آسیب‌شناسی «جایزه ادبی اصفهان» در گفت‌وگو با سه تن از اعضای هیئت‌علمی نهمین دوره این جایزه ادبی

آیا آن توقف، متوقف شده است؟

جوایز ادبی از رویدادهای مهم ادبی جهان‌اند. در خصوص برگزاری جوایز ادبی در سراسر جهان، انگیزه‌بخشی و تشویق را می‌توان هدف اصلی و اولیه برگزاری این رویداد دانست.

تاریخ انتشار: ۱۱:۴۶ - پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
آیا آن توقف، متوقف شده است؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ جوایز ادبی از رویدادهای مهم ادبی جهان‌اند. در خصوص برگزاری جوایز ادبی در سراسر جهان، انگیزه‌بخشی و تشویق را می‌توان هدف اصلی و اولیه برگزاری این رویداد دانست.

در کنار آن، جریان‌سازی و بر سر زبان انداختن نام نویسندگان تازه‌کار و تقدیر از نویسندگان کهنه‌کار، جلب توجه به‌سمت موضوعات مدنظر آن جایزه، اعتلای زبان و ادبیات آن مرزوبوم، ایجاد پویایی در میان جامعه ادبی و ارتقای صنعت نشر و کتاب هر کشور را می‌توان از دیگر اهداف مشترک میان جوایز ادبی در کل جهان عنوان کرد.در ایران نیز جوایز ادبی از پیش از انقلاب اسلامی روی کار بوده‌اند و پس از انقلاب به تنوع و تکثر رسیده‌اند.

جوایز ادبی را در ایران می‌شود از جهات مختلفی دسته‌بندی کرد؛ همچون ادبی و موضوعی (تخصصی) و نیز استانی و ملی. جوایز استانی نیز خود به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته‌ای با رویکرد استانی طراحی می‌شوند و دسته‌ای رویکرد ملی را مدنظر قرار می‌دهند.

در این گزارش، به مناسبت احیای جایزه ادبی اصفهان توسط اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان پس از هشت سال وقفه، می‌خواهیم طی گفت‌وگو با سه تن از اعضای هیئت‌علمی این جایزه که از هرکدام از نویسندگان و مدرسان داستان‌نویسی اصفهان هستند، کمی جوایز ادبی را با تمرکز بر جایزه ادبی اصفهان آسیب‌شناسی کنیم. پیش از آن نگاهی کوتاه می‌اندازیم به جوایز ادبی برگزارشده در اصفهان و اجمالا سابقه‌ای کوتاه از فرازونشیب‌های جایزه ادبی اصفهان را ارائه می‌کنیم.

تولدها و توقف‌ها

اصفهان جوایز ادبی مختلفی را در دامن خود برای جامعه ادبی کشور پرورانده که برخی از آن‌ها پس از چند دوره برگزاری متوقف شده‌اند که معروف‌ترینش جایزه ادبی جمال‌زاده بود.

این جایزه که پس از توقف جایزه ادبی اصفهان سر برآورد، به همت سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری برگزار می‌شد و پس از سه دوره برگزاری مؤثر، به‌دلایل نسبتا نامعلومی به ایستگاه آخر خود رسید.

جشنواره داستان کوتاه زاینده‌رود هم که ویژه دانشجویان است، از دیگر جوایز ادبی اصفهان است که تاکنون پنج دوره از آن برگزار شده است. جشنواره شعر و داستان «شهر من» نیز که زیر نظر سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری برگزار می‌شود، تا کنون چهار دوره‌اش را با به‌کارگیری نویسندگان کودک و نوجوان استان برگزار کرده و قصد برگزاری دوره پنجم را به‌صورت ملی دارد.

در اصفهان، جوایز ادبی کوچک و بزرگ دیگری ظهور کرده‌اند که اکثرشان در اول مسیرند؛ همچون جایزه ادبی پلک و جایزه ملی داستان و بازآفرینی یا جایزه ادبی اردیبهشت که ظاهرا در سال اول برگزاری ناکام ماند. دوسالانه کتاب اصفهان نیز از جوایز مهم کتابی استان است که ادبیات یکی از ریزموضوعاتش بوده و دسته‌بندی‌های گسترده‌تری دارد.

