تا همین چندسال پیش، مسجد حضرت صاحبالزمان(عج) در محله بابلدشت اصفهان، بیشتر شبیه ساختمانی خاموش بود تا یک مرکز اجتماعی زنده. رفتوآمد کم، برنامههای محدود و نبود یک جریان مستمر فرهنگی، این مسجد را به فضایی نیمه راکت تبدیل کرده بود.
راهیان نور فقط یک اردو نیست؛ یک تجربه زیسته است. تجربهای که به گفته بسیاری از فعالان فرهنگی، هیچ فیلم، سخنرانی یا برنامهای توان جایگزینی آن را ندارد.
یادداشت «همه چیز درباره تحریم کوکاکولا؛ پرده اول، کوکاکولا در ایران» که این روزها در بستر فضای مجازی توجه مخاطبان را جلب کرده، پژوهش یک گروه اصفهانی است.
مسجد امام سجاد(ع) در خیابان سجاد، سالهاست فقط محل اقامه نماز نیست؛ این مسجد با محوریت پایگاه بسیج شهید بهشتینژاد، به قلب تپنده فعالیتهای فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و جهادی محله تبدیل شده است.
ایـــن بـــار قطـــار هممحله بـــه ایســـتگاه جلفـــا میرســـد؛ محلـــهای در اصفهـــان کـــه معمـــاری خانههایـــش زیبـــا و متفـــاوت اســـت و بـــرای مراســـم ســـال نـــو آن، شـــهروندان از نقـــاط مختلـف شـهر بـه جلفـا میآینـد.
کتاب دیدار با دبیرکل مجموعهای است منحصربهفرد از بیست روایت دستاول و سرشار از جزئیات انسانی که دیدارهای مختلف با شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان را به تصویر میکشد.
بیستم دیماه، تنها یادآور گذر یک سال دیگر در تقویم پرافتخار روزنامه اصفهان زیبا نیست. این تاریخ، فرصتی است برای درنگی بر صفحاتی که نهفقط رویدادها را گزارش، که آینده را مفهومپردازی و جامعه را جهتدهی میکنند.
ایامالبیض در اصفهان دیگر فقط صحیفههای گشوده روی جانمازها نیست؛ حالا پای صحبت و همفکری جوانان و نوجوانان هم در مساجد باز شده است.
صدایش حالتی روایتگر دارد؛ مثل رودی که پس از سالها جاریبودن، عمیق و آرام شده باشد. هر کلمهاش حکایت تلاش و بالیدن است.
نیمکتهای چوبی، بوی گچ و مداد، زمزمه درسومشق و در میان اینهمه، ردای یکسانِ لباس فرم، صحنهای آشنا برای هر کسی است که روزی دانشآموز بوده.
در گوشهای از جهان که تاریخش با رنج و مقاومت گرهخورده است، مردمی در محاصره و زیر سایه جنگ زندگی میکنند. غزه، این قطعه کوچک از سرزمین فلسطین، به نمادی جهانی از مقاومت، محنت و غم تبدیل شده است.
بر اساس مصاحبههای انجام شده با فعالان فرهنگی محلههای مختلف اصفهان در ضمیمه هممحله روزنامه اصفهان زیبا در حوزههای مختلف، این گزارشها نشان میدهد فرایندهای طولانی، بوروکراسی پیچیده و نبود شفافیت در دریافت خدمات فرهنگی از شهرداری (مانند صوت، نور، بنر، فضا، مجوز و…) موجب شده است اکثریت قریببهاتفاق این فعالان، شهرداری را بهعنوان «منبع اول» حمایت نشناسند و ترجیح دهند با هزینه شخصی یا از طریق مراجعه به نهادهای دیگر، نیازهای خود را تأمین کنند.