رقابت ناشران ایرانی بر سر ترجمه و انتشار آثار پرفروش خارجی موضوعی جدید نیست. سالهاست در بازار نشر ایران بحرانی شکل گرفته است که هنگام انتشار نسخه اصلی یک کتاب که به قلم نویسندگان مشهور خارجی است یا کتابهایی که جوایز بینالمللی را دریافت کردهاند، ناشران و مترجمان به چشم رقیب به یکدیگر نگاه میکنند.
مهدی تمیزی، پژوهشگر و نویسنده اصفهانی، بیش از دو دهه است که گورستانها را از زاویهای متفاوت دنبال میکند. او به سراغ نقش و تصویر روی سنگ مزارها رفت و بعد به سراغ آدمهایی که روزگاری در جامعه تأثیرگذار بودهاند، اما بهمرور نام و نشانیشان از حافظه عمومی دور شده است.
روایت زن ایرانی در جریان مقاومت، فقط ثبت چند کنش یا بازخوانی خاطرات نیست؛ پشت هر اقدام، از اهدای طلا و مهریه تا فعالیتهای علمی و اقتصادی، لایههایی از انگیزه و احساس و حیات وجود دارد که بدون توجه به آنها، تصویر کاملی از زن ایرانی به دست نمیآید.
هفته گذشته، یک قصه کودکانه منتشر و رونمایی شد؛ اما تفاوت بزرگی با دیگر کتابهای کودک داشت: نویسنده کتاب هم یک کودک بود؛ کودکی ۱۰ ساله از شهر جرقویه اصفهان.
بهمنماه سال گذشته بود که معلمی اصفهانی، برای آشناکردن دانشآموزانش با شخصیت و سیره رهبر شهید انقلاب، و براساس طرح درسی که داشت، کتابی را برگزید. دخترکان دهساله با شنیدن هر قسمت از این کتاب، بیشتر از قبل عاشق شخصیت آیتالله خامنهای شدند؛ تاجاییکه از خانممعلم خواستند دیداری حضوری را با ایشان ترتیب دهد.
کتابهایی چون «دختر شیرینیفروش»، «از حرم تا عرش»، «یک تیر و چهارده نشان» و «دخترها باباییاند» هرکدام از زاویهای متفاوت به زندگی این شهدا نگاه کردهاند؛ گاهی از زبان خانواده و گاهی در قالب خاطرات و روایتهای داستانی.
اصفهان شهری است که قرنها با شعر، خوشنویسی، نگارگری، معماری، موسیقی و تئاترش شناخته شده؛ اما امروز، این میراث گرانسنگ بیش از آنکه نیازمند ستایش باشد، محتاج دلسوزی و تدبیر است
مسئولان باید برای همه راههایی که میتواند فاصله اصفهان با تهران را کاهش دهد، برنامهریزی و چارهاندیشی کنند؛ راهکارهایی که بررسی و اجرای آنها نیز چندان دشوار نیست. این شکاف باید کمتر شود؛ زیرا اصفهان این ظرفیت را دارد که در حوزه فرهنگ و هنر به تهرانِ دیگری تبدیل شود.
نویسندگان کشور در این سالها آثار مختلفی را در قالبهای گوناگون رمان و سفرنامه و روایت و داستان منتشر کردهاند که در طیفی از قوتها و ضعفها قرار میگیرند. اما آنچه سؤالبرانگیز است، فعالیت نویسندگان کودک و نوجوان در این راستاست.
چند سالی است که اهالی وادی ادبیات مسیر مشایه را دستمایه خلق آثار ادبی مختلف کردهاند؛ از سفرنامه و روایت گرفته تا رمان و داستانهای کوتاه برای مخاطبان در طیفهای سنی مختلف. اما آیا این آثار با استانداردهای ادبی نوشته میشوند؟
شعر برای ما ایرانیها تفنن نیست و از طرف دیگر، حاصل موهومات یک ذهن منزوی از جامعه نیست. شعر راه سلوک شاعر و بستر انتقال معناست.