به گزارش اصفهان زیبا؛ در دنیای پیچیده و پرتنش روابط انسانی امروز، جایی که گاه سردیها و تنشهای پنهان، پیوندهای عاطفی را به سمت فروپاشی سوق میدهد، تئاتر همچون آینهای تمامقد عمل میکند که بازتابی صادقانه و گاه دردآور از این واقعیتها ارائه میدهد.
نمایش «بازتاب» به کارگردانی لیلا پرویزی، که در تماشاخانه ماه حوزه هنری اصفهان به روی صحنه رفته، یکی از این آینههاست. این اثر برگرفته از نمایشنامه «آن سوی آیینه» اثر فلوریان زلر است؛ اما آنچه «بازتاب» را ویژه میسازد، بومیسازی هوشمندانه متن و قرار دادن آن در دل فرهنگ اصفهان است.
کارگردان و پژوهشگر باتجربه تئاتر، لیلا پرویزی، با گروه خود، تئاتر زندگی، متنی را بازآفرینی کرده است که بهجای آنکه صرفا ترجمهای از یک اثر اروپایی باشد، به کاری انسانی، محلی و ملموس برای مخاطب ایرانی تبدیل شده است. این متن با نگاهی کمیکتراژیک، به روابط سمی، فرسایش عاطفی و بحرانهای روانی در میانسالی میپردازد و نشان میدهد که چگونه تنشها و سوءتفاهمهای روزمره، مرز واقعیت و خیال را مخدوش میکنند.
از یک سو، حفظ ساختار دراماتیک و حال و هوای نمایشنامه اصلی زلر و از سوی دیگر، تغییر و حذف صحنهها و جابهجایی دیالوگها برای نزدیک کردن نمایش به زبان و فرهنگ امروز ایران، کار پرویزی و همکارانش بوده است. این تلاش باعث شده نمایش «بازتاب» نه فقط نمایشی اروپایی، بلکه بازتاب شرایط و مناسبات زندگی امروز در ایران باشد که میتواند برای مخاطب اصفهانی قابل فهم و درک عمیق باشد.
بازیهای دقیق و اظهارگر
یکی از نقاط درخشان این اجرا، بازی دقیق و اظهارگر بازیگران است. پویا امامی در نقش «دنیل» با ظرافتی کاشفانه، اضطراب و آشفتگیهای نهفته درونی خود را نشان میدهد؛ سکوتهایش گاه پرمعناتر و عمیقتر از هر دیالوگ است. بهنام شمسایی و ریحانه ناجی در نقشی مکمل، تضادهای عاطفی و تعلیقهای لحظهای نمایش را بهگونهای محسوس و ملموس بر پرده میآورند.
همچنین، ستایش سرائیان به خوبی حس حسادت و دلتنگی شخصیت «ایزابل» را در قالبی باورپذیر تصویرگری میکند. نکته مهم در این میان انسجام گروهی است که سالها با پرویزی کار کرده و شناخت عمیقی از یکدیگر دارند؛ همین باعث شده اجرای نمایش، طبیعی و روان باشد.
محو مرزهای عالم واقعی و ذهنی
از منظر طراحی، «بازتاب» از میزانسن ساده و روبهرو بهره میبرد که برگرفته از قراردادهای نمایش سنتی ایرانی است. این سادگی، در کنار حداقلی بودن نورپردازی و موسیقی، تمرکز را به بازیهای مستقیم و سکوتهای معنادار معطوف میکند. مهرنوش مردیها بهعنوان طراح صحنه با همکاری کارگردان فضایی خلق کرده که مفاهیم انتزاعی «بازتاب» ملموس شده و مرزهای میان عالم واقعی و ذهنی بهزیبایی محوتر شدهاند. این طراحی ساده، بهجای آنکه محدودیتی باشد، به فرصتی برای ایجاد ارتباط صمیمی و بدون پرده میان تماشاگر و اجرا تبدیل شده است.
از منظر تماتیک، نمایش به موضوعهایی همچون بحرانهای روانی زوجین، پنهانکاریها در روابط و تلاش برای حفظ بنیان خانواده میپردازد. لحظات کمدی ناشی از تضادها و سوءتفاهمها، تنشهای تراژیک را تعدیل میکند و برای تماشاگران تجربهای هم زمان از خنده و تأمل به وجود میآورد. هرچند گاهی حجم دیالوگها میتوانست با سکوتها و مکثهای بیشتر تعدیل شود، اجرا و بازی زنده و هماهنگ گروه، این نیاز را بهخوبی پوشش داده است.
وجه انسانی و روانشناختی داستان مهم است
کارگردان درباره انتخاب متن میگوید: «”آن سوی آیینه” اثری است درباره روابط انسانی و پیچیدگی آنها؛ رابطههایی که اغلب در شرایط سمی، فرسودگی یا تحت فشارهای روزمره گرفتارند. با این نگاه، توجه اصلی او به وجه انسانی و روانشناختی داستان است، نه صرفا موقعیت جغرافیایی آن. به همین دلیل متن بازآفرینی شده تا در زبان و بطن فرهنگی ایران معاصر متناسب باشد.»
