به گزارش اصفهان زیبا؛ طرح پزشک خانواده در ایران از میانه دهه۸۰ و در چارچوب سیاستهای کلان نظام سلامت مندرج در برنامه چهارم توسعه (۱۳۸۸–۱۳۸۴) آغاز به کار کرد. بر اساس ماده ۹۱ این برنامه، دولت موظف شد «نظام ارجاع و پزشک خانواده» را با هدف ارتقای عدالت و کارآمدی در نظام سلامت اجرا نماید.
نخستین مرحله عملیاتی شدن این طرح در سال ۸۴ و در مناطق روستایی و شهرهای زیر ۲۰هزار نفر کلید خورد که زیرساخت آن بر شبکه بهداشت روستایی متکی بود. در همین راستا، وزارت بهداشت برای استانداردسازی خدمات، از تجارب موفق بینالمللی به ویژه گزارش سازمان بهداشت جهانی در زمینه مراقبتهای اولیه سلامت که بر نقش پزشک خانواده به عنوان دروازهورود به نظام سلامت تأکید داشت، بهره گرفت.
در گام بعدی، اجرای طرح پزشک خانواده در مناطق شهری از سال 91 به صورت پایلوت در استانهای فارس و مازندران آغاز شد. چارچوب اصلی این مرحله نیز در سند «برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع شهری» مصوب شورای عالی بیمه سلامت (۱۳۹۰) تعیین شد که اهداف آن شامل هماهنگسازی خدمات در سطح اول، طراحی مسیر ارجاع و کاهش مراجعات مستقیم به متخصصان بود.
هرچند این طرح به ویژه در فاز پایلوت، موفقیتهایی همچون نحوه عقد قرارداد با بیمهها و ایجاد پرونده الکترونیک سلامت به همراه داشت، اما با گذشت نزدیک به دو دهه از اجرا، با چالشها و موانع متعددی نیز روبرو بوده است.
اجرای موفق طرح پزشک خانواده نیازمند تأمین اعتبار پایدار و تغییرات ساختاری است
از اهداف اصلی طرح پزشک خانواده، حذف خدمات القایی، تکراری و فاقد توجیه علمی بوده است. با این حال، به دلیل رواج سبک سنتی درمان در کشور، عدم استقبال بخش گستردهای از مردم به علت ضعف در فرهنگسازی و آگاهیرسانی و نیز تعریف نشدن تعرفههای واقعی برای تسهیل ارجاع از سطح یک به سطوح دو و سه، بسیاری از بیماران مجبور به تهیه تجهیزات و خدمات مورد نیاز خارج از چارچوب طرح میشوند و در نتیجه انگیزه خود را برای مراجعه به سطوح بالاتر از دست میدهند.
اما مهمترین چالش این طرح که بسیاری از کارشناسان حوزه سلامت نیز بر آن تأکید داشتهاند، نبود اعتبارات پایدار و پشتوانه مالی کافی است. چراکه کمبود بودجه موجب اجرای ناقص طرح و ایجاد موانع متعدد در مسیر پیشرفت آن شده است.
به عبارتی تا زمانی که اعتبارات لازم تأمین نشود و نقاط ضعف شناسایی و اصلاح نگردند، نه تنها شاهد تحقق کامل اهداف طرح نخواهیم بود، بلکه ممکن است تداوم اجرای ناقص آن، حتی به شکست بینجامد.
در نهایت، اگر بتوان بر برخی از این چالشهای اساسی غلبه کرد و از روشهای سنتی و دستوپاگیر فاصله گرفت، امکان بهرهگیری از راهکارهای نوینی مانند هوش مصنوعی در این حوزه نیز فراهم خواهد شد. هرچند محقق ساختن این امر، نیازمند عزم و همتی جدی و همهجانبه است.
حسین عبدلی، نماینده مردم نطنز و قمصر و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی درباره روند اجرای کامل طرح پزشک خانواده به «اصفهان زیبا» میگوید: «برای اجرای کامل این طرح، باید آن را بهصورت کامل به مرحله عمل درآوریم، نه بهشکل نیمهکاره. دو استان مازندران و فارس بهعنوان پایلوت انتخاب و طرح در آنها اجرا شد، اما هنوز طلب پنجسال پیش پزشکان پرداخت نشده است.
اگر طرح پزشک خانواده بهخوبی تأمین اعتبار نشود، اجرای آن برای تمام استانهای کشور ممکن نخواهد بود. یک بخش دیگر موضوع، مربوط به فرهنگسازی در جامعه است و باید فرهنگ عمومی را در این زمینه اصلاح کرد. از سوی دیگر، لازم است تعرفههای واقعی تعریف شود.
برای مثال، زمانی که بیمار از سطح یک به سطح دو یا سه ارجاع داده میشود، بهجای دریافت خدمات رایگان، مجبور است، تمام تجهیزات مورد نیاز خود را از خارج از مراکز درمانی تهیه کند، در نتیجه، بیمار انگیزهای برای مراجعه به سطوح بالاتر ندارد. این طرح زمانی قابلیت اجرایی خواهد داشت که از پشتوانه مالی و تغییرات ساختاری لازم برخوردار باشد.»
عبدلی همچنین تصریح میکند: «بیمهها میبایستی تجمیع شوند، زیرا هدف اصلی طرح پزشک خانواده، حذف خدمات القایی، بیتأثیر، تکراری و فاقد توجیه علمی است و تا زمانی که نهادهایی مانند تأمین اجتماعی، شرکت نفت یا بانک ملی خدمات درمانی ارائه میدهند، بیمار در شهر یا روستا معطل نمیماند تا با دریافت نامه به سطوح یک، دو و سه ارجاع داده شود. در حقیقت، ما باید این طرح را بهعنوان یک عزم ملی آغاز کنیم. همچنین، تعرفههای پزشکی که از طریق سیستم ارجاع معرفی نمیشوند، باید تا ۱۰برابر افزایش یابد تا مردم تمکین کنند و اعتماد عمومی بیشتر شود. نگاه ما به طرح پزشک خانواده باید به این شکل باشد که اگر بهطور مثال، امروز ده تومان هزینه میکنیم، در ده سال آینده بتوانیم صد تومان صرفهجویی کنیم. اما به دلیل نبود اعتبارات مالی لازم، این طرح اجرا نمیشود.»
او خاطر نشان میکند: «برای اجرای نظاممند و هدفمند این طرح و تضمین موفقیت آن، باید نگرش جدید و تغییرات ساختاری در بخش درمان ایجاد کنیم. برای مثال، زمانی که یک پزشک متخصص ۴۰۰ هزار تومان برای ویزیت دریافت میکند، ولی میتواند خدمات چندمیلیونی مانند ام آر آی، سیتی اسکن، سونوگرافی و آزمایش درخواست دهد، سود حاصل از این خدمات پنج برابر حق ویزیت اوست. بنابراین، باید نگرشها تغییر کند. تا زمانیکه این نگرشها عوض نشود و ساختارها اصلاح نگردد، ما همچنان در دور باطل خواهیم چرخید.»
کنترل بیماریهای پرهزینه، میتواند جایگزین مناسبی باشد
دبیر دوم کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این پرسش که در حال حاضر، مجلس چه اقداماتی قرار است در این خصوص انجام دهد، میگوید: «ما در مجلس پیشنهادی ارائه کردیم و گفتیم با توجه به محدودیت اعتبارات، بهجای اجرای فعلی طرح پزشک خانواده، بهتر است تنها یک بیماری را در کشور کنترل کنیم. یکی از این بیماریها که نیازمند کنترل فوری است، دیابت میباشد. بیماران دیابتی، پرهزینهترین و پردردسرترین بیماران در بخشهای مختلف بیمارستانها هستند. 8میلیون نفر در کشور به این بیماری مبتلا هستند که از این تعداد،7 میلیون نفر تحت کنترل نیستند. بنابراین، این افراد را باید ساماندهی کرد، زیرا با این کار، سالانه 10میلیارد تومان صرفهجویی خواهیم داشت. متأسفانه، این بیماری پرعارضه در کشور ما رها شده است. تنها در تهران حداقل ۸۰۰ هزار بیمار دیابتی وجود دارد که بسیاری از آنها آگاهی لازم را ندارند. از طرفی، پزشکان نیز زمان کافی برای پیگیری یک بیماری خاص ندارند. اگر بتوانیم پل ارتباطی بین بیمار، بهداشتیار، پرستاران و پزشک ایجاد کنیم و همکاریهای لازم انجام شود، بسیاری از بیماران را میتوان بهصورت مجازی ویزیت کرد و هزینههای درمان را کاهش داد. این پیشنهاد، فعلاً در مجلس مطرح شده است تا نتیجه آن مشخص شود.»
عملیاتی کردن هوش مصنوعی در وهله اول نیازمند حل چالشهای پایهای در نظام درمان است
در ادامه نماینده مردم نطنز و قمصر درباره بهکارگیری هوش مصنوعی در حوزه پزشک خانواده عنوان میکند: «ما هنوز برنامه مدون و مصوبی برای عملیاتی کردن هوش مصنوعی نداریم، اگرچه مباحث تئوری آن انجام شده است. در حال حاضر، در زمینه پاراکلینیک، معاینه بالینی و فیزیکی با مشکل مواجه هستیم. همچنین، در توزیع پزشکان عمومی و متخصص در چارچوب قانون طرح، با معضلات زیادی روبهرو هستیم. با گذشت بیش از ۳۰ سال از اجرای قانون طرح، هیچکس با میل و رغبت از آن استقبال نمیکند. هر ساله2 هزار نیروی متخصص توزیع میکنیم، اما همچنان با کمبود پزشک مواجهیم. علت این امر، متوازن نبودن توسعه خدمات است؛ هر منطقهای که محرومتر است، پزشک کمتری دارد و زندگی سختتر میشود. برای حل این مسئله ما باید تغییرات اساسی ایجاد کنیم و برای محرومترین مناطق کشور تعرفهها را افزایش داده و خدمات بیشتری ارائه دهیم. با انجام این کار، بسیاری از پزشکان و پرستاران در این مناطق ماندگار خواهند شد. پس باید نقاط ضعف این طرح را شناسایی و اصلاحات لازم را انجام دهیم تا کیفیت کار افزایش یابد و تا زمانیکه این تغییرات ایجاد نشود، با مشکلات متعددی روبهرو خواهیم بود.»
او در پایان تأکید میکند: «اجرای کامل طرح پزشک خانواده به تأمین اعتبارات پایدار وابسته است و از طرفی نیازمند تغییرات ساختاری در بخش درمان، تغییر دیدگاهها و اصلاح فرهنگ افکار عمومی میباشد.»



