به گزارش اصفهان زیبا؛ پدیده دستفروشی زنان در سالهای اخیر نهتنها افزایش یافته؛ بلکه به نظر میرسد این پدیده تغییر شکل نیز داده است.
اگر تا همین دیروز تصور عموم مردم از زنان دستفروش، زنانی با لباسهای ژولیده و کهنهای بود که در خیابانها به فروختن چاقو و جوراب و… مشغول بودند، حالا اما در گوشه و کنار شهر زنهای دستفروشی دیده میشوند که ظاهری آراسته و شکیل دارند و محصولات مختلفی اعم از کتاب و غذاهای خانگی یا تولیدات خود را به فروش میرسانند؛ زنهایی که خیلی از آنها بسیار جوان و حتی تحصیلکرده نیز هستند. اما آیا این پدیده میتواند به مرور آسیبها و پیامدهایی را به همراه داشته باشد؟ چرا زنان جوان به دستفروشی روی میآورند؟ مهری شاهزیدی، جامعه شناس به این سؤالات پاسخ میدهد.
شاید پدیده دستفروشی در سالهای گذشته پدیدهای مردانه بود و کمتر زنی به آن ورود پیدا میکرد. در سالهای اخیر، اما شاهد حضور زنان در خیابانها و دستفروشیکردن آنها هستیم. آیا اکنون میتوانیم از زنانهشدن پدیده دستفروشی سخن بگوییم؟
ترجیح من این است که از برچسبهای مردانه و زنانه استفاده نکنم. آمار دقیقی از تعداد دستفروشها وجود ندارد و بهتبع آن، آماری از ترکیب جنسیتی دستفروشها نیز در دست نیست. این قضاوت را حتی درباره گذشته هم نمیتوانیم داشته باشیم.
در پژوهشی که چندسال گذشته در بافت تاریخی اصفهان انجام دادم، زنان سالمند محلههای تاریخی، بهخصوص محلههای حوالی میدان« کهنه»، از مشاهدات و تجربیات خود در خصوص دستفروشی صحبت میکردند؛ به همین خاطر نمیتوان با قطعیت چنین ادعایی را مطرح کرد.
بااینحال، میتوان مدعی شد که در سالهای اخیر، در مقایسه با چنددهه قبل، بهخصوص در کلانشهرها، شاهد فعالیت بیشتر زنان در حوزه دستفروشی هستیم.
تا پیش از این زنان دستفروش با ظاهر ژولیده و از یک طبقه خاص اجتماعی بودند؛ درحالیکه اکنون زنانی را در خیابانها مشغول دستفروشی میبینیم که ظاهری آراسته و شیک دارند و حتی برخی از آنها تحصیلکرده هستند. چه اتفاقی باعث شده است که این زنان به پدیده دستفروشی روی آورند؟ همچنین به نظر میرسد ، نوع دستفروشی زنان نیز تغییر کرده است؛ مثلا تا پیش از این زنان دستفروش مشغول فروش لباس و گل و… بودند؛ درحالیکه اکنون شاهد هستیم که آنها غذاهای خانگی یا اقلام خوراکی و… نیز میفروشند. این تغییر و دگرگونی را چگونه ارزیابی میکنید؟
پدیده دستفروشی ابعاد مختلفی دارد و بروز آن نیز به یک شکل نیست. به نظر میرسد که گونههای نمایشی دستفروشی بیشتر با ظاهر ژولیده ارتباط داشته باشد.
این وضعیت بهخصوص درباره دستفروشی کودکان قابلمشاهده است. در گونههای نمایشی هدف واقعی فروش کالا نیست و فرد دستفروش از طریق دستکاری عاطفی، کالاهایی را به افراد میفروشد که افراد ممکن است به آن نیاز نداشته باشند. در اغلب موارد نیز کیفیت این کالاها مطلوب نیست. اما در سالهای اخیر بازگشت مجدد به انواع واقعی دستفروشی رخ داده است. در این انواع، کالا دارای کیفیت مناسب است و افراد نیز، اغلب بر حسب نیاز اقدام به خرید آن میکنند.
نکته مهم اینکه این موارد دستفروشی بر مبنای واسطهگری شکل گرفته است.بااینحال، تغییر واقعی در پدیده دستفروشی را میتوان در زنانی مشاهده کرد که خود تولیدکننده کالایی هستند که به فروش میرسانند. در نوع اخیر، امر تولید برخی از معانی الصاقشده به دستفروشی را تغییر میدهد و تصویر موجهتری از این پدیده ارائه میکند. در چنین شرایطی خریداران دیگر با واسطهگر سروکار ندارند؛ بلکه با فردی سروکار دارند که دارای مهارت تولید هستند و خرید از آنها میتواند دو وجه قیمت پایینتر و کیفیت مشابه و حتی بیشتر را به همراه داشته باشد.
