در ادبیات علوم سیاسی، یک نکته ظریف، اما بسیار ژرف وجود دارد که به تعریف دو عبارت «روابط بینالملل» و «سیاست بینالملل» اشاره دارد. سیاست بینالملل به ارتباط رسمی و استاندارد دولتها بهعنوان بازیگران نظام بینالملل اشاره دارد که از مجرای قواعد و اصول ویژه این حوزه انجام میپذیرد و مجریان آن هم ریاستهای جمهوری، نخستوزیران، سفرا و دیپلماتها هستند. از سوی دیگر ،روابط بینالملل به ارتباطهای دو و چندسویه بین دولتها، ملتها، سازمانهای مردمنهاد، سازمانهای دولتی و مجموعههای دانشگاهی و علمی اشاره دارد. هر کدام از این گروهها میتواند زیرشاخههای دیگری را نیز در بر گیرد.
شهرنشینی و صنعتی شدن را مترادف متمدن شدن و توسعه میدانند؛ اما اداره و ساماندهی جامعه نوین و توسعه فزاینده آن پیچیدگیهایی ایجاد کرده که در بیشتر موارد به درماندگیهایی ختم شدهاند و امروزه با واژه بحران شناخته میشوند: بحران محیط زیست، بحران ایدز، بحران فقر و بالاخره بحران حاشیهنشینی شهری که به طور مستقیم در حوزه مدیریت شهری و توسعه قرار میگیرد.باید توجه داشت که افزایش میزان جرائم در سالهای اخیر تصادفی نیست و ریشه در گسترش شتابان حاشیه نشینی شهری دارد؛ به همین خاطر کلانشهرهای کشور با جاذبههای اقتصادی فرهنگی در معرض خطر هستند؛ چرا که فرایند افزایش جمعیت مهاجران مناطق، سرعت زیادی داشته است.
طی دو دهه گذشته، جهانیسازی اقتصادی بسیاری از بخشهای زندگی بشر را تغییر داده و منجر به نوعی وابستگی گسترده میان کشورها شده است. این امر از یکسو سببساز تعامل و از سوی دیگر منجر به گستردهشدن دامنه تعارضات شده است. در این راستا اگرچه دولتها همچنان واحد اصلی در سطح روابط بینالملل به شمار میروند، اما بازیگران دیگری گاه با قدرت بیشتر به ویژه در ساحتهای غیرسیاسی و غیرنظامی واحد عرصه بین الملل شدهاند.
تثبیت جمعیت از اصولی بوده كه در دو دهه گذشته مقررات شهری كشورهای پیشرفته را در بر گرفته است تا بدون آلودگی صوتی و هوایی، شهرهای سنتی خود را به شهرهای مدرن تبدیل كنند. آنها اولین قدم را انتقال حملونقل عمومی به زیرزمین از طریق توسعه مترو میدانند تا امكان آزادسازی فضاهای شهری فراهم شود و تجمعات انسانی و ترددهای عظیم توسط ایستگاههای مترو ساماندهی شود.