زینب تاج‌الدین

زینب تاج‌الدین

دبیر گروه پایداری

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌شهری/ دبیر نشریه بیسیم چی از 1395/ همکاری با روزنامه جام‌جم، خبرگزاری دفاع مقدس، مجله همشهری پایداری، خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری ایمنا/ برگزیده دو دوره جشنواره ملی ایثار و شهادت، رزمواره مدافعان حرم، جشنواره ملی شهدای غواص، چند دوره جشنواره استانی ابوذر و چندین دوره جشنواره مطبوعات

آرشیو مطالب منتشر شده
سپرِ آسمانِ نصف‌جهان
۱۴ شهریور ۱۴۰۵
روایت مردانی که در جنگ رمضان، پیش از رسیدن تهدید به زمین، در آسمان ایستادند

سپرِ آسمانِ نصف‌جهان

شب که می‌شود، شهر آرام‌تر به نظر می‌رسد؛ چراغ خانه‌ها روشن است، خیابان‌ها جریان دارند و زندگی، حتی در روزهای جنگ، راه خودش را پیدا می‌کند. اما بالای همین شهر، آرامشی در کار نیست.

می‌گفت شهادتم لَنگِ خانه و زندگی‌ام است!
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
روایت «فائزه براتی»؛ همسر شهید «محمد براتی» از زندگی مشترک، دلبستگی‌های همسرش به جهاد و فرهنگ و آخرین روزی که دیگر به خانه برنگشت

می‌گفت شهادتم لَنگِ خانه و زندگی‌ام است!

فائزه براتی هنوز انگشتر عقیقی را که محمد، درست بعد از عقد، به او هدیه داده، به دست دارد. همان انگشتری که سال‌ها پیش، بعد از خواندن خطبه عقد، در گلستان شهدا دستش کرد. آن روز شاید هیچ‌کدامشان نمی‌دانستند این انگشتر قرار است سال‌ها بعد یکی از معدود یادگارهای مردی باشد که پیکرش پس از شهادت در جنگ ۱۲ روزه، با آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد.

جنگ اخیر، جنگ ادراکی و فناورانه بود
۵ شهریور ۱۴۰۵
سخن‌گوی سپاه پاسداران در جمع خبرنگاران اصفهان تأکید کرد که رسانه‌ها باید بتوانند واقعیت‌های جنگ، پیروزی‌های به‌دست‌آمده و آنچه را بر کشور گذشته است، ثبت کنند

جنگ اخیر، جنگ ادراکی و فناورانه بود

سخن‌گوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه جنگ اخیر صرفا یک جنگ نظامی نبود، گفت: دشمن با استفاده از پیشرفته‌ترین فناوری‌ها، هوش مصنوعی، پهپادها، رادارها، ماهواره‌ها و سامانه‌های اطلاعاتی، در کنار اقدام‌های نظامی به‌دنبال ایجاد اختلال در ادراک جامعه و تغییر باور و رفتار مردم بود.

15 ماه زندگی مشترک از مشهد تا آسمان!
۴ شهریور ۱۴۰۵
روایت زندگیِ کوتاه «پریسا آجودانیان» با شهید «مجتبی امین‌زاهد» که به شکل عجیبی به امام‌رضا(ع) گره خورده بود

15 ماه زندگی مشترک از مشهد تا آسمان!

بعضی سفرها، پایان ندارند. از همان لحظه‌ای که شروع می‌شوند، انگار مقصدشان جایی دورتر از آن چیزی است که آدم‌ها تصور می‌کنند. برای «پریسا آجودانیان»، همه‌چیز از مشهد آغاز شد.

آوار تمام شد؛ آوارگی نه!
۳۱ مرداد ۱۴۰۵
روایت علی‌اصغر ملکی بازمانده موشک‌باران محله هفتون اصفهان در جنگ رمضان؛ جوانی که در چند روز پدر، عمو، دو پسرعمو، زن‌عمو و خانه‌شان را از دست داد

آوار تمام شد؛ آوارگی نه!

آن شب قرار نبود اتفاق خاصی بیفتد. «علی‌اصغر ملکی» تازه از سربازی برگشته بود، در آزمون وکالت قبول شده بود، حتی کت و شلوار خرید بود و برای روزهای آینده و شروع کارآموزی وکالتش نقشه‌ها داشت.

پایان ۷۳ روز فراق!
۳۰ مرداد ۱۴۰۵

پایان ۷۳ روز فراق!

