گفت‌وگو با رضا مقنی، کسبه قدیمی محله نقش‌جهان

از صندوق چوبی تا رحل قرآنی

ساعت حدود ۵ بعدازظهر است. هنوز گرما بار خود را جمع نکرده و خبری از ترافیک سنگین نیست. از ابتدای سرای هنرمندان اسپادانا وارد بازار بزرگ میدان امام(ره) می‌شوم. مغازه‌های زیبا مانند یک اثر هنری خودنمایی می‌کنند.

تاریخ انتشار: 15:23 - سه‌شنبه 25 شهریور 1404
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
از صندوق چوبی تا رحل قرآنی

به گزارش اصفهان زیبا؛ ساعت حدود ۵ بعدازظهر است. هنوز گرما بار خود را جمع نکرده و خبری از ترافیک سنگین نیست. از ابتدای سرای هنرمندان اسپادانا وارد بازار بزرگ میدان امام(ره) می‌شوم. مغازه‌های زیبا مانند یک اثر هنری خودنمایی می‌کنند. همین‌طور در حال قدم‌زدن هستم که یک مغازه بسیار قدیمی با درهای چوبی و صدای اره‌برقی توجهم را به خود جلب می‌کند.

سرتاسر مغازه مملو از چوب و الوار است و خاک‌اره‌هایی که به دلیل برش چوب‌ها در کف مغازه دیده می‌شود.

تمام وسایل موجود در مغازه آدم را به ۷۰سال پیش می‌برد؛ اره‌ها و وسایل نجاری قدیمی تا چمدان‌های چوبی و انواع ‌و اقسام رحل‌های قرآنی.
آقای رضا مقنی سالیان سال همراه پدر مرحومش، حسن مقنی، در این حرفه فعالیت کرده و یکی از قدیمی‌ترین ساکنان بازار است.

خرید دوچرخه؛ سرآغاز ورود به حرفه پدر

این کسبه قدیمی از چگونگی ورودش به این حرفه می‌گوید: «دوران دبیرستان که بودم از پدر درخواست یک دوچرخه کردم، پدر قبول نمی‌کرد؛ اما بعد از مدتی با وساطت عمو پدر راضی شد؛ اما شرط ما این شد که بعدازظهرها به مغازه بروم و در کار نجاری کمک یار پدر شوم.»

می‌خندد و ادامه می‌دهد: «با وجود اینکه در دانشگاه هم پذیرفته شدم؛ اما علاقه‌ای که به کار داشتم باعث شد که در همین‌جا ماندگار شوم و حالا حدود ۵۰ سال است که در کار نجاری فعالیت می‌کنم.»

او از پدر و عموهایش می‌گوید: «پدرم به همراه عموهایم در ابتدا در بازار مسگرها بودند و بعدها پدر تصمیم گرفت که در اینجا کار خود را ادامه دهد. در ابتدا هم کار خود را با ساخت صندوق‌های چوبی آغاز کرد.»

مقنی به صندوق چوبی که در انتهای مغازه قرار دارد اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «پدر تمام این صندوق‌ها را با چوب می‌ساخت و آن‌قدر در این کار مهارت داشت که بسیاری از اهالی بازار او را می‌شناختند. بعد از ساخت آن‌ها را به سراج‌ها می‌سپرد. کار سراج‌ها هم این بود که یک پوششی از چرم بر روی این صندوق‌ها قرار می‌دادند که هم باعث زیبایی و هم موجب دوام بیشتر صندوق‌ها می‌شد.»
از او درباره کاربرد صندوق‌ها می‌پرسم، می‌گوید: «از این صندوق‌ها به‌عنوان چمدان مسافرتی استفاده می‌شد. دو دسته داشت که از آن برای جابه‌جایی استفاده می‌کردند. البته صندوق‌های سنگین را به‌وسیله قرقره‌ای که در زیر آن‌ها قرار می‌گرفت جابه‌جا می‌کردند.»

سال ۶۴ و آغاز ساخت رحل‌های قرآنی

این کسبه قدیمی محله نقش‌جهان درباره چگونگی ساخت رحل‌ها توضیح می‌دهد: «سال ۶۴ بود که وارد کار ساخت رحل‌های قرآنی شدم. این‌ها را به سفارش خاتم‌کاران می‌سازم. بیشتر این رحل‌ها بعد از ساخت به دست آن‌ها سپرده می‌شود تا بعد از خاتم‌کاری به مشتری‌ها برسد.»

