بهتازگی سازمان ثبتاحوال از افزایش تمایل افراد میانسال به ازدواج خبر داده است؛ موضوعی که میتواند با نکتههای مثبت و منفی همراه باشد.
چشمهایش را سُر میدهد سمت در ورودی و بغض راه گلویش را میگیرد. اشک از گونههایش جاری میشود. چشمهایش دو حبه انگور است؛ زرد و کهربایی.
اسم من همین است، مسیر زندگیام هم همین؛ تنهای تنهای تنها.چند وقت پیش کارگاهی درباره لحن و نثر در ادبیات برگزار شد که موضوع اصلیاش درباره «زبان و کلمات» میگشت.
«شهر محل سکونت»؟ هر فرمی که پر کردیم، با این پرسش ساده پرتکرار روبهرو شدیم و بیوقفه آن را پاسخ دادیم؛ اما سؤالی نبود که از ما بپرسد: «در شهر محل سکونت خود چقدر سکنی گزیدهاید؟» مهمتر از آن، کسی از ما نپرسید: «در شهر وجودتان چقدر قرارگرفتهاید؟ آن عالم، آن ساحت، آن افقی که در آن نفس میکشید، کجاست و مختصاتش چیست؟» ما هم به آن فکر نکردیم! به پاسخهای بیدرنگ و به تکرار افتادیم و از انتخاب جا ماندیم، انتخابی که قول داده بودیم برایش روی زمین بیاییم و باشیم. «بله» گفته بودیم که سکنی گزینیم و مسئولیت بودنمان را بپذیریم.