به گزارش اصفهان زیبا؛ گالری اکنون این روزها میزبان آثار مبینا لرستانینژاد، بانوی نقاش و هنرمند بوده و نمایشگاه «نزدیکتر به تو، به بازی، به خانه» نیز، حاوی آثاری حول محور احساسات، عواطف و روابط میان اعضای خانواده است.
این روزها روابط میان خانواده و کنشهایی که میان آنان رخ میدهد، موضوعی قابلتأمل و چالشبرانگیز است. یکی از این چالشهای مهم، خانوادههایی هستند که گاهی تنها وجه اشتراکشان، حضور آنها در زیر یک سقف است؛ اما نه حضوری همهجانبه بلکه حضوری سخت، با تردید و همراه با سکوت. سکوتی مدتدار که فاصلهها را عمیق و عمیقتر میکند و ریسمان این پیوند مقدس را به خطرمی اندازد؛ ریسمانی که هرلحظه در حال فروپاشی است و این فروپاشی نه تنها فروپاشی روابط؛ بلکه فروپاشی انسانهایی است که درون آنها چیزی میشکند!
خانواده، پناهگاه جامعه است
خانواده برای انسانها نه فقط یک رابطه نزدیک، بلکه آغوشی گرم برای بند زدن شکستگیهایشان است؛ اما این آغوشها تا ابد باقی نخواهند ماند! شاید روزی که بخواهی چینی دلشکستهات را بند بزنی، دیگر وجود نداشته باشند و آن هنگام، تنها حسرت است که برای همیشه مهمان گوشهای از قلب انسان میشود. اما باید توجه داشت که هر آسیبی را پیش از اینکه به بحران تبدیل شود میتوان ترمیم کرد؛ برای مثال آسیب سکوت و خفقان، آسیب طردشدگی و تلنبار شدن نیازها که میتوان جای آنها را به همزیستی، همصحبتی و واکاوی محبتها بخشید. آنگاه دیگر خانواده اولین مأمنی است که هنگام سختیها میشود به آن پناه برد، اعتماد کرد و از آغوشش سیراب شد.
نمایشگاه «نزدیکتر به تو، به بازی، به خانه» شاید تأملی است در بهبود روابط افرادی که میتوان آنها را خانواده نامید؛ تلاشی برای بقا و برطرف شدن نیاز در زیر یک سقف. در ادامه، اصفهانزیبا به گفتگو با مبینا لرستانینژاد، خالق آثار نمایشگاه «نزدیکتر به تو، به بازی، به خانه» میپردازد.
هر خانواده، یک قاب و یک رؤیا
مبینا لرستانینژاد در خصوص نمایشگاه «نزدیکتر به تو، به بازی، به خانه» میگوید: «همه آثار به نمایش گذاشتهشده در این نمایشگاه بهاستثنا یک اثر که مربوط به سال گذشته است، مربوط به امسال هستند. در نمایشگاه “نزدیکتر به تو، به بازی، به خانه” 11 اثر با ابعاد ۳۰ در ۴۰ (کوچکترین آثار) و ۸۰ در ۱۲۰ (بزرگترین آثار) دیده میشوند. موضوع این آثار، انسان در فضای داخلی خانه است و تصاویر، زندگی خانوادهای را روایت میکند که در هر تابلو، احساسات و عواطف متفاوتی را تجربه میکنند. دریکی از آثار راهپلهای وجود دارد که مدخلی برای ورود به این خانه است و در این راهپله، ورودِ دست کودکی در پایین کادر از متولد شدن او خبر میدهد؛ همانگونه که دستی سالخورده در حال خروج از این راهپله است.»
دغدغه درون، خالق رنگها و قابها
لرستانینژاد ادامه میدهد: «در دیگر آثار، پستیوبلندیهای عاطفی در خانه و در میان اعضای خانواده روایت میشود؛ حتی پرسشگری، درنگ و تأمل فرزند و پدر در برابر سیبی که مادر پوست آن را میکند، سیبی که پوسته آن جدا شده، دور ریخته میشود و درون آن نمایان میشود و مادری که عمقنگری و واکاوی را به اعضای خانواده آموزش میدهد. در ادامه نیاز به توجه و حسرت سیراب شدن در دختر دیده میشود، دختری که خودش گیاه روی میز را سیراب میکند و اکنون درحالیکه در انتظار توجه، محبت و سیراب شدن است، در فکر فرو میرود.»
هنر بازی کردن و مدیریت چالشهای فردی و خانوادگی
لرستانینژاد ادامه میدهد: «در دیگر روایتها شاهد این هستیم که این نیاز به توجه برطرف شده است؛ برای مثال هنگامیکه دختر به مادر خود بسیار نزدیک است و سرش را روی پای مادرش گذاشته است. دختری که در روایتی دیگر رویگردان شده است و اثر، شکاف این رویگردانی را تعریف میکند و پدر و مادر برای حل این مشکل صحبت و بازی کردن را پیشنهاد میدهند. صندلی اسباببازی که در دستانشان است، نماد آن است و این راهحل جواب داده و دخترک صورتش را به سمت صندلیها برمیگرداند. در تعدادی از آثار نیز بازی نشان داده شده است که نهتنها برای کودکان و نهفقط برای سرگرمی، بلکه نمادی از رابطه بازیگونه انسان با جهان پیرامونش است.»
