یک اسفند برای اهالی سینمای اصفهان، روز از دست دادن پناهشان است؛ روزی که زاون قوکاسیان رفت. مردی که برای بسیاری حکم پدر را داشت؛ حامیِ بیحاشیهای که کوچک و بزرگِ این خانواده را در بر میگرفت و حمایت از هنرمندان، بهویژه سینماگران شهرستانی، را وظیفه خود میدانست.
یکی از آثار رقابتهای چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، فیلم «کارواش» ساخته احمد مرادپور با شعار پرداختن به یکی از حساسترین معضلات اقتصادی یعنی پولشویی و فساد مالی بود.
جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر که مقارن شده با شانزدهمین دوره این جشنواره در اصفهان، صحنهای از یک تناقض آشکار است. در حالی که بسیاری از سالنهای سینما با صندلیهای خالی مواجه هستند، گویی وز ارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جایهای بیشتری را نیز از پیش خالی نگه داشته است.
در دههای که گذشت، جشنواره فیلم فجر به عنوان ویترین اصلی سینمای ایران، هرگز نتوانست آنطور که شایسته بود، به دنیای رنگارنگ و پرامید سینمای کودک و نوجوان بپردازد.
فیلم «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، روایتگر بخشی از زندگی و رشادتهای شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان، با محوریت عملیات نصر ۴ در منطقه ماووت و ارتفاعات ژاژیله است.
در فضای پرهیاهو و متنوع چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، که اغلب آثاری با ژانرهای پرطرفدار و قصهگویی پرتحرک در کانون توجه قرار میگیرند، «حال خوب زن» ساخته مهدی برزکی، مانند تکدرختی آرام، اما ریشهدار خودنمایی میکند.
دوران کودکی، به عنوان حساسترین مرحله شکلگیری شخصیت و هویت فرد، نقشی بیبدیل در یادگیری مسائل اخلاقی و ارزشهای بنیادین ایفا میکند؛ جایی که مغز کودک مانند اسفنجی بکر، آماده جذب تجربهها، الگوها و مفاهیم است و آنچه در این ایام کاشته شود، ریشههای عمیقی در طول زندگی میدواند و رفتارهای آینده را رقم میزند.
پشت صحنه سینما، آن عرصه پنهان که جادوی تصاویر بر پرده را رقم میزند، بدون حضور رشتههای فنی و هنری چون بدلکاری، به مجموعهای ناقص و فاقد عمق واقعی تبدیل میشود.
نقد سینمایی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی تحلیل و ارتقای هنر هفتم، نقشی کلیدی در شکلدهی به سلیقه عمومی، هدایت تولیدکنندگان و غنیسازی گفتمان فرهنگی ایفا میکند.
در دنیای پیچیده و پرتنش روابط انسانی امروز، جایی که گاه سردیها و تنشهای پنهان، پیوندهای عاطفی را به سمت فروپاشی سوق میدهد، تئاتر همچون آینهای تمامقد عمل میکند که بازتابی صادقانه و گاه دردآور از این واقعیتها ارائه میدهد.
مرتضی صباغ، هنرمندی که نامش در تاریخ تئاتر خیابانی اصفهان بهعنوان یکی از چهرههای پیشکسوت و تأثیرگذار ثبت شده، سالها با عشقی بیچشمداشت، صحنههای کوچه و باغ را به کارگاهی زنده برای آموزش و سرگرمی مردم تبدیل کرد.
با توجه به وضعیت فعلی و ظرفیتهای هنری، فرهنگی و تاریخی اصفهان، سریالسازی در این شهر، هرچند با انگیزهها و برنامههای امیدوارکنندهای همراه است، همچنان چالشها و مشکلات جدی و فراوانی دارد که مانع از رسیدن به جایگاه واقعی خود در صنعت رسانه میشود.