روایت‌هایی از شرکت در مراسم با شکوه راه‌پیمایی اربعین

سفری که مرز نمی‌شناسد!

حس و حالش با همه سفرها فرق دارد؛ سفری که آدم‌های مختلف با هر میزان اعتقادی راهی آن می‌شوند. برای رفتن به این سفر نیاز به هزینه آن‌چنانی و بستن چمدان نیست؛ کافی است تنها یک کوله‌پشتی برداری و راهی شوی.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۴ - شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
سفری که مرز نمی‌شناسد!

به گزارش اصفهان زیبا؛ حس و حالش با همه سفرها فرق دارد؛ سفری که آدم‌های مختلف با هر میزان اعتقادی راهی آن می‌شوند. برای رفتن به این سفر نیاز به هزینه آن‌چنانی و بستن چمدان نیست؛ کافی است تنها یک کوله‌پشتی برداری و راهی شوی.

به شوق قدم‌های…

سفر به سمت کربلا و شرکت در مراسم راه‌پیمایی اربعین، حالا مرز نمی‌شناسد؛ بلکه این ایام که شروع می‌شود آدم‌ها از کشورهای مختلفی راهی عراق می‌شوند تا بتوانند به سوی این دیار گام بردارند و از شرکت در این مراسم لذت ببرند. معصومه یکی از همین افراد است که تجربه حضور در مراسم با شکوه راه‌پیمایی اربعین را داشته است.

می‌گوید سه سال پیش همراه با یکی از آشنایانش راهی شده است؛ سفری که اگرچه سختی‌های زیادی برایش داشته، اما او با جان و دل رنج سفر را به جان خریده و به شوق دیدن حضرت امام حسین (ع) و یارانشان در هوای گرم گام برداشته است: «تجربه بسیار جالب و دلچسبی بود.

چندین سال بود می‌دیدم خیلی از آدم‌هایی که دور و برم هستند، این موقع که می‌شود سر از پا نمی‌شناسند و به هر نحوی که شده، راهی می‌شوند. بعد هم که از سفر برمی‌گشتند، انبوهی از خاطرات جالب و به‌یادماندنی تعریف می‌کردند.»

معصومه می‌گوید همین روایت‌ها باعث شده بود تا او هم دلش برای حضور در راه‌پیمایی اربعین غنج برود و تصمیم بگیرد که در آن شرکت کند: «تعریف‌هایی که بقیه از این سفر معنوی می‌کردند، دلم را قلقلک می‌داد و وسوسه‌ام می‌کرد که راهی شوم. خیلی اتفاقی متوجه شدم که یکی از آشنایانم هم قرار است با ماشین شخصی به این سفر برود. خلاصه اینکه با هم هم‌سفر شدیم و برای اولین بار راهی کربلا شدم؛ هر چند گذرنامه‌ام لحظه‌های آخر به دستم رسید؛ لحظه‌هایی که فکر می‌کردم شاید این سفر با شکوه قسمت من نشود.»

او می‌گوید: «برای من خیلی جالب بود وقتی که آدم‌های مختلف و از اقشار متنوع را شانه به شانه هم و کنار یکدیگر می‌دیدم؛ انگار آنجا دیگر خبری از فاصله طبقاتی نبود؛ همه افرادی که در این سفر حضور داشتند، تنها یک هدف مشترک را دنبال می‌کردند و آن هم زنده نگه داشتن راه امام حسین (ع) و اهل بیتشان بود.»

برای معصومه سفر تجربه لذت‌بخشی بود؛ به ویژه مسیری که پیاده طی کرد: «سراسر راه پر بود از موکب‌های مختلفی که هر کدام‌شان خدمت خاصی به زائرین ارائه می‌داد؛ حتی برخی از خادمین لباس زائرها را می‌شستند و آن‌ها را ماساژ می‌دادند یا کفش‌هایشان را واکس می‌زدند؛ چرا که برایشان خدمت کردن به زائران امام حسین (ع) از اهمیت زیادی برخوردار بود.»

