حدود 50 سال پیش در سالهایی که سینمای رایج و غالب ایران در خدمت به سرمایه داری و سودای سرگرم سازی مخاطب از فقر اندیشه و نگرش اجتماعی رنج میبرد؛ عدهای جوان عاشق سینما و به اصطلاح «سینه فیل» به شکل مستقل و خودجوش در کنار هم قرار گرفتند و زیستن در دوران دوربینهای هشت میلیمتری را قدر دانستند تا با حداقل امکانات و کمترین هزینه از سینما زندگی بسازند. این همزیستی و رفاقت در معنای واقعی کلمه به جنبش و جریانی پیشرو، زنده و تاثیرگذار بدل شد که در اواخر در دهه 40 و همزمان با موج نو سینمای ایران پایههای ساخت فیلم کوتاه در دوران و دهههای بعدی در ایران را شکل داد و هر چند پس از یک دهه فعالیت ادامه پیدا نکرد اما در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد.
آقای مسعود مهرابی عزیز، از من خواسته شده تا اینجا در اصفهان برای یک روزنامه خوشنام درباره شما بنویسم. حالا از خود میپرسم چرا نوشتن درباره شما باید یک دلیل تلخ و غمانگیز داشته باشد؟! صبح دوشنبه دهم شهریور 1399 در یک گروه دوستانه تلگرامی خواندم که: «مسعود مهرابی فوت کرد». میبینید آقای مهرابی، چه بیرحمانه و بیمحابا خبر بر سر ما آوار شد. باور کنیم؟! میگویند در خواب شبانه به ناگهان قلبتان از حرکت بازایستاده! به همین سادگی آقای مهرابی؟! خیلی از ما دوستدارانتان که بیش از سه دهه خواننده ماهنامه سینمایی فیلم یا همان مجله فیلم بودیم تازه بعد از رفتنتان اطلاع یافتیم که این اواخر قادر به استفاده از دستهایتان نبودید.
نقد فیلم در ایران از پرمناقشهترین موضوعهای هنری تمام سالهای بعد از آمدن سینما به ایران بوده است. بحثوجدل درباره موضوعهای مختلفی مانند مسیر تاریخ سینمای ایران، نقاط عطف سینمای ایران (بهطور مشخص «موج نوی سینمای ایران»)، انتخاب میان سینمای آمریکا و شوروی، سینمای جشنوارهای یا مستقل و … همیشه در میان منتقدان و نظریهپردازان سینمای ایران وجود داشته است. برنامه «دوشنبههای سینما» خانه هنرمندان در جدیدترین گفتوگوی زنده اینستاگرامی سراغ مقوله نقد فیلم و تمام مناقشات آن رفته و از سهمنتقد از سه نسل مختلف منتقدان سینمای ایران وضعیت نقد در سینمای ایران را جویا شده است.