او به رحل بزرگی که در میز کناری قرار دارد اشاره می‌کند و می‌افزاید: «ساخت این رحل‌ها کاری سخت و زمان‌بر است. پایه‌های گنبدی‌شکلی دارد که سختی برش را زیاد می‌کند. این کار به سفارش آستان قدس رضوی ساخته شد.»
مقنی به گوشه مغازه اشاره می‌کند و چوب‌های بزرگ را نشانم می‌دهد و می‌گوید: «این‌ها هم قرار است برش بخورند و از آن‌ها رحل‌هایی که سفارش گرفته شده را بسازم.»

ساخت دفتین برای قالی‌بافی

او به دفتین‌های چوبی که بر روی طاقچه مغازه قرار دارد اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «یک‌زمان کار من ساخت این‌ها بود که ابزار کار قالی‌بافان است. مدل کوچک آن برای قالی‌های ابریشمی و نوع بزرگ آن برای قالی‌های درشت‌دانه استفاده می‌شود. البته مدت زیادی است که ساخت آن‌ها از رونق افتاده و تنها مشتری‌های ما عشایر هستند.»

مقنی از پیشرفت دستگاه‌های نجاری می‌گوید و ادامه می‌دهد: «قبل‌ها برای تیزکردن اره‌ها از وسایل دستی استفاده می‌کردند. نحوه کار هم این‌گونه بود که اره موردنظر را بر روی شیارهای خالی دستگاه قرار می‌دادند و آن‌ها را به‌وسیله پیچ که بر روی دستگاه بود قفل و بعد با دست اره‌ها را تیز می‌کردند. یک‌سری رنده دستی هم داشتیم که برای صاف‌کردن ورقه‌های چوب استفاده می‌کردیم؛ اما حالا تمام آن‌ها برقی شده و کار را راحت‌تر کرده است.»

از این نجار باسابقه درباره گذشته محله می‌پرسم؛ می‌گوید: «اینجا پشت مسجد شیخ لطف‌الله مکانی بود که به آن کوچه باقلافروشان می‌گفتند و حالا تبدیل به شهید کلاهدوزان شده است. کلاهدوزان‌ها سال‌ها در محله روضه‌خوانی داشتند و حالا هم فرزندان آن‌ها ادامه‌دهنده راهشان هستند.»

او از مغازه جگرفروشی صادق جگری یاد می‌کند و می‌گوید: «صادق جگری پیرمردی بود که سال‌ها در نزدیکی چاه حاج‌میرزا جگر می‌فروخت. او هم به‌صورت هفتگی روضه امام حسین(ع) داشت. حالا سالیان سال است که به رحمت خدا رفته.»

مقنی در رابطه ‌با گذشته بازار هم توضیحاتی می‌دهد: «اینجا بازار گاری‌سازها بود. برادران عبداللهی چند مغازه داشتند که کار تولید و تعمیر این گاری‌ها را انجام می‌داد. در کنار آن هم پدرم و چند نفر دیگر هم مغازه نجاری داشتند. بعدها با بازشدن بازار و آسفالت‌شدن کف بازار اینجا رونق گرفت و کم‌کم قلم‌زن‌ها هم به اینجا آمدند.»

از او درباره علت بسته‌بودن بازار می‌پرسم؛ می‌گوید: «قبل از انقلاب سقف طاق ریخته بود و به‌خاطر اینکه توریست‌هایی که وارد مسجد می‌شوند اینجا را نبینند، ورودی بازار را بسته بودند؛ اما بعد از انقلاب اینجا را تعمیر کردند و در بازار باز شد و در نهایت رفت‌وآمد در داخل بازار بیشتر شد.»

این کسبه محله نقش‌جهان درباره سرای هنرمندان اسپادانا تصریح می‌کند: «قدیم‌ها بیشتر کارگرهای که از شهرهای دور برای کار به اینجا آمده بودند اُتراق کرده بودند و جایی شبیه هتل برای آن‌ها بود. بعدها آقای مصدق اینجا را خریداری و مانند گذشته آن را بازسازی کرد و بعدها سرای هنرمندان اسپادانا نام گرفت.»

او درخصوص بازار خریدوفروش می‌گوید: «با وضعیت موجود بازار راکد است و فروشی نداریم. من هم که بازنشسته تأمین اجتماعی هستم، تنها به‌خاطر اوقات فراغت و به جهت علاقه چند سفارش کوچک قبول می‌کنم و بیشتر این کارها را به‌عنوان یادگاری برای آیندگان می‌سازم.»