پرویزی در روند بومیسازی نمایشنامه حذفیات و تغییرات دیالوگی انجام داده است تا زبان اجرا به فارسی امروزی نزدیکتر شود؛ بهطوری که این بازنویسی باعث شده نمایش نه صرفا یک اقتباس، که یک اثر خلاقانه و مستقل با رویکرد انسانی باشد که مخاطب ایرانی با آن احساس قرابت بیشتری دارد.
کارگردان در خصوص برجستهسازی تمهای روانشناختی نمایش نیز اشاره میکند که تلاش کرده تنشها و چندلایه بودن رابطهها به شکلی بدیع و عمیق در اجرا منعکس شوند. در تیم بازیگری تأکید زیادی شده که نقشها پیچیده و چندبعدی باشند تا تناقضات انسانی به وضوح قابل مشاهده و درک باشد.
بازتاب اثری است جهانشمول
در طراحی صحنه و میزانسن، پرویزی از سادهسازی فضا به عنوان یک انتخاب استراتژیک یاد میکند که امکان ایجاد ارتباط نزدیکتر با تماشاگر را فراهم کرده است. موسیقی، نورپردازی و المانهای صحنه به حداقل رسیدهاند تا تمرکز بیشتر بر بازیهای روان و ارتباط مستقیم با مخاطب باشد. همکاری نزدیک با طراح صحنه، مهرنوش مردیها، موجب شده فضایی معنادار و تأثیرگذار شکل گیرد که مفاهیم انتزاعی را قابل لمس کند.
انتخاب بازیگران براساس معیارهایی مانند اخلاق حرفهای، توانایی بازیگری و شناخت متقابل بوده است. بازیگرانی که در این نمایش حضور دارند، همگی پیشینه همکاری با پرویزی را دارند و این انسجام، اجرای نمایش را طبیعی، پرانرژی و باورپذیر ساخته است.
در مورد هدفگذاری این نمایش، پرویزی معتقد است که «بازتاب» اثری است با مضامینی جهانشمول که مخاطبان گستردهای اعم از متخصصان روانشناسی، هنرمندان و مردم عادی را به تعامل دعوت میکند. بازخوردهای مثبت از اجراهای پیشین نشان داده که نمایش توانسته رابطه عمیقی بین داستان و مخاطبان ایجاد کند.
پیام اصلی این اثر، آینهای تمامقد برای نمایش بازتاب زندگی واقعی زوجها و خانوادههاست؛ جایی که آسیبها و نقاط ضعف آشکار میشود؛ اما در نهایت امید به اصلاح و بهبود روابط پررنگ است. این پیام امیدبخش میتواند الهامبخش مخاطبان برای بازشناسی و نجات روابطشان باشد.
امکانات محدود، اما همکاری قابلقبول
پرویزی درباره آینده این پروژه میگوید که اگرچه برنامه مشخصی برای اجرای مجدد یا ادامه کار فعلا ندارد، حوزه تمرکز بر روابط انسانی و آسیبهای روانی همچنان دغدغه اصلی او خواهد بود. همچنین او معتقد است که توسعه بیشتر ارتباط میان فرهنگهای نمایشی ایران و اروپا به ویژه در اصفهان، ظرفیت غنیتری برای هنر تئاتر فراهم میکند و تولید آثار ماندگار و تأثیرگذار را ممکن میسازد.
در زمینه همکاری با حوزه هنری اصفهان، پرویزی از روند قابل قبول همکاری خبر میدهد و با وجود برخی محدودیتهای سختافزاری تماشاخانه ماه، این فضا را مکانی مناسب برای اجرا میداند. او امیدوار است در آینده امکانات بهتری برای اجراهای تخصصیتر فراهم شود تا امکان خلق آثاری با کیفیت فنی بالاتر فراهم گردد.
بهطور کلی، «بازتاب» نمایشی است که نهتنها اقتباسی موفق و خلاقانه از اثر فلوریان زلر، بلکه نمودی از ظرفیتهای ویژه تئاتر معاصر اصفهان برای بازتاب بحرانهای روانشناختی و اجتماعی است. این اثر نشان میدهد که چگونه بازخوانی هوشمندانه و تلفیق فرهنگها میتواند به خلق نمایشهایی منجر شود که مرزها را درنوردیده و دغدغههای انسانی را به زبان بومی بیان کنند.
«بازتاب» بهمثابه دعوتنامهای است به درک و نجات روابط انسانی از سمومی که آنها را تهدید میکند؛ نمایشی که در نهایت، پیام امید و بازیابی را برای زندگیهای آسیبدیده به ارمغان میآورد. پیشنهاد میشود اجرای بیشتری از این نمایش برگزار شود و با تورهای استانی، اثرگذاری آن فراتر از مرزهای اصفهان گسترش یابد.



