میگوید: «ببین دخترم، از قدیم برای دورشدن چشمزخم، تخممرغ رو بین دوتا انگشت شست و سبابه و گاهی بین دو تا سکه میذارن و اسم اطرافیان رو تکرار میکنن. تخممرغ به نام هر کی که شکست میگن اون چشم کرده…!»
برخی مدعیاند اگر میخواهید خوششانس شوید، پولدار شوید، بلا از شما دور شود و… کافی است سری به بازار یا فضای مجازی بزنید.
یک شب گرم تابستانی است. از همان شبهایی که باید پنجره و درها باز باشند تا نسیم خنک وارد خانه شود و نیازی به روشن کردن کولر نباشد. دایی دانشجویم بعد از مدتها زندگی در کاشان به اصفهان برگشته و ما به خانه مادربزرگم میرویم تا با او دیداری کنیم. از همان بدو ورود متوجه چیزی عجیب میشویم. سراسر درها بسته است. تکچراغ کمنوری از طبقه پایین روشن و جمعیت کوچکی گرد هم نشستهاند. تمام اینها را میتوانیم از توی حیاط، نرسیده به پلههای منتهی به زیرزمین و طبقه بالا ببینیم. چیزی که برایمان عجیب است، مدل گردِ هم نشستن دوستان دایی است. همین تعجب هم باعث میشود پدرم به جمع آنها بپیوندد و من با مادرم به طبقه بالا برویم.