استعدادهای جشنواره فیلم کودک و نوجوان نباید رها شوند

در دومین مرحله آزمون خبرنگاری سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، با گروهی از نوجوانان روبه‌رو شدیم که ویژگی‌هایشان فراتر از انتظار بود؛ تسلط بر فن مصاحبه، دایره‌ لغات گسترده، قدرت تحلیل سریع، و اطلاعات عمومی مثال‌زدنی.

تاریخ انتشار: 11:26 - شنبه 29 شهریور 1404
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
استعدادهای جشنواره فیلم کودک و نوجوان نباید رها شوند

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دومین مرحله آزمون خبرنگاری سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، با گروهی از نوجوانان روبه‌رو شدیم که ویژگی‌هایشان فراتر از انتظار بود؛ تسلط بر فن مصاحبه، دایره‌ لغات گسترده، قدرت تحلیل سریع، و اطلاعات عمومی مثال‌زدنی.

هر واژه‌ای که بر زبان می‌آوردند، بوی مطالعه و تجربه داشت. نگاهشان برق اعتمادبه‌نفس را نشان می‌داد و لحن‌شان از مسئولیت‌پذیری و بلوغ فکری خبر می‌داد. روشن بود که پشت این توانایی‌ها، روزها و ماه‌ها پیگیری، تلاش فردی و شوق یادگیری خوابیده است.

چنین استعدادهای موهبتی اتفاقی نیستند. آن‌ها نماینده بخشی از نسل جوان‌اند که با وجود محدودیت‌ها و فقدان زیرساخت‌های حرفه‌ای، مسیر یادگیری را به تنهایی طی کرده‌اند. این یعنی حتی در نبود مسیر رسمی، نیروی درونیِ جست‌وجو و یادگیری، آن‌ها را پیش رانده است.

اما واقعیت تلخ اینجاست که در بسیاری از موارد، پس از پایان همین رویدادها، همچون موجی کوتاه بر ساحل می‌نشینند و آرام‌آرام فراموش می‌شوند؛ سرمایه‌ای که می‌تواند به چرخه‌ای ماندگار از تولید و خلاقیت بدل شود، گاه در همان نقطه‌ی شروع متوقف می‌شود.

مشکل از اینجاست که منظومه فرهنگی ما، با وجود ارگان‌ها و برنامه‌های متعدد، هنوز یک سیستم منسجم برای کشف و پرورش تداوم‌دار این ظرفیت‌ها ندارد. حتی در مواردی که نهادها با حسن نیت وارد می‌شوند، نبود چارچوب مشترک، این حمایت را پراکنده و کم‌اثر می‌کند.

گاهی موازی‌کاری نهادهای مختلف، به‌جای تمرکز بر حمایت هدفمند، مسیرهای حمایتی را پراکنده و گسسته می‌کند.

در نتیجه منابع، هم انسانی و هم مالی، به جای آن‌که به شکل متمرکز در خدمت رشد استعدادها باشد، در میان پروژه‌های کوتاه‌مدت یا نمادین پخش می‌شود.

نتیجه آن است که نوجوانی که امروز در جشنواره می‌درخشد، شاید فردا میان تکالیف مدرسه و نبود فرصت‌های واقعی، جرقه‌اش خاموش شود. و این خاموشی، نه به دلیل بی‌استعدادی یا بی‌انگیزگی، بلکه به علت نبود راهی مشخص برای ادامه مسیر است.
پرسش جدی اینجاست؛ مسئولیت پیگیری مسیر این نوجوانان با کجاست؟ آیا تنها شهرداری باید پرچم‌دار این حمایت باشد، یا ارگان‌های دیگری همچون انجمن‌های فرهنگی، مراکز آموزشی و حتی رسانه‌ها نیز سهمی جدی در این وظیفه برعهده دارند؟

چه نهاد دیگری غیر از شهرداری باید خود را متعهد بداند که این ذهن‌های روشن، تنها مصرف‌کنندگان رویدادها نباشند، بلکه به تولیدکنندگان محتوای فرهنگی و رسانه‌ای بدل شوند؟ وقتی نوجوانی یاد می‌گیرد که روایت کند، تحلیل کند و از دریچه‌ای تازه به جهان نگاه کند، از او یک کنشگر فرهنگی ساخته‌ایم، نه صرفاً یک تماشاگر.

پاسخ، در هماهنگی و هم‌افزایی میان ارگان‌های فرهنگی نهفته است؛ در طراحی برنامه‌هایی که استمرار داشته باشند و ارتباط میان نسل تازه و فعالان حرفه‌ای حوزه رسانه را زنده نگه دارند. این هماهنگی می‌تواند به شبکه‌ای زنده و پویا بینجامد؛ جایی که تجربه و انرژی نسل جوان و پیشکسوت، هم‌زمان جریان پیدا کنند.

اگر این تعامل شکل بگیرد، جشنواره‌ها از یک ویترین موقت، به سکویی واقعی برای پرواز این استعدادها تبدیل خواهند شد. جشنواره، در این نگاه، نه خط پایان که نقطه آغاز ماجراجویی حرفه‌ای یک نوجوان است.
سرمایه‌گذاری بر چنین نوجوانانی، سرمایه‌گذاری بر آینده فرهنگی کشور است. هر شاخص فرهنگی، هر واقعیت اجتماعی فردای ایران، امروز از همین جرقه‌ها و نگاه‌ها آغاز می‌شود. اجازه ندهیم این فرصت‌های درخشان، بی‌صدا از دست بروند.