روایت «علی‌اصغر ملکی» از الهام صادقی، مادری که ۷۳ روز با داغ همسر و فرزندانش زندگی کرد، اما رفت تا به قولی که داده بود عمل کند

مشروح این گفت‌وگو را ‌شنبه ۳۱ مرداد‌ماه در صفحه پایداری روزنامه اصفهان زیبا بخوانید

آوار تمام شد، آوارگی نه!
۲۸ مرداد ۱۴۰۵

آوار تمام شد، آوارگی نه!

روایت «علی‌اصغر ملکی»، بازمانده موشک‌باران محله هفتون اصفهان؛ جوانی که در جنگ رمضان و در چند روز، پدر، عمو، دو پسرعمویش، زن‌عمو و خانه‌شان را از دست داد

مشروح این گفت‌وگو را ‌شنبه ۳۱ مرداد‌ماه در صفحه پایداری روزنامه اصفهان زیبا بخوانید

دختری که «بابا» را ندید!
۲۴ مرداد ۱۴۰۵
روایت همسر شهید «محمد همتی» از مردی که دخترش را ندید؛ اما برای آمدنش رویا ساخته بود

دختری که «بابا» را ندید!

ساعت نزدیک پنج صبح نوزدهم دی‌ماه بود که به دنیا آمد؛ دختری که ماه‌ها پیش از آمدنش، جای خودش را در دل پدر باز کرده بود. دختری که «محمد همتی» برای روزهای بزرگ شدنش نقشه کشیده بود، برایش از آینده گفته بود، برایش آرزو ساخته بود و حتی می‌دانست اولین کلمه‌ای که دوست دارد از زبانش بشنود چیست؛ «بابا…»!

خبرنگاری میان قاب عکس‌ها و زندگی‌ها…!
۱۷ مرداد ۱۴۰۵
روایت ما از سال‌هایی که پای قصه آدم‌هایی نشستیم که پیش از رفتن نشانه‌های ماندگار از خود به‌جا گذاشتند

خبرنگاری میان قاب عکس‌ها و زندگی‌ها…!

سال‌هاست وارد خانه‌هایی می‌شوم که یک اتفاق بزرگ، مسیر زندگی‌شان را برای همیشه تغییر داده است. خانه‌هایی که شاید از بیرون، شبیه هزاران خانه دیگر باشند؛ همان دیوارها، همان پنجره‌ها، همان رفت‌وآمدهای معمولی. اما کافی است پا به داخلشان بگذاری تا بفهمی اینجا یک نفر کم است.

آدم‌ها اینجا همه زندگی‌شان وقف جنگ است!
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
روایت یک نویسنده اصفهانی از سفر به «هرمزگان» و روستاهای «سیریک» و مردمانی که دور از قاب دوربین‌ها، بار پشتیبانی جنگ را به‌دوش گرفته‌اند

آدم‌ها اینجا همه زندگی‌شان وقف جنگ است!

جنگ را همیشه از خط مقدم روایت کرده‌اند؛ از سنگرها، از صدای انفجار، از دود و آتش و رزمندگانی که در برابر دشمن ایستاده‌اند. اما هر جنگ، جبهه‌ای خاموش هم دارد؛ جبهه‌ای که اگر نباشد، خط مقدم دوام نمی‌آورد.

از میدان شهید علیخانی تا پایانِ یک پرونده تلخ!
۷ مرداد ۱۴۰۵
مروری بر یک شب پرالتهاب و پرونده‌ای که با شهادت چهار مأمور فراجا آغاز شد و پس از طی مراحل قضایی به نقطه پایان رسید

از میدان شهید علیخانی تا پایانِ یک پرونده تلخ!

۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، میدان شهید علیخانی اصفهان شاهد حادثه‌ای بود که به شهادت چهار مأمور فراجا؛ شهید «محمد همتی»، شهید «حسین رمضانی»، شهید «علی خشوعی اصفهانی» و شهید «ولی‌اله صفری» انجامید. بررسی اسناد پرونده، گزارش‌های رسمی، اظهارات شهود، اعترافات متهمان و آرای قضایی، ابعاد مختلف این حادثه و روند رسیدگی به آن را روایت می‌کند.

شهیدی که هیچ کار فرهنگی را  زمین نمی‌گذاشت!
۳ مرداد ۱۴۰۵
«زهره کاظمی» از دغدغه‌های فرهنگی، فعالیت‌های قرآنی و دستگیری از محرومان همسرش؛ شهید «محمود محسنی» از شهدای جنگ 12 روزه اصفهان روایت می‌کند

شهیدی که هیچ کار فرهنگی را زمین نمی‌گذاشت!

شهید «محمود محسنی» برای همسرش، فقط یک همراه زندگی نبود؛ مردی بود که تمام دغدغه‌اش در خدمت به مردم، مسجد و تربیت نسل‌نوجوان خلاصه می‌شد.