مبارکه اکبرنیا

مبارکه اکبرنیا

روایت‌نویس

آرشیو مطالب منتشر شده
سنجاق‌شده به جنگل‌های ورزقان
5 خرداد 1403

سنجاق‌شده به جنگل‌های ورزقان

پتو را می‌کشم روی سرم و می‌گذارم اشک‌ها راحت قُل بخورند توی کاسه چشمانم. مثل تمام آن شب‌های ۱۴ خرداد که بابا یک مینی‌بوس کرایه می‌کرد و می‌رفت تهران.

عطر قیمه، طعم زندگی
25 خرداد 1402

عطر قیمه، طعم زندگی

نمی‌دانستم زندگی هم مثل قیمه باید جا بیفتد! باید خودم را مثل لپه‌ها از مدتی قبل خیس دهم. باید از آن سفتی و سختی دربیایم. وگرنه دندان که هیچ، معده زندگی را هم نابود می‌کنم.