قحطی
خاطرات شفاهی مردم اصفهان از قحطی سال‌های 1296 و 1320
۱۲:۰۵ - دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵
«خون خوری!»

خاطرات شفاهی مردم اصفهان از قحطی سال‌های 1296 و 1320

انگلیسی‌ها که غلات را برای سربازهایشان خریدند، غله نایاب شد. اگر آردی هم به دستمان می‌رسید سیاه بود. نمی‌دانستیم آرد گندم است یا جو. چیزی قاتی‌اش کرده‌اند یا نه. جمعیت زیادی دم نانوایی صف می‌گرفتند؛ اما به خیلی‌هایشان نان نمی‌رسید. گرسنگی آنقدر زور داشت که مردم برای همین نان سیاه، همدیگر را تکه‌پاره کنند.

روایت سید مهدی طباطبایی‌پور از ممنوعیت حجاب و قحطی عصر رضاشاه
۱۲:۳۲ - دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴
با نگاه به کتاب «خانه تاب» به قلم نرگس لقمانیان؛

روایت سید مهدی طباطبایی‌پور از ممنوعیت حجاب و قحطی عصر رضاشاه

همان روزهای قحطی بود که پدربزرگم ورشکست شد. تاجر بود و از کرمان خرما و زیره بار می‌آورد. پدربزرگ، یک دفعه ندار شد. هر بار باید راه می‌افتاد سمت میدان شاه بلکه لقمه نانی پیدا کند…