و اما جایزه ادبی اصفهان را برای اولین بار در سال 1382 اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت برگزار کرد. این جایزه تا سال 1388 به‌طور متناوب برگزار می‌شد؛ تاجایی‌که به‌تدریج در حال تثبیت جایگاهش در میان فضای ادبی کشور بود. پیگیری ناشران و نویسندگان استان برای برگزاری جایزه و تجدید چاپ کتاب‌های برگزیده را شاید بشود مهم‌ترین دلیل رسیدن به این جایگاه دانست.

براساس آمارهای مندرج در خبرگزاری‌ها، دبیرخانه دومین دوره جایزه ادبی اصفهان 650 اثر و سومین دوره 1300 اثر را دریافت کرد. به چهارمین دوره 1048 اثر رسید، پنجمین دوره 867 و ششمین دوره 1248 اثر را از نویسندگان تحویل گرفت. در هفتمین دوره این جایزه نیز 1432 اثر به دبیرخانه رسید که عددی قابل قبول است. از دوره‌های اول و هشتم آماری در دسترس نیست.

پس از برگزاری هفتمین دوره، به‌دلایلی که بیشتر می‌شود آن را مرتبط با سلایق مدیریتی و تغییر فضای ذهنی و فکری مدیران دانست، متوقف شد. هشت سال بعد، در سال 1396، این جایزه با تغییر سیاست‌گذاری و به دست یک شرکت پیمان‌کار که چندان دغدغه هنر و ادبیات نداشت، برگزار شد و طبیعتا تأثیرگذار نبود.

از آن سال به بعد، این جایزه به خاطره‌ها پیوست تا اینکه در سال 1403، زمزمه احیا و برگزاری مجدد این جایزه در اداره ارشاد استان به گوش رسید و مدتی بعد،‌ فراخوان دوره نهم اعلام شد. دبیر هیئت‌علمی این دوره بهزاد دانشگر بوده و اعضای هیئت‌علمی را محمدرضا رهبری، سعید معتمدی، زهره نجفی نیسیانی، سعید محسنی و شبنم غفاری تشکیل می‌دهند. آزرمیدخت فرهیخته‌والا نیز دبیر شورای علمی جایزه است. اختتامیه این دوره قرار است اردیبهشت 1405 برگزار شود.

با توقف، اعتبار جایزه زیر سؤال می‌رود

حال، یکی از پرسش‌های اصلی این است که این میزان توقف (در مجموع شانزده سال) در بین ادوار این جایزه، علاوه‌بر قطع استمرار در جریان‌سازی ادبی و ایجاد وقفه در تربیت نویسندگان و کشف استعدادها، چه آسیب‌هایی را به دنبال داشته است؟

در همین خصوص سعید محسنی، از اعضای هیئت‌علمی نهمین جایزه ادبی اصفهان،‌ به «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «مهم‌ترین شاخص توفیق یک جایزه ادبی در امتداد داشتنش است. مهم‌ترین آسیب توقف در این فرایند نیز این است که نمی‌توان میزان توفیق یا شکست آن را محاسبه کرده و مؤثر واقع‌شدن آن جایزه را اندازه بگیریم. چنین جایزه‌ای نهایتا در حکم یک شهاب‌سنگ لحظه‌ای در آسمان ادبیات روشن شده و دوباره در تاریکی ناپدید شود. در واقع با توقف، اعتبار جایزه زیر سؤال می‌رود.»

او درباره جایگاه مهم هدف و نتیجه در یک جایزه ادبی توضیح می‌دهد: «باید بررسی شود که یک جایزه به اهدافش رسیده یا خیر و وقتی درباره جایزه ادبی صحبت می‌کنیم، رسیدن به هدف و نتیجه باید در حوزه داستان و ادبیات خودش را نشان بدهد. به تبع، بررسی ماجرا در قامت روایت یک‌ساله و دوساله جایزه، بیشتر شبیه به جرقه‌ای در تاریکی است؛ اما اگر بگوییم روشنایی حاصل شده و از آن می‌توان برای روشن کردن وجوه دیگر آتشی را برگرفت، به گذر زمان و مبسوط شدن انباشت اتفاقاتی نیاز دارد که ماحصل جایزه است.»