شکلگیری تدریجی چنین تصویری موجب شده است که بافت اجتماعی مرتبط با پدیده دستفروشی تغییر کند و افرادی با ظاهر متفاوت و تحصیلات بیشتر به این کار روی آورند.اما نمیتوان نقش چالشهای اقتصادی را نیز در این ماجرا نادیده گرفت. وضعیت نامطلوب اقتصادی، خریداران بازار دستفروشی را گسترش داده است و در چنین شرایطی، زنان فرصت حضور در بازار و ایفای نقش تأمینکننده را یافتهاند. کوچکشدن طبقه متوسط و سقوط اقتصادی افراد به طبقات محرومتر موجب شده است که افرادی از پایگاههای اجتماعی و فرهنگی بالاتر در جایگاه مشتریان این بازار ایفای نقش کنند.
بهتبع این تغییر، زنانی از پایگاههای اجتماعی و فرهنگی بالاتر نیز بهعنوان تأمینکننده وارد این بازار شدهاند.
دستفروشی زنان شاید در شهرهای بزرگی مثل تهران در سالهای گذشته بیشتر به چشم میخورد؛ اما حالا شاهد افزایش این زنان در شهر اصفهان که اتفاقا دارای بافتی سنتی است نیز هستیم. چه اتفاقی افتاده که یک شهر سنتی نیز این پدیده را پذیرفته است؟
فارغ از اینکه دلایل شکلدهنده یک پدیده اجتماعی چه باشد، این پدیدهها از منطقهای به مناطق دیگر منتشر میشوند و برحسب شرایط فرهنگی حاکم، تا اندازهای تغییر شکل میدهند.
گرچه شنیدههای من حاکی از این است که دستفروشی زنان در دوران قبل از انقلاب در اصفهان امری پذیرفتهشده بوده است؛ اما رویآوردن زنان اصفهانی به دستفروشی در دهههای اخیر را میتوان تا حدودی ناشی از رواج این پدیده در تهران و همچنین تجربه شرایط مشابه اقتصادی دانست. درخصوص دستفروشی، میتوان گفت دو پدیده که با یکدیگر ارتباط دارند، زمینه حضور زنان بهعنوان دستفروش را در سطح شهر فراهم کردهاند؛ یکی مهاجرت برآمده از توسعه نامتوازن و دیگری شرایط نامطلوب اقتصادی.
شرایط اقتصادی حاکم بهاندازهای خانوادهها را تحتفشار قرار داده که منجر به تعدیل فضای فرهنگی درخصوص اشتغال زنان و نوع اشتغال زنان شده است. حدود چهاردهه قبل یکی از شروط آقایان برای ازدواج شاغلنبودن خانم بود؛ اما در زمان حاضر شرایط بسیار متفاوت شده است.همچنین تغییرات نسلی را هم نباید در این ماجرا نادیده گرفت. نسل جدید به خط قرمزهای فرهنگی نسلهای قبل معتقد نیست و پذیرش بسیاری درخصوص پدیدههای جدید دارد.
دخترانی از نسلهای جدید هستند که در گوشه و کنار چهارباغ و میدان امام(ره) به فروش دستبافته و دستساختههای خود مشغولاند و از این طریق در پی تأمین مالی خود یا تمرین استقلال مالی هستند. دیدگاههای چنین نسلی در شجاعت مادرانشان برای فعالیت در امر دستفروشی بیتأثیر نبوده است.
آیا دستفروشی زنان و حضور آنها در خیابان را باید به فال نیک گرفت و تلاشی برای ازبینبردن تابوهایی که در جامعه در رابطه با زنان وجود دارد دانست؟
برچسب ارزشی به پدیدههای اجتماعی اغلب موجب میشود که این پدیده بدون تحلیلشدن کنار گذاشته شود. دستفروشی نه الزاما مثبت و نه الزاما منفی است.
دیدگاههایی در خصوص منفیبودن دستفروشی موجب شده است که این پدیده تابو شود؛ اما اگر دستفروشی در یک چارچوب برنامهریزیشده بهعنوان یک فعالیت مکمل و زندگیبخش به برخی از محیطهای شهری تزریق شود، میتوان از این پدیده در راستای ارتقای محیطهای شهری و همچنین اشتغال زنان بهره گرفت.
البته، مدیریت شهری در بعضی از مکانها (مانند خانه گل و گیاه همدانیان) و در برخی مناسبتها (مانند بازارچه علیقلیآقا) این مدل را اجرا کرده و موفق بوده است؛اما این امکان وجود دارد که بهره بیشتری از پدیده دستفروشی برای شهر ایجاد شود.
دستفروشی زنان آیا میتواند آسیبزا باشد؟ چه برای فرد و چه برای خود جامعه؟
تا زمانی که دستفروشی زنان در چارچوبهای برنامهریزیشده (به لحاظ زمان، مکان و نوع دستفروشی) انجام گیرد، نهتنها آسیبی ندارد؛ بلکه میتواند برخی آسیبهای اجتماعی و فرهنگی را نیز کاهش دهد.



