نقالی را باید یکی از جلوههای کهن و درعینحال زنده فرهنگ نمایشی ایران دانست؛ هنری که در مرز روایت و نمایش و آیین حرکت میکند و قرنهاست که حامل قصهها و حماسهها و باورهای جمعی ایرانیان بوده است.
سالهاست در گوش خیابان رکنالدوله میانی، از کارگاهی در زیرِ زمین صدای دفتین میپیچد؛ دفتینی که با هر ضربهاش به رگهای یکی از مواریث اصفهان حیات میبخشد.
فرش اصفهان قرنهاست که نهتنها بهعنوان یک کالای هنری، بلکه بهعنوان نمادی از هویت فرهنگی و ذوق ایرانی در جهان شناخته میشود.
چهرهپردازی بخش جذاب و مرموزی از تئاتر و سینما و تلویزیون است که به آن کمتر پرداخته شده و با اینکه تأثیر مستقیمی بر شخصیتپردازی و ارتباط با شخصیتها میگذارد، اهمیت و ظرافتهایش شاید برای مخاطبان تئاتر و هنر هفتم کمی پوشیده باشد.
«شام خداحافظی» عنوان نمایشی کمدی به نویسندگی الکساندر دولاپورت و متیو دولاپورت، دو نمایشنامهنویس فرانسوی است که با ترجمه شهلا حائری و کارگردانی حسین عبداللهی روی صحنه رفته است.
تصور شهرموزه اصفهان که مسجدها و کاخها و منارهها و خانههای خوشقدوقامتش، به درازنای تاریخ، نگاه رهگذران را بهسوی نور و آسمان هدایت میکند، بدون یاد و خاطره آثار خوشنویسی و خطاطان بیهمتایش تصویری ناتمام است.
جنگ رمضان خیلیها را عوض کرد. جنگ رمضان برای خیلی از ما مانند یک انقلاب بود؛ یک دگرگونی روحی و شخصیتی. جنگ شاید همه ما را از این رو به آن رو کرد! تاجاییکه مجبور شدیم بسیاری از عاداتمان را کنار بگذاریم تا بتوانیم مقاومت کنیم؛ بتوانیم دفاع کنیم از شهر و خاک و وطنمان.
از لحظهای که خبر را شنیدم، در کنار اندوهی جانکاه، شعلهای در وجودم زبانه کشید. قلبم از خبر شهادت «آقاجان» میسوخت؛ اما تاب بهسوگنشستن نداشتم. حسی درونی به من نهیب میزد که باید برخیزم؛ اکنون وقت نشستن نبود.
این عکس، روایتی چندلایه از ایستادگی و دلبستگی به خاک است که در دل یک حماسه میدانی ثبت شده. چیزی که بیشتر از همه نظرم را به این صحنه جلب کرد، تضاد میان آن آرامش قلبی و ایمان سوژه با هیجان و هیاهوی جاری در میدان بود.
در آن روز که فضای شهر آکنده از حزن و اندوه بود، هرکس گوشهای غرق در خلوت و حال خویش بود؛ اما حضور این فرد تفاوت عجیبی داشت. حالت چهره و نگاهش بهگونهای بود که گویی با تمثال حضرت آقا سخن میگوید و درددلهایش را واگویه میکند.
آنچه مرا به ثبت این لحظه واداشت، تلاقی معنادار این دو تصویر در کنارهم بود؛ تلاقی دو رکن اصلی یک ملت: «ایمان مردم» و «شرافت پاسداران».
به گفته سردار موسوی عزیز، فرمانده هوافضای سپاه، «میدان با ما و خیابان با شما مردم».
این تصویر برای من پر از احساس و سوژههایی بود که رابطه پدر و فرزندانش را برایمان بهوضوح بیان میکرد. عید امسال، قبل از اینکه شروع شود، برای ما تمام شد؛ درست همانجایی که جنگ به چند قدمی خانهمان رسید.