گویا جان بهای خود را در اصفهان از دست داده است که برخی همشهریان ما اینچنین در کارناوالی از تمسخر حقایقِ وحشیانه کووید 19 که روزبهروز نمایانتر میشود، با زیر پا گذاشتن پروتکلها به وضع موجود واکنش نشان میدهند! آنها گمان بردهاند مرگ مال همسایه است، در حالی که ساعتبهساعت اخبار ناگواری از مرگ بر اثر ابتلا به کرونا در استان منتشر میشود، بهطوریکه از اواخر خرداد تعداد بیماران بستری افزایش پیدا کرده و در شهریور ماه بیش از 7330 بیمار در بیمارستانها بستری شده و مچ پای کادر درمان از ایستادگی ورم کرده است.
با رشد جمعیت و تغییر سبک زندگی در ایران، سالمندان کمتر مورد تفقد قرارگرفتند تا آنجا که تصمیم گرفته شد برای یادآوری ارزش آنها به پیشنهاد سازمان بهزیستی کشور و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۰ مهرماه بهعنوان روز جهانی سالمندان در تقویم رسمی کشور به ثبت برسد! باوجوداین، عدهای به مراکز مراقبتی کوچانده شدند، عدهای در کنج خانهها با خود تنها ماندند و عده دیگر در میان جمع، تنها مانده شدند؛ موضوعی که در هفته تکریم سالمندان سوژه گفتوگوی اصفهان زیبا با دکتر رضا اسحاقی، متخصص پزشکی اجتماعی و فلوشیپ طب سالمندان قرار گرفت. به گفته او «خودِ تنهایی بین یکدوم تا یکسوم سالمندان را در مراکز نگهداری و در خانهها آزار میدهد. بااینحال، حسِ تنهایی تقریبا دوبرابر این آمار است.»
مردم اصفهان از همزمانی کرونا و آنفولانزا ترسیده و برای تهیه واکسن این بیماری تنفسی مرتبا به داروخانههای خصوصی و دولتی اصفهان مراجعه میکنند و پاسخ منفی میگیرند! محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس در توییتی، اختصاص اولین محموله واکسن آنفولانزا به میزان 1500 دوز به مجلس شورای اسلامی را نشانه «توخالیبودن شعارهای عدالتخواهانه نمایندگان و فاصله آنها با مردم» عنوان کرده بود؛ خبری جنجالی که انتشار آن در هفته گذشته، اعتراضات فراوانی را به همراه داشت و موجب بازگرداندن واکسنها به وزارت بهداشت شد. رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس یازدهم در واکنش به این مسئله گفت: «قرار بود 14 تا 16میلیون دوز واکسن آنفولانزا به کشور وارد شود؛ اما دولت به موقع ارز تخصیص نداد و واردات آن به تأخیر افتاد.»
با اعلام شرایط فوق حاد کرونایی در استان از سوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در هفته گذشته، بحث تعطیلی دو هفتهای استان از سوی استاندار اصفهان در نامهای به وزارت کشور مطرح و با اجرای یکهفتهای آن موافقت شد. در این نامه که یکم مهرماه در فضای مجازی دستبهدست میچرخید، استاندار اصفهان خطاب به وزیر کشور، در اجرای مفاد بندهای 1 و 2 مصوبات بیست و ششمین جلسه ستاد ملی کرونا و برابر با گزارش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی اصفهان، از قرار گرفتن استان در خطرناکترین وضعیت از ابتدای شیوع اپیدمی کرونا تاکنون خبر داد و نوشت که آمار روزانه به بیش از هزار مورد شناسایی افراد مبتلا رسیده است. ازاینرو، خواهان تفویض اختیار برای حداقل دو هفته کاهش نیروی ادارات دولتی و تعطیلی مشاغل غیرضروری به دلیل شرایط فوق بحرانی از نظر شیوع بیماری کرونا شد.
