شب چله
شب یلدا؛ الگویی زبانزد برای ایرانیان
13:07 - چهارشنبه 28 آذر 1403
نقش آیین‌های سنتی و فرهنگی در سلامت روان:

شب یلدا؛ الگویی زبانزد برای ایرانیان

آیین‌های سنتی و فرهنگی نه تنها بخشی از هویت و تاریخ جوامع انسانی هستند، بلکه نقش مهمی در تقویت سلامت روان افراد ایفا می‌کنند.

این‌قدر به شب یلدا ناخنک نزنیم
14:24 - پنجشنبه 30 آذر 1402

این‌قدر به شب یلدا ناخنک نزنیم

عده‌ای ریشه شکل‌گیری‌اش را به شب تولد میترا یا ایزد مهر در آیین مهر ارتباط می‌دهند و گروهی دیگر با اشاره به سبک زندگی مردم و اهمیتی که نور و روشنایی بر شیوه معاش کشاورزی‌شان داشته، شب یلدا را آغازی برای غلبه روشنایی و نور بر تاریکی و روزهای کوتاه می‌دانند.

تو محرم هر رازی!
14:13 - پنجشنبه 30 آذر 1402
نظری به آیین کهن یلدا در میان مردم ایرا‌ن‌زمین:

تو محرم هر رازی!

یلدا همان شب سیاهی است که پایانش سپیدی روز و حکایت گشایش پس از سختی است. در لغت به معنی «تولد» به کار می‌رفته و واژه‌ای سریانی است.

مشهدیها درباره شب یلدا چه میگویند؟
21:19 - سه‌شنبه 29 آذر 1401

مشهدیها درباره شب یلدا چه میگویند؟

ما مشهدی‌ها می‌گوییم شب چله، تهرانی‌ها می‌گویند آیین باستانی یلدا! خب مفتخرم برایتان از هفت چله ابداعی خودم رونمایی کنم که حاوی چ می‌باشد که پشت تک‌تک آن‌ها ای وجودی غنی خوابیده که باید بیدارش کنیم:

NONE
10:04 - چهارشنبه 1 دی 1400

ثبت جهانی شب یلدا: پرونده‌ای فراموش‌شده

در چند سال گذشته همیشه در نزدیکی شب یلدا خبری مبنی بر ثبت جهانی شب یلدا به‌عنوان میراث ناملموس جهانی در تلکس خبرگزاری‌ها قرار می‌گیرد. بااین‌حال با گذر از شب یلدا گویی پرونده مختومه می‌شود و تا سال بعد کسی به سراغش نمی‌رود. ۳۰ آذر۸۷ بود که آیین شب یلدا طی مراسمی با حضور مسئولان میراث فرهنگی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید و چند سال بعد اعلام شد که قرار است این شب در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو ثبت شود.

NONE
09:26 - چهارشنبه 3 دی 1399

با چهل‌تکه یک وجود شدیم

چقدر زیبا و دلنشین هستند این خاطره‌ها و یادها. ما زنان با پارچه‌ها و رنگ‌ها و کامواها کلی قصه و خاطره داریم. با آن‌ها زندگی کرده‌ایم و از دلشان هزار رنگ و نقش دیگر آفریده‌ایم. حالا که فراغتی هست آرام آرام آن‌ها را از زیر گرد و غبار زمان بیرون می‌آوریم. نگاهشان می‌کنیم و زمانی به گذشته برمی‌گردیم و با عطر خاطره‌ها زندگی می‌کنیم. هرکدام ما را به عزیزی و یادی گره می‌زند. غرق می‌شویم در لحظات خلسه‌آمیز آن خاطره‌ها بی‌هیچ تأسفی با آرامش تمام. شیرینی‌شان را مزمزه می‌کنیم با فراغ بال. با کودکی کودکانمان به خاطره مادران، به جوانی خودمان. دل بسپاریم و آن لحظه‌های شاد و آرام را دوباره مزه‌مزه کنیم. دستانمان را و زیبایی ذهنمان را به کار می‌گیریم و باز هم هزاران نقش با هزاران رنگ می‌بافیم تا اشاره‌ای باشد به متفاوت‌بودن تک تک ما و در پایان یکی می‌شویم؛ به‌هم پیوند می‌خوریم تا نشان دهیم انسان موجودی است که در پیوند مهر با دیگران مفهوم و معنی می‌یابد.