یلدا طولانیترین شب سال است. نماد امید و اینکه بالاخره حتی بعد از این همه سیاهی و مدت طولانی نور و روشنایی میآید و پیدا میشود؛ ولی وقتی تنهایی و دور از همه، این زمان بیشتر میشود، طولانیتر و شاید وهم انگیزتر. به خاطر همین است که طبق عادات و رسوم، ما ایرانیها دور هم جمع میشویم. همدیگر را میبینیم و برای اینکه زمان طولانی طی شود و احساس نشود، برای هم قصه و شعر میخوانیم و سرگرم میشویم.
به قول استاد ژاله آموزگار، «در شب یلدا که شب کارزار روشنایی و تاریکی است، کسی نمیخوابد؛ ایرانیان گرد هم میآیند تا به نیروی عشق و نیروی مهر، به نور دل بدهند و به جنگ سیاهترین و شومترین شب سال بروند. خوراکیهای شبچره را بر سفره کرسی میگسترانند و تا صبح شعر میخوانند، قصه میگویند، فال حافظ میگیرند و بیدار میمانند تا بیداری آنها کمکی باشد هرچند اندک به فرشته پیمان، فرشته راستی و فرشته نظم. همه نگران و منتظرند تا نتیجه این کارزار را با دمیدن صبح و دیدهشدن نخستین فروغ، جشن بگیرند.» این شب پرخاطره برای ما ریشه در تاریخ و فرهنگ غنیمان دارد که باید آن را بجوییم و فلسفهاش را دریابیم؛ چون در این روزهای سخت بیشتر از هرزمان دیگری به یاری ما میآید.
تقدس و نیایش آب از آیینهای کهن جهان و بهویژه تمدنهای هند، چین، ایران و مصر باستان است. اهمیت نقش آب در زندگی و فرهنگ مردم ایران بر هیچکس پوشیده نیست. وضعیت جغرافیایی، زندگی و معیشت ایران از یک سو و اهمیت آب در آیینها و فرهنگهای مذهبی و اساطیر ایرانیان، سبب شده است که نام و نماد آب در بسیاری از آیینها و باورهای ایرانی نقش پررنگی داشته باشد (فرهادی،1:1364). مطابق با اساطیر ایرانی، گذشتن از آب، تولد تازه را برای فرد رقم میزند و بسیاری از اساطیر ایرانی از آب گذر کردند و زرتشت نیز به هنگام رسیدن به پیامبری از آب گذر کرد (بهار،1375).