قدرت توکل و ایمان بچههای ما کنار مدیریت نظامی آنها در طراحی و اجرای عملیات در کنار تجهیزات نظامی چنان ترکیب دوستداشتنی شد که تنها برنده این نبرد نابرابر، نبردی که هیچگاه، هیچ تجاوزی از سمت ما به کشور عراق انجام نشد، بچههای ما بودند.
شهید «سیدمحمدحسین نواب» یا همان خبرنگار روزنامه کیهان در بوسنی و هرزگوین؛ شهیدی است که امسال از طرف سازمان بسیج رسانه کشور بهعنوان شهیدشاخص جامعه رسانهای معرفی شده و قرار است امروز در یادوارهای که به نام او در زادگاهش، اصفهان، برگزار میشود از مقامش در جایگاه یک شهیدِ خبرنگار، تقدیر و تجلیل شود.
فوتبال را از زمینهای خاکی خیابان ملک شروع میکند؛ از تیم «پاسِ ملک»! همان تیمی که بعدها کاپیتانش شد و چندوقت بعدش هم از آنجا یک راست رفت توی تیم نوجوانان سپاهان و بعدها هم تیم جوانانش! کاپیتان حسن غازی آن قدر پا به توپ زد و خاک زمینهای خاکی را خورد تا به روزهای اوجش در مستطیل سبز فوتبال رسید؛ به روزهایی که عضو رسمی تیم سپاهان شد و البته دعوت به تیم ملی! او اما در حساسترین روزهای زندگیاش، انتخابش را که میتوانست بازی در میدان ملی فوتبال و فوتبالیست حرفهای شدن باشد، رها کرد و میدان جنگ را چسبید.
بیایید به شهریور ماه سال 1359 برویم. وقتی که مردم ایران از رسانهها شنیدند حملاتی از سوی کشور عراق در همسایگیشان به مرزهای ایران رخ داده و بعد هم دیری نپایید که جنگی خانمانسوز میان دو کشور رخ داد و تا هشت سال سایه شومش را بر سر این دو ملت مسلمان پهن کرد. اینکه در آن سالها چه بر رزمندگان در جبهههای جنگ و چه بر مردم در نقاط مختلف کشور گذشت، روایتی بسیار مفصل دارد که هنوز با گذشت بیش از سه دهه ناگفتههای بسیاری از آن برجای مانده است. هرچند که این دفاع هشتساله در سه دهه اخیر از سوی نویسندگان، شاعران، فیلمسازان، نقاشان، عکاسان و… به روایتهای بیشماری درآمده، اما شاید آنچه بیش از هرچیز از نگاه نسلهای غایب در جنگ پنهان مانده، روایتهای سینه به سینه و شفاهی مردمی است که در آن سالها طعم تلخ وحشت را با تمام وجودشان احساس کردند.