تجرد دختران در جامعه ایران همچنان گرفتار کلیشهها و پیشفرضهای اجتماعی است. دختر مجرد یا قربانی فشارها و محرومیتهاست، یا نمادی از استقلال و بینیازی. میان این دو تصویر اما زندگی واقعی دخترانی قرار دارد که هرکدام ماجراهایی از انتخاب، تردید، موفقیت، شکست و نگرانیهای خود را دارند. کتاب «دختران بیوارث» تلاش کرده از همین دوگانههای ساده فاصله بگیرد و با روایت تجربه زیسته هشت دختر مجرد، تصویری چندوجهیتر از این سبک زندگی ارائه دهد.
افزایش قیمت کاغذ که بهدنبال رشد قیمت دلار رخ داده، هزینه تولید و در نتیجه قیمت کتاب را بالا برده و قدرت خرید مخاطبان را کاهش داده است. این وضعیت در بازار کتابهای دانشگاهی نیز خود را به شکلی جدی نشان میدهد؛ زیرا قیمت کتابها طی یک دوره کوتاه حدود دوونیم تا سه برابر شده و در مقابل، خرید دانشجویان و حتی استادان کاهش یافته است. نتیجه، تغییر تدریجی الگوی مصرف کتاب است؛ از گرایش به جزوه و نسخههای الکترونیکی و کپیگرفته تا افزایش تقاضا برای کتابهای دستدوم. در چنین شرایطی، کتابفروشیهای دانشگاهی بیش از گذشته با دشواریهای اقتصادی و کاهش فروش مواجهاند.
این روزها گرانی نفس همه کالاها را بریده است. در بازار محصولی نیست که از تیغ برّان گرانی و افزایش قیمتها در امان نباشد. این تیغ برنده هم گریبان فروشنده را گرفته و هم خریداران را ناچار کرده تا با دودوتا چهارتای بیشتری دست به انتخاب و خرید نیازهای روزمره و غیرروزمره زندگیشان بزنند. ازجمله محصولاتی که از افزایش قیمت در امان نمانده، کتاب است.
بهدلیل کارکرد روایت در ثبت دلنشین و تأثیرگذار رخدادهای مهم، بسیاری از اشخاص و نهادها تصمیم به برگزاری دورههای آموزش و تربیت روایتنویس کردند تا مناسبتهای مهم کشور به شیوه ادبی اما استاندارد در کتابها ثبت شود. اما این فزونی روایت و روایتنویسی در عرصه ادبی کشور آسیبها و معایبی را هم بهدنبال داشته است.
رقابت ناشران ایرانی بر سر ترجمه و انتشار آثار پرفروش خارجی موضوعی جدید نیست. سالهاست در بازار نشر ایران بحرانی شکل گرفته است که هنگام انتشار نسخه اصلی یک کتاب که به قلم نویسندگان مشهور خارجی است یا کتابهایی که جوایز بینالمللی را دریافت کردهاند، ناشران و مترجمان به چشم رقیب به یکدیگر نگاه میکنند.
مهدی تمیزی، پژوهشگر و نویسنده اصفهانی، بیش از دو دهه است که گورستانها را از زاویهای متفاوت دنبال میکند. او به سراغ نقش و تصویر روی سنگ مزارها رفت و بعد به سراغ آدمهایی که روزگاری در جامعه تأثیرگذار بودهاند، اما بهمرور نام و نشانیشان از حافظه عمومی دور شده است.
روایت زن ایرانی در جریان مقاومت، فقط ثبت چند کنش یا بازخوانی خاطرات نیست؛ پشت هر اقدام، از اهدای طلا و مهریه تا فعالیتهای علمی و اقتصادی، لایههایی از انگیزه و احساس و حیات وجود دارد که بدون توجه به آنها، تصویر کاملی از زن ایرانی به دست نمیآید.
هفته گذشته، یک قصه کودکانه منتشر و رونمایی شد؛ اما تفاوت بزرگی با دیگر کتابهای کودک داشت: نویسنده کتاب هم یک کودک بود؛ کودکی ۱۰ ساله از شهر جرقویه اصفهان.
بهمنماه سال گذشته بود که معلمی اصفهانی، برای آشناکردن دانشآموزانش با شخصیت و سیره رهبر شهید انقلاب، و براساس طرح درسی که داشت، کتابی را برگزید. دخترکان دهساله با شنیدن هر قسمت از این کتاب، بیشتر از قبل عاشق شخصیت آیتالله خامنهای شدند؛ تاجاییکه از خانممعلم خواستند دیداری حضوری را با ایشان ترتیب دهد.
کتابهایی چون «دختر شیرینیفروش»، «از حرم تا عرش»، «یک تیر و چهارده نشان» و «دخترها باباییاند» هرکدام از زاویهای متفاوت به زندگی این شهدا نگاه کردهاند؛ گاهی از زبان خانواده و گاهی در قالب خاطرات و روایتهای داستانی.
اصفهان شهری است که قرنها با شعر، خوشنویسی، نگارگری، معماری، موسیقی و تئاترش شناخته شده؛ اما امروز، این میراث گرانسنگ بیش از آنکه نیازمند ستایش باشد، محتاج دلسوزی و تدبیر است
مسئولان باید برای همه راههایی که میتواند فاصله اصفهان با تهران را کاهش دهد، برنامهریزی و چارهاندیشی کنند؛ راهکارهایی که بررسی و اجرای آنها نیز چندان دشوار نیست. این شکاف باید کمتر شود؛ زیرا اصفهان این ظرفیت را دارد که در حوزه فرهنگ و هنر به تهرانِ دیگری تبدیل شود.