افزایش قیمت کاغذ که بهدنبال رشد قیمت دلار رخ داده، هزینه تولید و در نتیجه قیمت کتاب را بالا برده و قدرت خرید مخاطبان را کاهش داده است. این وضعیت در بازار کتابهای دانشگاهی نیز خود را به شکلی جدی نشان میدهد؛ زیرا قیمت کتابها طی یک دوره کوتاه حدود دوونیم تا سه برابر شده و در مقابل، خرید دانشجویان و حتی استادان کاهش یافته است. نتیجه، تغییر تدریجی الگوی مصرف کتاب است؛ از گرایش به جزوه و نسخههای الکترونیکی و کپیگرفته تا افزایش تقاضا برای کتابهای دستدوم. در چنین شرایطی، کتابفروشیهای دانشگاهی بیش از گذشته با دشواریهای اقتصادی و کاهش فروش مواجهاند.
گمان کنم احمد اخوت در کتاب «تا روشنایی بنویس» از تقدس میز نویسنده میگوید. به کتاب دسترسی ندارم اما همین که این موضوع در گوشهای از ذهنم ذخیره شده است میخواهم بهیادش بیاورم و از آن برسم به چیزی که در این نوشته به دنبالش هستم: «چگونه میشود به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» یا اصلا «چرا باید به پوشههای احمد اخوت سرک کشید؟» پوشههایی که برای من که ندیدمشان در ابری از رمز و خیال پیچیده شدهاند، پر از تکههای ناب زندگیهای پشتسر گذاشتهشده. همین شاید بتواند بار آن تقدس میز نویسندهای را به دوش بکشد که سالها پیش در «تا روشنایی بنویس» خواندهام و بهیادم مانده است. درباره تقدس میز نویسنده، پل آستر هم در رمان «شب پیشگویی» تصویری میسازد.