مجموعه شهرک سلامت اصفهان دارای چهار فاز است. ساختمان کلینیکها، ساختمان پاراکلینیکها، هتل گردشگری سلامت و یک بیمارستان هزارتختخوابی. این مجموعه به گفته رضا هیبتی، دبیر کمیته گردشگری سلامت و گردشگری فرهنگی کشورهای عضو اکو شهرک سلامت این گونه است: «مجموعهای که مطابق با استانداردهای سازمانهای اعتبار بخش جهانی ساخته شده است.» دیدگاه و تفکر مؤسسان شهرک سلامت به گفته او این است که: «بتوانیم سبک سنتی فعالیت حوزه بهداشت و درمان را بهبود ببخشیم و مطابق با آنچه کشورهای توسعهیافته دنیا در حوزه بهداشت و درمان تجربه کردهاند، ما نیز مطابق با استانداردهای داخلی کشور و قوانین و مقررات و فرهنگ سرزمینیمان امکان مناسبی را برای بهتر زیستن مردم و آمادهکردن شرایط برای آیندگان فراهم کنیم.»
جمله معروفی درباره آتشنشانهـای ایرانی هست کـه میگوید: «آتشنشانی شغل نیست؛ عشق است.» معنای این جمله آنقدر صائب و گویاست که نیازی به توضیح ندارد. کافی است تنها لحظهای خاطره تلخ هفتم مهر1359 را که پالایشگاه آبادان در جنگ ایران و عراق، دوبار مورد حمله قرار گرفت و به شهادت تعداد زیادی از آتشنشانهای غیور ایرانی ختم شد به خاطر بیاوریم تا ببینیم که این قشر، چگونه از جان و خان و مان خویش برای نجات همنوع مایه میگذارند. حالا اما هفتم مهر دیگری از راه رسیده و حوادث دیگرگونه شدهاند. در این گزارش مروری داریم بر برخی از حوادثی که آتشنشانهای اصفهانی در یکسال اخیر آنها را مدیریت کرده و به سرانجام رساندهاند.
شهر اصفهان هنوز آلودگی هوای تابستانه را پشت سر نگذاشته، باید به پیشواز زودهنگام غول آلوده در آسمان خاکستری شهر فیروزهای در فصل پاییز برود. گویا این آلودگی دیگر فصلی نیست، سالیانه شده و حتی شیوع کرونا نیز نتوانسته اندکی از حجم آن بکاهد. به نظر میرسد با وجود موقعیت خاص جغرافیای اصفهان که نیمهبیابانی است و آن را در همسایگی کویر و شانزده کانون فرسایش بادی تاکنون زنده بداشته، دست عواملی مانند آلایندههای انسانساز در کار است. آلایندههایی که به گفته مدیر کل مدیریتبحران استانداری اصفهان «بیش از 90درصد آلودگی هوای استان را تشکیل میدهند.» اما با وجود تدوین برنامههای جامع برای مبارزه با این معضل، هوا بس ناجوانمردانه آلوده است؛ تا آنجا که مدیر کل هواشناسی استان به تازگی اعلام کرده: «با توجه به ضعیفبودن فعالیت سامانههای بارشی و كاهش فراوانی گذر سامانهها از روی استان، بارش كمتر از نرمال، پایداری نسبی جو در تراز میانی و نفوذ تودههای هوای بهنسبت سرد در سطح زمین ازسمت شمالشرق، شرایط برای افزایش پتانسیل آلودگی هوا در كلانشهر اصفهان و مناطق صنعتی در پاییز1399 مهیا شده است.»
شما هم میتوانید با مراجعه به اینترنت و جستوجوی نام استاد نصرالله معینالکتاب، امیر خطه خط ایران و اصفهان، با حروفی که از زیردستان مرد خردمند هنرپیشه، نرمنرم مانند آب از زیر سنگ بیرون قلیدهاند، آشنا شوید. مردی که به سالیان بسیار، در کنج عزلت نشست و مشق عشق کرد، حروف رعنای زبان فارسی را و حالا، قریب به یازده سال است که دستانش استراحت مطلق اختیار کردهاند و حروف برنوشتهاش از میان نیها، کاغذها و خاکی که او را در پناه گرفته است مانند ساقههای پیچ امینالدوله به بالا برآمدهاند، تا به چهره خورشید بنگرند، یاد روزهای رفته را …
اصفهان پس از هفت ماه درگیری و تنشِ سخت با بیماری کرونا، دوباره در وضعیت فوق حاد کرونایی قرار گرفته است. این وضعیت تا آنجا بهسوی وضعیت فراقرمز پیش رفته که استاندار اصفهان در نامهای خطاب به وزیر کشور، در اجرای مفاد بندهای 1 و 2 مصوبات بیستوششمین جلسه ستاد ملی کرونا «خواستار تفویض اختیار به استان برای تعطیلی حداقل دوهفتهای مشاغل غیرضروری و دورکاری پرسنل اداری» شده است. در قسمتی از این نامه آمده است: «برابر گزارش دانشگاه علومپزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی اصفهان، اپیدمی کرونا هماکنون در خطرناکترین وضعیت از ابتدای شیوع تاکنون در استان اصفهان رسیده، بهطوریکه آمار روزانه به بیش از 1000 مورد شناسایی افراد مبتلا رسیده است.»