محسنی دلیل توقف و بی‌رونقی این جایزه را نداشتن چشم‌انداز بیان کرده و می‌افزاید: «جایزه ادبی اصفهان الان فقط عنوان مشترکی را با ادوار قبل دارد؛ چون طی هر بار برگزاری، بدون داشتن چشم‌اندازی مشخص، صرفا این عنوان را یدک می‌کشیده. به همین دلیل، اساسا فقط درباره یک نام و پوسته به نام جایزه ادبی اصفهان صحبت می‌کنیم. وقفه هشت‌ساله موضوعی جدی است و آنچه زیر این پوسته اتفاق می‌افتد، نسبت مشخصی بین ادوار این جایزه به جز اسمش ندارد.»

سلیقه مدیران اجرایی، عامل توقف جایزه ادبی اصفهان

سعید معتمدی نیز که از دیگر اعضای هیئت‌علمی این جایزه ادبی است، پای سلیقه مدیران اجرایی را به چرایی توقف این جایزه باز می‌کند و می‌گوید: «یک جایزه ادبی به تداومش اعتبار دارد؛ زیرا نشان می‌دهد از اِعمال سلیقه مدیران ارشاد به دور است؛ درحالی‌که برگزاری غیرمستمر نشان از برگزاری سلیقه‌ای جوایز ادبی دارد. ایجاد فاصله بین هر دوره، قدرت اثرگذاری آن جایزه را سلب می‌کند.»

او تأکید می‌کند: «جایزه ادبی اصفهان در دست‌انداز تغییرات مدیریتی افتاد. همه مدیران ارشاد در این خصوص هم‌نظر نبودند و در هر دوره، سلایق مختلفی بر نحوه برگزاری جایزه اعمال شد؛ بااین‌حال، در دوره فعلی یک شورا متشکل از نخبگان داستان‌نویس و دبیر علمی اهل ادبیات بالای سر کار است که همگی اهالی همین شهرند و چشم‌انداز این دوره روشن است.»

مرجعیت یک شهر در دنیای ادبیات با جایزه ادبی

معتمدی با تأکید بر جدی بودن احیای این جایزه ادبی برای شهر می‌افزاید: «رفت‌وآمد ادبی یکی از عوامل زیست ادبی یک شهر است. یک شهر می‌تواند با جایزه‌اش مرجع شود؛ چون قسمتی از فعالیت ادبی تولید و نوشتن است و قسمت دیگر، ایجاد پویایی و ارتباط با بدنه ادبی است. هر شهر و نهاد با برگزاری یک جایزه ادبی اعلام می‌کند که مرجعیت هنری و ادبی داشته و ادعای تأثیرگذاری دارد؛ بنابراین، هرگونه روش و رویکرد درست یا اشتباه به پای آن شهر گذاشته شده و آن شهر به آن نحو شناسانده می‌شود.»

او ادامه می‌دهد: «اصفهان در پنج دوره اول توانست ثابت کند در حرکت ادبی، همچون سنت‌های پیشین، پیشرو در امر ادبیات داستانی است؛ اما با پیگیری برگزاری دوره جدید و ملی امید آن می‌رود که دوباره بتواند مسیر قبلی را با جدیت بیشتر ادامه دهد و اعتبارش را نزد اهالی حرفه‌ای به دست بیاورد.»

ضرورت برگزاری جوایز ادبی استانی

حال این پرسش پیش می‌آید که اساسا ضرورت برگزاری جوایز ادبی استانی در سطح ملی یا استانی چیست و این جوایز باید چه مسائلی را مدنظر قرار دهند.

