به گزارش اصفهان زیبا؛ آیینهای سوگواری درحال تغییر هستند و در سالهای گذشته جلوه دیگری از خود نشان دادهاند؛ موضوعی که به اعتقاد برخی ممکن است آسیبزا باشد.
مهدی مستأجران، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه اصفهان در این باره به «اصفهان زیبا» میگوید:تحولات فرهنگی و اجتماعی که در جامعه شکل میگیرد، موجب دگرگونی و تغییر در آیینهای مختلف نیز میشود.
مهمترین و گستردهترین جلوه این تغییرات را میتوان در آیینهای عاشورایی مشاهده کرد؛ آیینهایی که بهسبب تنوع و گستردگیشان همواره در میان جامعهشناسان مورد بحث قرار گرفتهاند. پرسش اصلی این است که آیا این تغییرات اجتنابناپذیرند یا میتوان آنها را مدیریت و هدایت کرد؟
به گفته او، تغییر در حوزه آیینهای سوگواری سریعتر رخ میدهند، زیرا کنشگرانی که خود تصمیمگیرنده برای نحوه برگزاری مراسم هستند، الگوهای رفتاریشان بر پایه فرهنگ پذیرفتهشده جامعه شکل میگیرد. از همین رو، این تغییرات بهطور روزافزون از حوزه نظارتهای رسمی و غیررسمی خارج شده و بیشتر نمود پیدا میکند.
مستأجران میگوید: دلایل این دگرگونیها متنوعاند؛ یکی از مهمترین آنها کاهش تأثیرگذاری گروههای مرجع سنتی است. این گروهها که سابقا نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به آیینهای سوگ داشتند، امروزه جایگاه پیشین خود را تا حد زیادی از دست دادهاند. به گفته این مسئول، در مقابل، خانوادهها و افراد بهصورت مستقل درباره نحوه اجرای مراسم تصمیم میگیرند.
همچنین رسانهها، بهویژه شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی، نقش پررنگی در جهتدهی فرهنگی مردم یافتهاند و تعامل تودهها با این فضاها سبب شده است که از فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی فاصله گرفته شود. این روند غالبا بدون ضابطه و چارچوب مشخص پیش میرود و تحولات فرهنگی حاصل از آن گاهی نگرانکننده است.
اینگونه که او میگوید: در گذشته، مراسم سوگواری در فرهنگ دینی با محوریت طلب رحمت و مغفرت برای متوفی برگزار میشد، اما امروز این دیدگاه در برخی از آیینها کمرنگتر شده و نگاه آیینی و نمایشی بیشتر بر آن غلبه دارد؛ نگاهی که توجه چندانی به جنبه معنوی و اخروی مرگ ندارد. این وضعیت نگرانیهایی را برای متصدیان فرهنگی و اندیشمندان جامعه ایجاد کرده است، زیرا به نظر میرسد در مدیریت این تحول، خلاء الگوها و مدلهای فکری وجود دارد. این مسئله فقط مختص جوامع شهری نیست و در جوامع قومی و سنتی نیز مشاهده میشود، جایی که سنتهای آیینی بهواسطه تغییرات اجتماعی توان سازگاری خود را از دست دادهاند.
مستأجران معتقد است: از سوی دیگر، بسیاری از آیینهای سوگواری امروز نیازمند بازنگری هستند، زیرا افراد مانند گذشته امکان صرف زمان طولانی برای برگزاری این مراسم را ندارند. در نتیجه، بخشی از این آیینها به دست فرهنگ عامه و فولکلور سپرده شده و در مسیری حرکت میکند که گروههای مرجع و نخبگان فرهنگی نقش چندانی در آن ندارند. این فقدان نظارت و هدایت فرهنگی باعث شده است مراسمها در اختیار جریانهایی قرار گیرد که عمق فرهنگی لازم را ندارند.
به گفته این مسئول، در چنین شرایطی، مسؤلان فرهنگی و گروههای نخبگانی باید مسئولیت خود را در هدایت این روند جدی بگیرند. غفلت از این وظیفه موجب شده مراسم سوگواری از معنا و هدف اصیل خود فاصله گیرد. برخی افراد نیز با گرایش به فردگرایی و تأثیرپذیری از جریانهای اومانیستی غربی، کمتر در جهتدهی معنوی این مراسم دخیل میشوند. به همین دلیل، مدیریت آیینهای سوگ گاه به دست کسانی میافتد که نخبگی فرهنگی لازم را ندارند، اما در سطح خانوادهها نقش و نفوذ بیشتری یافتهاند.
او معتقد است: در نهایت، باید یادآور شد که هدف اصلی برگزاری مجالس سوگواری، طلب مغفرت برای متوفی و عبرتآموزی برای زندگان است. این مجالس باید به ما یادآوری کنند که مرگ در کمین همه انسانهاست و از این آگاهی باید در جهت انجام درست وظایف اجتماعی و اخلاقی بهره گرفت تا از مسیر نادرست دور نمانیم.



