازیگوشی و بازی با توپ هستند. خسته هم که میشوند خودشان را روی زمین ولو میکنند و یکگوشه به تماشا مینشینند.
لطفی میگوید: «هوش و استعداد سگها به یکاندازه نیست. 10 نژاد باهوش شناختهشدهاند که برای آموزش از آنها استفاده میکنیم. فرآیند آموزش از سن تولگی شروع میشود و سگها پس از گذراندن تستهای اولیه و آمادهشدن وارد مرکز میشوند.
پسازآن با مربی ارتباط برقرار میکنند و اعتمادسازی آنها انجام میشود و یاد میگیرند که چگونه از مربی خود فرمان ببرند و چه کارهایی را انجام دهند و چه کارهایی را نه. همچنین سگها با محرکها و محیطهای مختلف نیز آشنا و حتی به آن وارد میشوند تا در مواقع حضور تحت تأثیر آنها قرار نگیرند.
همچنین در طول آموزش عبور از میدان موانع را نیز یاد میگیرند تا آمادگی جسمانی آنها بالا رود؛ چراکه در حوادث مختلف آنها ناچار به عبور از تونل و … هستند. مهمترین قسمت آموزش اما این است که سگ یاد بگیرد چگونه مصدوم و محلی که در آن حضور دارد را پیدا کند. پسازآن نیز در عملیاتهای مختلف حضور پیدا میکنند تا با حوادث مختلف آشنا شوند.»
فرآیند اجتماعیشدن بخشی از تربیت سگهاست
روز به نیمه رسیده و سگها همچنان در کنار مربیان خود مشغول به آموزش هستند. خروسها ولکن نیستند و در این موقع روز صدایشان روی اعصاب خط میاندازد. لطفی میگوید: «حضور خروسها در این مکان بخشی از فرآیند اجتماعیشدن و تحریکپذیری سگهاست؛ برای اینکه آنها با صدای حیوانات دیگر بهویژه زمانهایی که در روستاها حضور پیدا میکنند، آشنا شوند.»
آموزش روزانه سگها تمامشده و مربیان آنها را به داخل لانههایشان هدایت میکنند؛ مربیانی که حیوانات با آنها دیگر خو گرفتهاند و بهراحتی ازشان فرمان میبرند: «مربیان نیز در دورههای مختلف آموزشی در اصفهان یا سایر استانهای دیگر شرکت میکنند و آموزش میبینند.
در گذشته به دلیل اینکه تربیت سگهای تجسس کار جدید و بیسابقهای بود، مربیانی از صلیب سرخ به ایران میآمدند و افراد را آموزش میدادند. البته هنوز بهصورت جستهوگریخته این ارتباطها وجود دارد. همچنین هر سگی مربی اختصاصی دارد و نمیتواند چندین مربی داشته باشد. در برخی از حوادث اگر به هر دلیلی مربی نتواند حضور داشته باشد، سعی میشود از سگهای جایگزین استفاده شود.»
آموزشها که به پایان رسید، سگها برای حضور در عملیات آماده میشوند: «تا به الان در عملیاتهای مهم و زیادی سگهای تجسس حضور داشتهاند.
البته تعداد آنها را نمیتوانم بگویم؛ چون در عملیاتها موضوع مهم برای ما تجسس و پیداکردن افرادی است که دچار مصدومیت شدهاند.
به خاطر همین هم زمان بسیار مهم است. سگها به دلیل قدرت بویایی که دارند، میتوانند مکان پنهانشدن افراد را به ما نشان میدهند و تیمهای عملیاتی شروع به کار میکنند. حادثه متروپل و همچنین سیل امامزاده داوود ازجمله عملیاتهایی بود که سگهای تجسس مرکز آنست در آن حضور داشتند.»
نگهداری و مواظبت از سگهای تجسس اما دردسرهای خود را دارد. تأمین خوراک و واکسیناسیون و درمان و… هزینههای بالایی را میطلبد:
«در کنار آن هر سگ مربی اختصاصی خود را دارد که روزانه با آن تمرینهای لازم را انجام میدهد. شستوشو و نظافت و تأمین لانه مخصوص و همچنین زیرساختهایی مثل خودرو برای حضور در عملیاتها ازجمله دیگر هزینههای تربیت و نگهداری این سگهاست.
یکی دیگر از چالشهایی که نگهداری و تربیت این سگها به همراه دارند، ابتلای آنها به بیماریهای ویروسی در سنین پایین است که خطر زیادی هم دارد و با این اتفاق ممکن است زحمات مربی از بین رود. همچنین سگها خلقوخوهای متفاوتی با یکدیگر دارند و همین هم کار مربی را خیلی سخت میکند و میطلبد که مدتها به آموزش آن بپردازد و برای تربیتش وقت بگذارد.»
سگهای تجسس قیمت هنگفتی نیز دارند: «در حال حاضر سگهای تجسس در خود ایران پرورش داده میشوند؛ اما قبلا برای خرید آنها از خارج از کشور باید چیزی حدود 30 تا 50 هزار دلار هزینه میشد.»
بسیاری از افراد از سگها هراس دارند و از آنها فرار میکنند؛ درحالیکه «سگهای تجسس اصلا آسیبی به افراد نمیزنند؛ چون در روند اجتماعیشدن آنها به این مسئله دقت شده که بتوانند با انسانها بهراحتی ارتباط برقرار کنند؛ زیرا قرار است جانشان را نجات دهند؛ بنابراین خشونتی ندارند.
البته ممکن است در برخی از موارد به دلیل هیجان زیاد از خود خشونت نشان دهند. خود سگها اما در عملیاتهای مختلف زیاد آسیب میبینند و به دلیل حضور در آوارها و موانع و… دستوپایشان میشکند.»
سگها به لانههایشان هدایت میشوند؛ اما صدای پارسشان هنوز در حیاط به گوش میرسد؛ صدایی که در این موقع ظهر پیچیده به صدای خروسها. آفتاب سایه انداخته بر حیاط آنست که حالا دیگر خلوت شده و خبری از بازیگوشیهای سگها در آن نیست!