در پاسخ به این پرسش، محمدرضا رهبری،‌ از دیگر اعضای هیئت‌علمی نهمین جایزه ادبی اصفهان، مدنظر قراردادن سه مسئله را جزو وظایف جوایز ادبی استانی می‌داند و اظهار می‌کند: «جوایز ادبی در استان‌ها باید برای نویسنده‌های کل استان تسهیل‌گری و ایجاد فرصت کنند، نه‌فقط برای نویسندگان مرکز استان؛ به ادبیات اقلیمی توجه کنند؛ بتوانند مراودات ادبی را از سطح استانی به سطح ملی گسترش بدهند. به همین دلایل، تنوع و تعدد جوایز ادبی می‌تواند مفید باشد؛ وگرنه کار عبثی شده و به‌جای رشد و پرورش، موجب درجازدن ادبیات می‌شود. این سه هدف خودبه‌خود موجب آموزش مستقیم و غیرمستقیم علاقه‌مندان به ادبیات در شهرهای مختلف می‌شود. ضمن اینکه گاهی جوایز ملی به ویژگی‌های استانی و ادبیات اقلیمی بی‌توجهی می‌کنند. تمرکز بر پایتخت و گسترش آن سبک از سلایق، به فراموشی این بخش از ادبیات منجر شده و باعث می‌شود در سطح ملی تنوع صدا نداشته باشیم.»

رهبری تأکید می‌کند که اگر جوایز ادبی از جوایز پایتخت تقلید و کپی‌برداری نکنند و ویژگی‌های استان خودشان را مدنظر قرار دهند، می‌توانند در سطح ملی نیز تأثیرگذار باشند.

ویژگی‌های یک جایزه ادبی موفق

و اما یک جایزه ادبی موفق چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ آیا صرف برگزاری چندساله یک جایزه و انتشار کتاب و اعلام برندگان و تجلیل از آن‌ها در این توفیق کافی است؟ این پرسش را با اعضای هیئت‌علمی جایزه ادبی اصفهان در میان گذاشته‌ایم.

سعید محسنی مهم‌ترین ویژگی یک جایزه ادبی موفق را داشتن چشم‌انداز می‌داند و می‌گوید: «در روز اعلام فراخوان جایزه، متولیان باید پاسخ این پرسش را بدانند که در آینده قرار است به چه دستاوردهایی برسند و چگونه می‌توان آن دستاوردها را در بوته اندازه‌گیری و آزمایش بررسی کرد. اگر به این دو پرسش پاسخ داده شود، با جایزه‌ای مواجهیم که حداقل‌ها در آن رعایت شده است؛ در غیر این صورت، جایزه یک آتش‌بازی موقتی است برای اینکه یک اتفاق حداقلی را رقم زده باشد.»

او در توضیح بیشتر درباره مفهوم چشم‌انداز بیان می‌کند: «هر جایزه‌ای باید برای خودش یک سند معنایی داشته باشد و بتواند هویت و انتظاراتش را از برگزاری تعریف کند.»

محسنی می‌افزاید: «از سوی دیگر، وقتی جایزه‌ای واجد صفت ادبی می‌شود، مسئولیتش از دایره بخش‌نامه و مدیریت و اداره خارج و به حوزه ادبیات وارد می‌شود و این بر پیچیدگی جشنواره‌های ادبی می‌افزاید. متأسفانه در بیشتر حوزه‌ها صرفا ماجرا را به یک امر اداری و کارنامه مدیریتی تقلیل داده‌ایم؛ درحالی‌که مسئولان جایزه باید بتوانند پاسخ بدهند که اگر فردای روز برگزاری جایزه دستاوردهایشان را روی میز بگذارند و اندازه‌گیری‌شان کنند، به چه نتایجی می‌رسند تا بتوانند در امتداد جایزه، تأثیر چندساله جایزه را بر ادبیات داستانی ایران ثابت کنند.»

