امام‌صادق(ع) حلقه اتصال همه علوم اسلامی

تکیه‌گاه اصلی مذهب تشیع از نظر فکری، اندیشه‌ای و عقیدتی، بر امام‌صادق(ع) استوار است؛ البته این به معنای آن نیست که پیش از ایشان، شیعه وجود نداشته یا بر امامان پیشین تکیه‌ای نبوده است.

تاریخ انتشار: 13:31 - چهارشنبه 3 اردیبهشت 1404
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
امام‌صادق(ع) حلقه اتصال همه علوم اسلامی

به گزارش اصفهان زیبا؛ تکیه‌گاه اصلی مذهب تشیع از نظر فکری، اندیشه‌ای و عقیدتی، بر امام‌صادق(ع) استوار است؛ البته این به معنای آن نیست که پیش از ایشان، شیعه وجود نداشته یا بر امامان پیشین تکیه‌ای نبوده است؛ بلکه می‌توان گفت پیش از امام صادق(ع) نیز در دوران نخستین اسلام، تشیع حضور داشته است.

بذر تشیع در مدینه کاشته شد و نه‌تنها پس از پیامبراکرم(ص)، بلکه حتی در زمان حیات ایشان نیز صحابه به دو جریان و گروه تقسیم می‌شدند: یکی، پیرو و دنباله‌رو امیرالمؤمنین علی(ع) و دیگری، پیرو کسانی بودند که بعدها صاحب قدرت و خلافت شدند.

بنابراین، مذهب تشیع ریشه در عصر پیامبر(ص) و سپس در دوران امامت امیرالمؤمنین(ع) دارد؛ اما از آنجا که فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران امامت امام‌صادق(ع) مقارن با انتقال قدرت از امویان به عباسیان بود، فرصتی برای حضرت فراهم شد تا بتواند از این شرایط برای تثبیت و گسترش تشیع و تعمیق آن در حیطه نظری و فکری استفاده کند؛ به عنوان نمونه، ایشان با اینکه در مدینه ساکن بود، گاهی در عراق حضور می‌یافت؛ چرا که شرایط برای ارتباط با شیعیان عراق و نشر آموزه‌های دینی فراهم شده بود.

ابان بن تغلب، از اصحاب امام‌صادق(ع)، شیعه را این‌گونه تعریف می‌کند: «الشِّیعَةُ هُمُ الَّذِینَ إِذَا اخْتَلَفَ النَّاسُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَخَذُوا بِقَوْلِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع)، وَ إِذَا اخْتَلَفَ النَّاسُ عَنْ عَلِیٍّ (ع) أَخَذُوا بِقَوْلِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ(ع)»؛ یعنی شیعیان کسانی هستند که پس از رحلت پیامبر(ص)، در موارد اختلافی به سخن امیرالمؤمنین (ع) رجوع کرده و پس از شهادت ایشان، در موارد اختلافی به امام‌صادق(ع) مراجعه می‌کنند.

این بیان نشان می‌دهد که این دو امام، حلقه اتصال تشیع از صدر اسلام تا قرن دوم هجری بوده‌اند و نقش آنان در تعمیق و گسترش مکتب تشیع بسیار تأثیرگذار بوده است.

تقابل امام‌صادق(ع) با مذاهب فقهی اهل سنت

در دوران امامت امام صادق(ع)، مذاهب فقهی اهل سنت مورد حمایت حاکمیت عباسی قرار داشتند؛ از جمله منصور عباسی ابوحنیفه، پایه‌گذار مذهب حنفی را وادار می‌کرد در مقابل امام‌صادق(ع) به مناظره برخیزد. ابوحنیفه به روش‌های اجتهاد به رأی، قیاس و استحسان اعتقاد داشت؛ درحالی‌که امام‌صادق(ع) به شدت با این روش‌ها مخالف بود. نمونه دیگر از حمایت‌های حکومتی از مذاهب دیگر، تشویق مالک بن انس به تألیف کتاب «الموطأ» بود؛ در نتیجه، دو مذهب حنفی و مالکی در این دوره شکل گرفت و گسترش یافت.

امام‌صادق(ع) در همان زمان، برای مقابله با مذاهب و نحله‌های انحرافی با تبیین معارف اهل‌بیت(ع)، مکتب تشیع را به گونه‌ای مطرح کرد که شیعه به «مذهب جعفری» شهرت یافت. البته این بدان معنا نیست که پیش از ایشان مذهب تشیع وجود نداشته، بلکه در دوران امام‌حسن(ع) تا امام‌باقر(ع) به دلیل خفقان شدید دوران بنی‌امیه، مردم کمتر به امامان شیعه مراجعه می‌کردند.

چنانکه علامه طباطبایی(ره) نیز اشاره کرده، روایات فقهی از امام‌حسن(ع) و امام‌حسین(ع) کمتر یافت می‌شود؛ چرا که تبلیغات منفی و استبداد حاکم مانع از مراجعه مردم به آنان می‌شد؛ اما در زمان امام‌صادق(ع)، با زمینه‌سازی‌های امام‌سجاد(ع) و امام‌باقر(ع)، فضای سیاسی به گونه‌ای بود که امکان گسترش تشیع فراهم شد.

