به قول استاد ژاله آموزگار، «در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمیخوابد؛ ایرانیان گرد هم میآیند تا به نیروی عشق و نیروی مهر، به نور دل بدهند و به جنگ سیاهترین و شومترین شب سال بروند. خوراکیهای شبچره را بر سفره کرسی میگسترانند و تا صبح شعر میخوانند، قصه میگویند، فال حافظ میگیرند و بیدار میمانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشته پیمان، فرشته راستی و فرشته نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجه این کارزار را با دمیدن صبح و دیدهشدن نخستین فروغ، جشن بگیرند.» این شب پرخاطره برای ما ریشه در تاریخ و فرهنگ غنیمان دارد که باید آن را بجوییم و فلسفهاش را دریابیم؛ چون در این روزهای سخت بیشتر از هرزمان دیگری به یاری ما میآید.
برگزاری جشنها و اعیاد از ویژگیهای فرهنگی هر ملتی بهشمار میآید. همه ملتها و اقوام در هر سرزمینی، روزهایی از سال را جشن میگیرند و به شادمانی میپردازند. بزرگداشت جشنها و آیینها با ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی و اعتقادی جوامع ارتباطی دوسویه دارد. تاریخ مردم ایران با پیشینه فرهنگی غنی همراه است. سلسلهها و حکومتهای زیادی در این سرزمین آمدند و رفتند؛ اما همچنان بنمایههای اساطیری چون نمایش سمبولیک تکرار آفرینش، سال نو و تکرار یک دور از زمان پابرجاست؛ زیرا ریشه در فرهنگ و هویت یک ملت دوانده است. این بنمایهها در قالب جشنها و اعیاد زنده ماندهاند. جشنها در ایران از پیشینهای بسیار غنی برخوردارند ودر ایران مانند سایر جوامع به چند دسته تقسیم میشوند: