به گزارش اصفهان زیبا؛ یک قاب، یک دنیا! کودکی رزمنده، بسیجی و با لبخندی که از دل آسمان آمده، میدود.
پرچم «یا قائم آل محمد» در دستش، مثل بالی روشن، در باد میرقصد. قدمهایش کوچکاند، اما زمین زیر پایش بزرگ میشود. پشت سرش، صفی از مردان، با نگاههایی که به فردا گره خورده، همراهیاش میکنند.
خندهاش، ساده است؛ مثل نان تازه، مثل آب زلال اما در دل همین خنده، عهدی نهفته است؛ عهدی با خون شهیدان، با آفتاب فردا.
پرچم را بالا گرفته، انگار میخواهد بگوید: «راه ما ادامه دارد، امید ما خاموش نمیشود.»این عکس، فقط تصویر نیست؛ شعر است.
شعری از ایمان، از کودکی که مردانه دوید، از پرچمی که هرگز بر زمین نیفتاد، و از لبخندی که هنوز، در قاب تاریخ میدرخشد.



