به گزارش اصفهان زیبا؛ بافت ناکارآمد شهری که با عنوان بافت فرسوده، سکونتگاه غیررسمی و سایر عناوین در شهرها شناخته میشود و بخش قابلتوجهی از سکونتگاههای کشور را تشکیل میدهد، به دلیل فرسودگی فیزیکی، کمبود زیرساخت و آسیبپذیری اجتماعی و اقتصادی، نیازمند مداخلات جدی و فوری در قالب، نوسازی، بهسازی و بازآفرینی و سایر رویکردها است.
ازاینرو در شهرها شاهد اجرای مداخلات شهری برای ساماندهی به این بافتها هستیم اما طبق گفته کارشناسان و باوجود تجارب جهانی و داخلی، مداخلات فیزیکی فضاهای زیستی، بهویژه در منطقه و محلههایی که شبکههای اجتماعی قوی دارند، ناخواسته مشکلاتی مثل جابهجایی اجباری، اختلال در ساختار معیشتی، ناایمنی روانی و اجتماعی، تنها بخشی از هزینههای اجتماعی غفلت از ابعاد انسانی مداخلات در بافت ناکارآمد است. ارزیابی تأثیرات اجتماعی رویکردی است که با توجه به ابعاد انسانی از هزینههای منفی مداخلات در بافت ناکارآمد میکاهد.
ارزیابی تأثیرات اجتماعی که در سالهای اخیر حضور جدیتری در اجرای پروژههای کلانشهری در بافتهای ناکارآمد، بازی میکند با در نظر گرفتن ابعاد انسانی، نقش مؤثری در کاهش آسیبهای اجتماعی مداخلات به لحاظ توجه به ذینفعان داشته است. اهمیت ارزیابی تأثیرات اجتماعی در مداخله بافتهای ناکارآمد و بررسی جوانب مختلف آن، موضوع نشست تخصصی با حضور کارشناسان این حوزه در پژوهشکده سوانح طبیعی بوده است.
نقشه مهندسی فرهنگی پروژههای کلانشهری در راه تصویب
کارشناسان معتقدند مداخله موفق در بافت ناکارآمد شهری تنها بهصورت فنی و مالی نباید ارزیابی بشود، بلکه باید بهعنوان پروژه اجتماعی به آن نگاه شود تا رضایت مشارکت ذینفعان به سرانجام برسد. توجه به ارزیابی اجتماعی در اجرای برنامههای بازآفرینی در بافتهای ناکارآمد، پروژه را از رویکرد فیزیکی صرف به یک رویکرد جامع و عدالت محور تبدیل میکند.
دکتر هادی برغمدی مدیر مرکز ارزیابی تأثیرات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی که سالها در این حوزه مطالعات وسیعی داشته است، در این نشست ابتدا به پیشینه این موضوع پرداخت و گفت: مفهوم ارزیابی تأثیرات اجتماعی از برنامه پنجم توسعه وارد نظام برنامهریزی ایران شد و در ابتدا با نام پیوست فرهنگی مطرح شد.
از آن زمان شورای عالی انقلاب فرهنگی مکلف به تدوین پیوست فرهنگی در پروژههای کلان در شهرها شد. در جزء 2 ماده 80 برنامه ششم توسعه، ارزیابی تأثیرات اجتماعی تحت عنوان پیوست اجتماعی جایگاه قانونی یافت اما آخرین اقدام در این زمینه و تغییرات به مصوبه ستاد هماهنگی نقشه مهندسی فرهنگی کشور ختم شد.
بنا به گفته برغمدی زیرمجموعه این مصوبه و شرح خدمات آن در حال تصویب است و قرار است از این به بعد در پروژههای ملی، منطقهای و محلی پیوست فرهنگی و اجتماعی با عنوان نقشه مهندسی فرهنگی با جزئیات مشخص اجرا شود. البته سالها از اجرای پیوست فرهنگی در پروژههای شهری صحبت میشود اما مصوبه مشخصی برای این موضوع وجود نداشته است که به نظر میرسد با اجرایی شدن این مصوبه، اتفاقات مؤثری در پروژههای شهری رخ بدهد.
او در تعریف واژه ارزیابی تأثیرات اجتماعی گفت: ارزیابی تأثیرات اجتماعی درواقع، فرایند پژوهشی برای برنامهریزان و کارفرمایان است که قرار است کنار پروژه بماند و در راستای تحقق نظرات کارشناسان پیش برود.
مدیر مرکز ارزیابی تأثیرات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، مراحل اصلی مطالعات ارزیابی تأثیرات اجتماعی را شامل 5 گام اصلی توصیف اقدام، رویکرد نظری و روششناسی، توصیف سیمای اجتماعی مکان مورد مداخله، دامنه یابی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، برآورد تأثیرات و نظام مدیریت عنوان کرد و هدف آن را فراهمسازی بستر تصمیمگیری آگاهانه در مدیریت شهری دانست.
شناخت اولویت ساکنان بافتهای ناکارآمد در ارزیابی تأثیرات اجتماعی
برغمدی با اشاره به اینکه تاکنون 1200 طرح پژوهشی تنها در تهران در این خصوص انجامشده است، افزود: یکی از دستاوردهای ارزیابی تأثیرات اجتماعی شناخت نیازهای محلی است. در مرحله شناخت نیاز، شناخت اولویتهای جامعه مخاطب برای سامان دادن به وضع موجود، در صدر قرار میگیرد.