گاز و کلاج و فرمان و دنده، دیگر در دست و پای رانندگان سرویس مدارس اصفهان نمیچرخد، چون سازمان آموزشوپرورش و سازمان تاکسیرانی و حتی خود مردم و رانندهها در ایام تحصیلات کرونایی به یک اندازه مستأصل شدهاند. از طرفی روابط عمومی سازمان تاکسیرانی در گفتوگو با اصفهان زیبا اعلام کرده که «هنوز هیچچیز مشخص نیست و اطلاعرسانی میکنیم» اما نکرده است و از طرف دیگر رئیس انجمن اولیا و مربیان اداره کل آموزشوپرورش استان میگوید: «کارگروه ماده هجده شهر اصفهان مرتب با کارشناسان اینسو و آنسوی قضیه جلسه داشته و حالا مقرر شده طبق مصوبهای که به نظر شورای شهر رسیده، بیستوپنج درصد به قیمت سرویسها اضافه شود و مسافران کمتری سوار شوند و جورِ هزینههای اضافی را هم بکشند.» مشکل اما اینجاست که دیگر خبری از آن هفتادوچند هزار مسافر مدرسهای نیست و دست چهلوپنج شرکت و هشتهزار و پانصد راننده به همراه والدین در پوست گردوی کرونا مانده است!
به نظر میرسد که استان اصفهان به همین آسانیها از وضعیت قرمز خارج نخواهد شد؛ زیرا «باید در هر یک میلیون نفر کمتر از سی نفر بستری شوند تا وضعیت زرد شود؛ در حالی که روزانه بیش از 160 نفر بستری میشوند.» بهتازگی آماری از سوی رئیس دانشگاه علومپزشکی اصفهان منتشر شده که میگوید:« در شش ماه گذشته تست کرونای بیش از 550 کودک و نوجوان اصفهانی مثبت بوده که متأسفانه از این تعداد، 40 تن جان باختهاند.» این آمار حساسیتهایی را در میان جامعه برانگیخته و موجب شد تا اصفهانزیبا در گفتوگو با دکتر سید ناصرالدین مصطفوی، فوق تخصص بیماریهای عفونی کودکان و عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی اصفهان به این مسئله بپردازد. به گفته او: «وقتی کرونا در دنیا شیوع یافت، اعتقاد بر این بود که در کودکان شدت زیادی ندارد؛ چون مشکل اصلی درگیری ریوی در افراد مسن و کسانی بود که ریسک فاکتور داشتند.» این تصور تا حدودی هنوز پابرجاست؛ اما آنچه نگرانکننده مینماید، مرحله بعدی کرونا در کودکان، به نام«سندرم کاوازاکی» است.
نشست خبری مدیریت درمان تأمین اجتماعی استان اصفهان در مرکز آموزشی فردوسی برگزار شد. در این نشست، دکتر علی اعتصامپور با اشاره به شیوع افسردگی و رواج استعمال دخانیات و قلیان در میان جوانان گفت: «بهاتفاق مسئولان مربوط به این نتیجه رسیدهایم که از پتانسیلهای ورزشی اردوگاه شهید بهشتی و پیست دوچرخهسواری آن برای جذب جوانان و سالمندان استفاده کنیم.» او ادامه داد: «جادهای در پشت سپاهان شهر وجود دارد که به اردوگاه ابریشم و بهجایی به نام سیمان اصفهان منتهی میشود؛ جایی که اولین هنرستان حرفهای ورزش قهرمانی را دارد و دارای دو زمین فوتبال، استخر و منابع آبدهی فوقالعاده و سهمیدان تیر است؛ اما متأسفانه آنگونه که باید از آن استفاده نمیشود. بهجرئت میتوان گفت در هفت ماه گذشته در اردوگاه شهید بهشتی فعالیتی انجام نشده است.»