سفری خاص و به یادماندنی!

محبوبه نیز تجربه حضورش در مراسم راه‌پیمایی عراق را این‌گونه تعریف می‌کند: «این سفر برای من متفاوت‌تر و خاص‌تر از سایر مسافرت‌هایی بود که در طول عمرم رفته بودم؛ سفری که البته آسان نبود و باید زیر تیغ آفتاب قدم برمی‌داشتم و گرمای هوا را تحمل می‌کردم. شلوغی‌ها و ازدحام مردم باعث می‌شد، برای انجام خیلی از کارها ساعت‌ها معطل بشوم؛ اما این سفر آن‌قدر بار معنوی دارد که آدم‌ها به راحتی سختی‌هایش را به جان می‌خرند و برای رسیدن به حرم حضرت حسین (ع) گام برمی‌دارند.»

می‌گوید: «برخورد عراقی‌ها به عنوان میزبان نیز برای من خاطره‌های زیادی را بر جای گذاشت؛ برای مثال، ساعت 13 بعد از ظهر در مسیر برگشت که تا چشم کار می‌کرد فقط بیابان بود، ماشینی که قرار بود ما را به سمت پایانه مهران ببرد، خراب شد. هوا بسیار گرم بود. در آن فضا فقط دو خانه وجود داشت و دیگر هیچ چیزی به چشم نمی‌آمد. دو سه نفر از هم‌سفری‌هایم با تردید به درِ آن خانه‌ها مراجعه کردند و از آن‌ها خواستند تا اجازه دهند تا زمانی که ماشین درست می‌شود، در خانه‌شان استراحت کنیم. خیلی عجیب بود. آن‌ها بلافاصله این خواسته را اجابت کردند و با آب یخ از ما پذیرایی کردند. سفره انداختند و از ما خواستند تا ناهار را آنجا صرف کنیم؛ چرا که پذیرایی از زائران امام حسین (ع) را امری مقدس می‌دانستند.»

محمد هم می‌گوید حالا چند سالی است که در ایام اربعین راهی کربلا می‌شود و با پای پیاده، با امام حسین (ع) و اهل بیتشان تجدید بیعت می‌کند. او هم مثل باقی زائران می‌گوید خاطره‌های بسیار خوبی از این سفر دارد: «آنجا شاید تنها جایی باشد که همه فکر می‌کنند مثل هم هستند و با یکدیگر برابرند. فرقی نمی‌کند دکتر باشی یا یک کارگر ساده! همه هم کمک می‌کنند و هوایت را دارند.» او می‌گوید عراقی‌ها هم میزبانان بسیار خوبی هستند: «وقتی به سامرا رسیدیم، بچه‌های زیادی به استقبالمان آمدند و از ما خواستند تا در خانه‌شان مهمان‌شان شویم.» اصرار بچه‌ها خیلی جالب بود.

هر کدام‌شان می‌خواست زودتر از دیگری زائر به خانه‌اش ببرد: «سوار کامیون شدیم و به یکی از خانه‌ها رفتیم. آن‌ها از حدود 50 تا 60 نفر پذیرایی کردند. شام و صبحانه برایمان فراهم کردند و اجازه دادند تا دوش بگیریم و شب را آنجا استراحت کنیم. واقعا فکر نمی‌کنم هیچ جای دنیا چنین اتفاقاتی رخ دهد. همه این‌ها به خاطر عشق به حضرت حسین (ع) است.» او می‌گوید تصمیم دارد تا زمانی که امکان رفتن به راه‌پیمایی اربعین را دارد، حتما در این مراسم شرکت کند: «حضور در مراسم اربعین واقعا عجیب و با شکوه است؛ حتی افرادی که شاید اعتقاد پر و پا قرصی ندارند نیز به خاطر ارادت و عشق به حضرت حسین (ع) در آن شرکت می‌کنند.»