محمدرضا رهبری نیز در خصوص ویژگی‌های یک جایزه ادبی موفق توضیح می‌دهد: «در درجه اول، هدف و رویکرد یک جایزه باید از نظر علمی کاملا روشن و مشخص باشد. ویژگی دوم این است که موجب ارتقای زبان فارسی شود. جایزه و جشنواره نوعی نشاط و جشن‌گونگی را در خود دارد؛ بنابراین، در درجه سوم یک جایزه ادبی باید بتواند شور و نشاط و انگیزه میان اهالی ادبیات ایجاد کند؛ در غیر این صورت، نشان می‌دهد تأثیری بر جامعه ادبی نگذاشته. صرف برگزاری یک جایزه مهم نیست؛‌ مهم این است که در جامعه ادبی تنوع و حرکت و پویایی ایجاد کند. دستاوردهایی همچون چاپ و نشر کتاب نیز می‌تواند مدنظر باشد.»

اضمحلال مرجعیت جایزه ادبی اصفهان به دنبال توقف

همان‌طور که در مقدمه گزارش بیان شد، جایزه ادبی اصفهان دو وقفه هشت‌ساله داشته است و در این بازه‌های زمانی، جوایز ادبی دیگری در استان سر برآورده‌اند و در حد خود تأثیرگذار بوده‌اند.

اما آیا طی این وقفه‌ها در برگزاری جایزه ادبی اصفهان، فضای ادبی استان فرصت‌ها را برای پیشرفت و جریان‌سازی از دست داد؟ یا با برگزاری دیگر جوایز توانست تا حدی جبران مافات کرده و جای خالی جایزه ادبی اصفهان را پر کند؟

این پرسش را با هر سه عضو هیئت‌علمی جایزه ادبی اصفهان در میان گذاشتیم.

سعید معتمدی با اشاره به اینکه ابتدا قرار بود این جایزه به وسعت استان باشد، اما در ادامه قرار شد تبدیل به یک جایزه ملی شود، دراین‌باره می‌گوید: «بعد از چند دوره برگزاری و کسب اعتبار که پیگیری ناشران و نویسندگان و تجدید چاپ کتاب‌ها نشان‌دهنده‌اش بود، بدترین اتفاقی که در این خصوص افتاد، این بود که جوایز ادبی دیگری در سطح ملی و استانی سر برآوردند. به این صورت، جایزه ادبی اصفهان مرجعیتش را از دست داد و رقیب‌های دیگری پیدا کرد و دیگر نتوانست یک جشنواره ملی غیرمرکزنشین باشد. حتی جایزه ادبی جلال سال‌ها پس از جایزه ادبی اصفهان کارش را شروع کرد، با اینکه جایزه ادبی اصفهان جدی‌ترین جایزه ادبی کشور بود.»

جوایز متنوع ادبی نمی‌توانند جایگزین یکدیگر باشند

محمدرضا رهبری نیز که در برخی از ادوار گذشته این جایزه ادبی جزو داوران بوده است، تأکید می‌کند که هرکدام از این جوایز هویت خود را دارند و نمی‌توانند جای خالی هم را پر کنند.
او اظهار می‌کند: «اگر اسامی جوایز را مدنظر قرار ندهیم و به اصل جایزه فکر کنیم، هر جایزه‌ای پیشنهاد جداگانه‌ای را به جامعه ادبی و مخاطب ارائه می‌کنند. هرکدام از جوایز طی برگزاری‌شان با این پیشنهادها به جامعه نویسندگان و شعرا برای خلق یک اثر ادبی کمک می‌کنند؛ اما اگر جایزه‌ای بدون پیشنهاد برگزار شود، ادامه‌دار نمی‌شود؛ چون پیشنهاد جدیدی برای خالقان و مخاطبان ندارد.»

رهبری توضیح می‌دهد: «مثلا جایزه ادبی یوسف به مخاطب می‌گوید داستان‌هایی با موضوعات دفاع مقدس وجود دارد و به نویسندگان نیز می‌گوید همچنان گوشه‌های مغفولی از دفاع مقدس وجود دارد که می‌شود به آن‌ها پرداخت. جایزه ادبی اصفهان می‌گوید اصفهان یک موضوع است که باید به آن توجه کرد؛ بنابراین، اگر جایزه‌ای بی‌هدف باشد یا در اهدافش استانداردها را رعایت نکند، نه برای مخاطب پیشنهادی دارد و نه نویسنده و در نتیجه، محکوم به فناست. همه این‌ها می‌تواند با هدف‌های متفاوتی مؤثر باشند و همه‌شان سرانجام منجر به پویایی جامعه ادبی بشوند. به همه این جوایز نیازمندیم، به شرطی که از یکدیگر تقلید نکنند.»