وقتی مدیریت شهری اقدام به بهسازی بافت ناکارآمد میکند، اولویت آن افزایش امنیت و کاهش بافت فرسوده است، اما مخاطب در این بافتها نیازهای دیگری هم دارد. در برخی مناطق ساختوساز و تغییر کالبدی، باعث تغییر اجتماعی و مهاجرت ساکنان و تغییر سکونتگاه میشود، چون مدیریت شهری به اولویت اول سکونت غیررسمی نپرداخته است. اما ارزیابی تأثیرات اجتماعی به دنبال نیاز جامعه مخاطب میرود و نیاز مردم ساکن در بافت را کنار پروژه تعریفشده میگذارد و برآورد میکند که چه میزان این نیازها به پروژه تعریفشده نزدیک است.
او با تأکید بر اینکه در حوزه اجتماعی اگر این پروژه همراه با نیاز مردم نباشد، پس از اجرا توسط مردم پسزده میشود و با بیتوجهی روبرو میشود، بیان داشت: مهمترین دلیل این پسزدگی این بوده است که اجرای پروژه منطبق با نیاز جامعه هدف نبوده است و احتمالاً مدیریت شهری در اجرای آن پروژه مسیر را اشتباه رفته است.
برغمدی در ادامه فایده دیگر تأثیر ارزیابی اجتماعی را جلوگیری از تأثیرات منفی پروژههای نوسازی در بافت ناکارآمد میداند. به نظر او ارزیابی تأثیرات اجتماعی ریسکهای اجرای پروژه را در این مناطق شناسایی و برجستهسازی میکند و احتمال رخ دادن اتفاق را نشان میدهد که میتواند بهوسیله آن، از شدت آسیب در این مناطق بکاهد.
ارتقا مشارکت اجتماعی، مساوی با کاهش تنش است
او ارتقا مشارکت اجتماعی در بافتها و تقویت ارتباط مردم با مدیریت شهری و پروژه را یکی دیگر از تأثیرات ارزیابی اجتماعی عنوان کرد. این مشارکت اجتماعی باعث احساس تعلق مردم به پروژه میشود و سرمایه اجتماعی را در بافت افزایش میدهد. هراندازه سرمایه اجتماعی و نقش دهی به ذینفعان در بافت فرسوده بیشتر باشد، تنش در این بافت ها کاهش پیدا میکند.
شنیده شدن صداهای خاموش در ارزیابی اجتماعی
او در ادامه توجه به دادههای ارزیابی تأثیرات اجتماعی در اجرای پروژههای شهری در بافتهای ناکارآمد را زمینهساز توسعه پایدار شهری دانست و افزود: ارزیابی تأثیرات اجتماعی در مفهوم توسعه پایدار شهری، اتفاق مهمی را رقم میزند و آن شنیدن صداهای خاموش است. صدای معلولان، فقرا، کودکان و سالمندان صداهای خاموش هستند که معمولاً در توسعه شهری شنیده نمیشوند. یکی از مهمترین وظایف یک محقق ارزیاب اجتماعی این است که این صداها را بشنود و در برنامه ببیند تا اهداف در توسعه پایدار رقم بخورد.
برغمدی در پایان اظهار داشت که اثربخشی ارزیابی تأثیرات اجتماعی در مدیریت شهری منجر به تحقق سه محور بنیادین توسعه پایدار شهری، اصلاح و تعدیل اقدامهای توسعهای و توانمندسازی ذینفعان میشود و نهادینهسازی این ارزیابی میتواند پیوند میان دانش اجتماعی، سیاستگذاری و اجرای پروژههای بازآفرینی شهری را تقویت کند.
مباحث نظری در این حوزه مغفول مانده است
محمد سالاریراد پژوهشگر اجتماعی و اقتصادی نیز در این نشست به چالشهای نظری بازآفرینی شهری اشاره کرد و گفت: مباحث نظری در این حوزه مغفول مانده و دانش شهری در ایران از تجربه زیسته حاصل میشود و به تجربه آزموده میرسد و درنهایت تولید دانش شهری میکند. بیش از 150 سال است که مداخلات شهری داریم، اما این دانش را به تجربه زیسته تبدیل نکردهایم.
سالاریراد که به نحوه اجرای بازآفرینی شهری در بافتهای ناکارآمد نقد دارد،معتقد است، مداخلات مختلف مانند مرمت، بازسازی، نوسازی و بازآفرینی درواقع تغییر نام برای تداوم چرخه رانت هستند و تفاوت ساختاری میان آنها وجود ندارد.
نظریههای خارجی با زیست اجتماعی ایران، ناسازگار است
او با انتقاد از رویکرد تطبیق نظریههای خارجی با جامعه ایران بیان کرد که این نظریهها به دلیل ناسازگاری با زیست اجتماعی و اقتصادی کشور ناکارآمدند. ما در ایران باید از تجربه زیسته خود دانش تولید کنیم.
باآنکه مفهوم ارزیابی تأثیرات اجتماعی از برنامه پنجم توسعه وارد نظام برنامهریزی ایران شده است اما به نظر میرسد تاکنون نتوانسته کارایی چندانی در اجرای پروژههای کلانشهری داشته باشد و به جایگاه واقعی خودش برسد. امروزه تبعات مداخلات در بافتهای ناکارآمد در برخی مواقع بسیار زیاد است و همین مسئله باعث نقد کارشناسان شهری چون امثال سالاریراد در خصوص بازآفرینی شهری میشود.
درحالیکه اگر به گفته برغمدی از مطالعات زیادی که در این خصوص انجامشده در کنار پروژهها استفاده شود، با کاهش هزینههای پنهان اجتماعی مداخلات روبرو میشویم و اجرای پروژهها با مقبولیت اجتماعی مواجه
میشود.



