پیش از آنکه فعالیتهای فرهنگی در میدان اجرا دیده شوند، معمولا آنچه کمتر به چشم میآید، زیرساختهای فکری و محتوایی این فعالیتها است.
در روزهایی که فضای سیاسی و اجتماعی کشور تحت تأثیر تحولات اخیر قرار گرفته، جمعی از دانشجویان از نقاط مختلف کشور تلاش کردند تا به جای محدود شدن به واکنشهای مقطعی، فعالیتی سازمانیافته و مبتنی بر مبانی فکری رهبر معظم انقلاب را دنبال کنند.
این چندمین سالی است که در ایام محرم، اصفهان برپا کننده روضهای اجتماعی است. «ثار و رسانه از خون حسینی بهشتی تا حسینی خامنهای» عنوان امسال این روضه است که در خانه شهید بهشتی از 6 تا 8 تیرماه برگزار شد.
عزای محرم ما، از یک ماه قبل از ماه محرم شروع میشود؛ فکر میکنید زندگی با یک مداح، یک زندگی معمولی است؟» این جمله را زهرا سادات نقوی در توصیف زندگی با همسرش میگوید.
دانشجوی شهر دیگر که باشی، میفهمی وقتی بعد از چند سال به شهرت برمیگردی، بحران غربت در خانه یعنی چه. وقتی همه سالهای جوانیات را در شهر دیگری گذراندهای و به مرور تعاملاتت آنجا شکل گرفته، دیگر در زادگاهت کسی منتظرت نیست!
بیرقِ «یا اباالفضل» روی دیوار، مربوط به روضه خانگی ماست. نه اینکه محرم شده باشد و علم را بالا برده باشیم، نه؛ دستکم یک سالی میشود که خانواده مادریمان جمعه صبحها برنامه مختصری از قرائت دعای ندبه به همراه سخنرانی دارند.
امتداد حضور مردم در میادین اصلی و اتصال آن به ماه محرم و عزاداریهای همیشگی، شهر را به یک آزمایشگاه اجتماعی بدل کرده است.
ضلع جنوبی پل خواجو و استقرار «هیئت باران»، شاید متفاوتترین تصویری باشد که تا کنون از یک هیئت عزاداری دیدهایم؛ هرچند امسال از این دست تغییرات بنیادی ، بسیار به چشم میخورد. پیشینه بیش از صد شب حضور اجتماعی مردم در خیابانها و اقتضائات شرایط جنگی، محرم امسال را دستخوش تغییراتی کردع که در سالهای گذشته حتی به فکر هم خطور نمیکرد.
انگار اعداد هم بیحساب شدهاند، نه اینکه دیگر ارزشی نداشته باشند، بلکه بیکارکرد و حتی بیمعنی شدهاند. مثلا دیگر چه اهمیتی دارد که بگوییم صد و ده شب است که مردم در خیاباناند یا صد و یازده شب، مهم این است که مردم بیش از صد شب است که میدانداری کردهاند.
محرم امسال هم شروع شد و این بار چیزی متفاوت از آیین هرساله عزاداری امام حسین(ع) است. ما در حالی به محرم امسال رسیدیم که رهبر بزرگ شیعیان به همراه جمعی از فرماندهان کشورمان به شهادت رسیدهاند، چند ماهی است که در میانه جنگ و آتشبس هستیم و افزون بر همه اینها، مردم ما شبهای زیادی است که در خیابانها میدانداری کردهاند.
زیستن در جغرافیاهای متفاوت، تجربیات گوناگونی برای انسان دارد؛ چنان که انقطاع از محیطی فیزیکی ، عینک تازهای به چشم آدمی میزند تا نظمهای پذیرفتهشده را از دریچه دیگری بنگرد.
در چهارراه پلیس، کنار آن کلانتری معروفی که مورد هدف دشمن قرار گرفت، آن گوشه تاریک و روشن پیادهرو، داربستهای آهنی و بنرهایی به چشم میخورد که فضایی مربعشکل و بسته ایجاد کردهاند.