سعید محسنی نیز عنوان می‌کند: «هرکدام از این جوایز به دنبال چشم‌اندازها و سیاست‌گذاری خودشان بوده‌اند؛ برای مثال، جایزه ادبی زاینده‌رود عمدتا جامعه دانشجویی را پوشش داده و جایزه ملی بازآفرینی رویکرد اقتباس را مدنظر قرار می‌دهد. پیش از این‌ها، جایزه ادبی جمالزاده در اصفهان به همت شهرداری برگزار می‌شد؛ اما جایزه ادبی اصفهان نتوانست خودش را به یک برند تبدیل کند که ماحصل بود یا نبودش در ادبیات داستانی ایران و حتی اصفهان مشخص باشد. این جایزه اگر قرار باشد به شکل موقت و با وقفه‌های متناوب برگزار شود، قطعاً بی‌تأثیر
است.»

اولین قدم از یک مسیر طولانی

حال، پس از احیای مجدد مهم‌ترین جایزه ادبی اصفهان بعد از هشت سال، آیا می‌توان چشم‌انداز روشنی برایش متصور شد؟ این چشم‌انداز روشن نیاز به چه مؤلفه‌هایی دارد و دست‌اندرکاران برای امتداد این جایزه ادبی باید چه مسائلی را مدنظر قرار دهند؟

سعید محسنی در این خصوص می‌گوید: «اولین بار است که در میان عوامل این جایزه حضور پیدا کرده‌ام و درباره گذشته این جایزه اطلاعات دقیقی ندارم؛ اما با توجه به مباحث مطرح‌شده در جلسات و حساسیت‌ها و دلسوزی‌هایی که طی این مدت شاهدش بوده‌ام،‌ امیدوارم شروع خوبی باشد. نمی‌توان توقع داشت که بعد از برگزاری این دوره، شاهد اتفاق خاص و عجیبی باشیم؛ اما این اقدام می‌تواند اولین قدم از یک مسیر بسیار طولانی باشد. امیدوارم این مسیر را دوستان دیگر بتوانند امتداد دهند و نتیجه‌اش را در ادبیات داستانی شاهد باشیم.»

محمدرضا رهبری نیز تصریح می‌کند: «اگر تیم اجرایی و دست‌اندرکاران برای چند دوره با هدف پیگیری اهداف تعیین‌شده در کنار هم باشند، این چشم‌انداز می‌تواند روشن باشد. جایزه نباید گرفتار سلایق فردی و فراز و فرودهای اداری بشود. مسئولان ارشاد کنونی از سر دلسوزی و دغدغه ادبی این جایزه را احیا کرده‌اند، نه از سر وظایف اداری و این نکته باارزشی است و امیدوارم این مسیر ادامه‌دار باشد. البته باید راهی یافت که جوایز استقلال خودشان را کسب کنند تا اثربخشی‌شان عمیق‌تر شود.»

نتیجه‌گیری

جوایز ادبی استانی را باید جریان‌سازترین رویداد ادبی در هر استان دانست. به ازای توقف در هر جایزه ادبی و مستمر نشدن آن، افزون بر خدشه وارد شدن به هویت ادبی استان، به جریان ادبی آن قلمرو نیز ضربه وارد شده و از پیشرفت و جلوه‌گری در عرصه ادبی کشور باز خواهد ماند؛‌بنابراین، دست‌اندرکاران جوایز ادبی باید در سیاست‌گذاری‌هایشان واقع‌بینانه و براساس توانمندی‌های مدیریتی عمل کرده و این رویداد ادبی مهم را درگیر سلایق فردی و جریانی نکنند.