امام‌صادق(ع) و بنیان‌گذاری اندیشه‌های کلامی شیعه

امام‌صادق(ع) تنها گسترش‌دهنده فقه شیعه نبود، بلکه پایه‌گذار کلام شیعه نیز بود. از مهم‌ترین اندیشه‌های اعتقادی که ایشان مطرح کرد، نظریه «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ، بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ الْأَمْرَیْنِ» است. در آن دوره، جبریه (اختیار را از انسان سلب می‌کردند) و مفوضه (معتقد بودند خداوند همه اختیارات را به انسان واگذار کرده) دو جریان فکری افراطی بودند.

امام‌صادق(ع) راه میانه را مطرح کرد که هم در فقه، هم در کلام، هم در اخلاق و هم در سیاست تأثیرگذار بود؛ همچنین، روایات اخلاقی فراوانی از امام‌صادق(ع) در منابع حدیثی ما نقل شده است که بسیاری از علمای شیعه، آن‌ها را در قالب درس‌های اخلاق در حوزه‌های علمیه تدریس کرده‌اند. یکی از اقدام‌های مهم دیگر امام‌صادق‌(ع) در آن دوران، مقابله با افراط‌گرایی حدیثی بود.

در آن زمان، جریان حشویه و اهل حدیث رواج یافته بود و برخی، افراطی به حدیث روی آورده بودند. امام(ع) معیار سنجش حدیث را «سازگاری با قرآن» قرار داد و فرمود: «إِذَا جَاءَکُمْ حَدِیثٌ فَاعْرِضُوهُ عَلَی کِتَابِ اللَّهِ، فَإِنْ وَافَقَهُ فَاقْبَلُوهُ، وَ إِنْ خَالَفَهُ فَاضْرِبُوا بِهِ الْجِدَارَ»؛ یعنی هر حدیثی را با قرآن مقایسه کنید؛ اگر موافق قرآن بود بپذیرید و اگر مخالف بود، آن را کنار بگذارید.

امام‌صادق(ع) و نهادینه‌شدن نص امامت

یکی از محورهای اصلی دیگر تأکیدهای امام‌صادق(ع)، تثبیت مسئله «نص امامت» در میان شیعیان بود. ایشان با استناد به احادیث متواتری مانند حدیث غدیر، آیات ولایت و روایات مربوط به امامت امیرالمؤمنین(ع)، این اصل اعتقادی را در جامعه شیعه نهادینه کرد.

ایشان در تبیین مبانی شیعه نشان داد که تمامی ابعاد شریعت، حدیث و اعتقادات، زمانی ارزشمند است که بر اساس «نص امامت» استوار باشد. ایشان تلاش می‌کرد که حتی اگر در کوتاه‌مدت امکان تشکیل حکومت علوی فراهم نباشد، حداقل نسل امامت و مسئله نص در میان مردم تثبیت شود؛زیرا اگر مردم به درستی نصوص مربوط به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) را نپذیرند، حتی تشکیل یک حکومت موقت نیز کارساز نخواهد بود. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که امام علاوه بر اقدام‌های فوق، در حوزه فلسفه نیز تلاش‌هایی داشته و حتی شخصیت‌های صاحب‌سبک در فلسفه و کلام، نظیر حسن بصری با گرایش‌های فلسفی خاص خود و واصل بن عطا (مؤسس مکتب معتزله بصره) در محضر ایشان حاضر می‌شدند.

این حضور نشان‌دهنده عمق اندیشه امام صادق(ع) است که توانست حتی بر جریان‌های فکری رقیب نیز تأثیر بگذارد.امام(ع) شاگردانی در رشته‌های مختلف تربیت کرد که هر کدام ستارگان درخشانی در آسمان علم شدند؛ هشام بن حکم، جابر بن حیان، مفضّل بن عمر و… . مکتب امام‌صادق(ع) همچون دانشگاهی جامع، تمام شاخه‌های علوم اسلامی را پوشش می‌داد.

امام‌صادق(ع) در دوران امامت خود با دو گونه انحراف عمده مواجه بود: نخست انحراف‌هایی که درون جامعه شیعی رخ داده بود؛ به ویژه از سوی غالیان و کسانی که در حق ائمه(ع) غلو می‌کردند. امام‌سجاد(ع) پیش از این فرموده بود: «ما را به اندازه اسلام دوست داشته باشید و درمورد ما دچار غلو و گزافه‌گویی نشوید.»

امام‌صادق(ع) نیز به‌شدت با این‌گونه انحراف‌ها مبارزه می‌کرد و همواره تأکید داشت که چهره نورانی تشیع نباید با رفتارهای افراطی مخدوش شود. گونه دوم انحراف‌ها، آن دسته از انحراف‌هایی بود که در بیرون از جامعه شیعی و در میان دیگر مسلمانان رواج داشت. جبرگرایان، قدریه و پیروان مکاتب فکری انحرافی در عراق از جمله این گروه‌ها بودند که امام(ع) با حضور مستقیم و تربیت شاگردان متخصص به مقابله با آن‌ها برخاست.

نکته جالب توجه اینجاست که امام‌صادق(ع) مورد احترام بسیاری از عالمان بزرگ اهل سنت نیز قرار داشت؛ چرا که ایشان جامع علوم مختلف دینی بود. امام‌(ع) هم مفسر قرآن بود، هم حدیث‌شناس، هم فقیه و هم متکلمی زبردست. این علوم را نه صرفا از راه تعلیمات مرسوم، بلکه از سرچشمه‌های علم لدنی و میراث معنوی اهل بیت(ع) کسب کرده بود.