این هنرمند نقاش اضافه میکند: «این بازی نه از نوع بازی با عروسک سیندرلا و رویکردی که به زندگی دارد (که به دونیم تقسیم و روی میز رها شده است) بوده، بلکه از نوع ساختن است. تجربه باهم ساختن، شکست و تصمیم دوباره برای ساختن. درنهایت مادر خانواده پرده را کنار میزند تا نور روی برگهای گلدان روی میز بتابد. در اثر دیگر نیز کودک در تلاش برای کنار زدن پرده است تا جهان بیرون را مشاهده کند.»
درنگ و تماشا، عنصر مشترک تابلوها
او خاطرنشان میکند: «از دید من افراد حاضر در تصویر بهجای آنکه ساده و منزوی باشند، در حال تفکر و یادگیری و در آرامش در حال بازی یا در حال نگاه کردن به اتفاقی که در تصویر رخ میدهد، هستند. گاهی شخصیتی کنشی در تصویر انجام میدهد و سایر شخصیتها مانند مخاطب در حال تماشای آن کنش هستند؛ مخاطب از بیرون قاب کنش را تماشا میکند و انسان حاضر در نقاشی، از درون قاب.»
او بابیان اینکه تکنیک هشت اثر، رنگروغن روی بوم و سه اثر مداد رنگی روی مقوا است، در خصوص فعالیت هنرمندان در این صنف مطرح میکند: «تا جایی که دیدم نقاشان جوان اصفهان در جشنوارهها و عرصههای هنر نقش مهمی دارند. به نظر من گالری اکنون، امروز و دیگر گالریهای اصفهان نیز فعالیت هنرمندان اصفهان را هدفمندتر میکنند و همبستگی جامعه تجسمی اصفهان را افزایش میدهند.»
درونیسازی، دستاورد مخاطبین آثار
لرستانینژاد تصریح میکند: «بهواسطه روایتهایی که در این آثار وجود داشت، بازدیدکنندگان روی هر اثر دقایقی را صحبت و تبادلنظر میکردند. در روز افتتاحیه بارها شاهد آن بودم دوستانی که به همراه یکدیگر به بازدید از نمایش آمده بودند، در خصوص روایت، نشانهها و ترکیببندی هر اثر صحبت میکردند و با دیدن فرم یا نشانهای در تصویر از تجربه شخصیشان در آن خصوص، غالبا تجربهای از دوران کودکی، تعریف میکردند و این همان چیزی بود که اشتیاق دیدنش را داشتم.»
چرا نمایش آثار مهم است؟
او بیان میکند: «یکی از اهداف اصلی یک نقاش میتواند به نمایش گذاشتن آثارش در هر بستری برای عموم مردم باشد؛ چراکه وجود مخاطب و خریدار، انگیزه بیشتری برای ادامه کار به او میدهد و هنگامیکه آثار از کنار آتلیه روی دیوار گالری قرار میگیرد و هنرمند، نظرات، انتقادات و دیدگاههای مخاطبان را میشنود و میبیند، افق دید بازتری نسبت به مجموعههای بعدی و آثار آینده خود پیدا میکند. پس به نمایش گذاشتن آثار علاوه بر شناخته شدن، به رویارویی بیواسطه با خود و آثار خود و دیدگاه مخاطبان
منجر میشود.»
فروش آثار، دغدغهای بزرگ برای هنرمندان
این هنرمند در خصوص چالشهای برگزاری این نمایشگاه هم میگوید: «از جهت مسافت محل زندگی و مکان برگزاری نمایشگاه و رساندن آثار به گالری دغدغههایی وجود داشت، اما ضرر و خسارتی متحمل نشدم و با کمک مدیر گالری و دوستان دیگر در گالری اکنون، برگزاری نمایش بهآسانی میسر شد. من تا امروز تجربه حضور در افتتاحیه گالریهای اصفهان را نداشتم. در روز افتتاحیه، از ساعت پنج بازدیدها بیشتر شد و تا دقایقی بعد از ساعت هشت نیز همچنان ادامه داشت؛ دقت و توجه بازدیدکنندگان گالری به آثار، مکث و دقت آنها روی هر اثر بسیار تأثیرگذار بود. درواقع من دوست داشتم که آثار در معرض دید مخاطب قرار بگیرد و هر انسانی از زاویه دید خود با آن روبرو شود و برداشتی شخصی داشته باشد.»
لرستانینژاد در پایان تأکید میکند: «یکی از مشکلات پیش رو برای ما هنرمندان جوان، فروش آثار است. فروش، چرخه خرید تجهیزات هنری را بهبود بخشیده و تجربههای جدید در نقاشی را تسریع میکند و یکی از چالشهای پیش روی هنرمندان این عرصه نیز، آزمون و خطا و تجربههای جدید برای یافتن مسیر شخصی خودشان در هنر است.»



