اصفهان را نمیتوان تنها در معماری و کاشیکاری و صنعتش خلاصه کرد؛ زبان این دیار نبض تپندهای است که واژهها را به بازی میگیرد و با ایجاز و ایهام شیوهای از زیستن را ارائه میدهد که رندانه و حکیمانه است. طنازی در اصفهان برآمده از یک نگاه سنجشگر است که واژگان کنایهآمیز را در ظرف ظریف لهجه به مخاطب تعارف میکند.
یکی از موضوعات مهم، سینمای کودک و نوجوان و به همین ترتیب، کاربرد زبان در آثار مربوط به این گروه سنی است. با بررسی رسانهها مشخص میشود جایزه «فارسینما» در هفت دورهای که داوری و اهدا شد، تلاش کرد همین موضوع را پوشش دهد و این مسیر را پیش ببرد.
نشست خبری تبیین برنامهها و رویکردهای هفته ملی کودک 1405 با شعار محوری «لبخند کودکان، الفبای وطن» با حضور میثم بکتاشیان، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان و جمعی از اصحاب رسانه برگزار شد تا اهداف، راهبردها و برنامههای اجرایی این مجموعه در گسترش عدالت فرهنگی، تقویت پیوندهای هویتی و توانمندسازی نسل فردا تشریح شود.
گنجی، شاعر، پژوهشگر و دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان، سرودن شعر را از سالهای جوانی آغاز کرده و بخشی از آثارش را در مجموعههای مشترکی همچون «خط سبز، یادگار سرخ» و کتاب مستقل «تاک تشنه» منتشر کرده است. او همچنین از اعضای قدیمی انجمن ادبی صائب بوده و سالها در جلسات شعرخوانی و نقد این انجمن حضور داشته است.
حسنا محمدزاده در گفتوگوی پیشرو، او درباره وضعیت شعر معاصر، نسبت فرم و محتوا، شعر معناگرا و جایگاه شعر زنان سخن گفته و در بخش دیگری، با تمرکز بر اصفهان، ظرفیتهای ادبی و فرهنگی این شهر و نسبت آن با شعر معاصر را بررسی کرده است.
صغیر، در کنار قصاید و مثنویهای آیینی، غزلهایی فراوان سروده و در عرصه ادبیات غنایی نیز حضوری جدی دارد. زبان ساده و روان، پیوند با زبان مردم، پرهیز از مدح صاحبان قدرت و پادشاهان زمانه و برخورداری از مناعت طبع نیز از ویژگیهایی است که در بررسی شعر اهمیت دارد.
قائدی در این گفتوگو مرز استقلال تصویرگر و متن، تفاوت زبان بصری گروههای سنی، چگونگی تصویر کردن مفاهیم دشوار برای کودکان و تأثیر هوش مصنوعی را بر این حوزه مطرح میکند. او همچنین از ظرفیت تصویرگران اصفهانی و دغدغه دیدهنشدن و نابرابری دستمزد هنرمندان شهرستانی سخن میگوید.
تجرد دختران در جامعه ایران همچنان گرفتار کلیشهها و پیشفرضهای اجتماعی است. دختر مجرد یا قربانی فشارها و محرومیتهاست، یا نمادی از استقلال و بینیازی. میان این دو تصویر اما زندگی واقعی دخترانی قرار دارد که هرکدام ماجراهایی از انتخاب، تردید، موفقیت، شکست و نگرانیهای خود را دارند. کتاب «دختران بیوارث» تلاش کرده از همین دوگانههای ساده فاصله بگیرد و با روایت تجربه زیسته هشت دختر مجرد، تصویری چندوجهیتر از این سبک زندگی ارائه دهد.
افزایش قیمت کاغذ که بهدنبال رشد قیمت دلار رخ داده، هزینه تولید و در نتیجه قیمت کتاب را بالا برده و قدرت خرید مخاطبان را کاهش داده است. این وضعیت در بازار کتابهای دانشگاهی نیز خود را به شکلی جدی نشان میدهد؛ زیرا قیمت کتابها طی یک دوره کوتاه حدود دوونیم تا سه برابر شده و در مقابل، خرید دانشجویان و حتی استادان کاهش یافته است. نتیجه، تغییر تدریجی الگوی مصرف کتاب است؛ از گرایش به جزوه و نسخههای الکترونیکی و کپیگرفته تا افزایش تقاضا برای کتابهای دستدوم. در چنین شرایطی، کتابفروشیهای دانشگاهی بیش از گذشته با دشواریهای اقتصادی و کاهش فروش مواجهاند.
این روزها گرانی نفس همه کالاها را بریده است. در بازار محصولی نیست که از تیغ برّان گرانی و افزایش قیمتها در امان نباشد. این تیغ برنده هم گریبان فروشنده را گرفته و هم خریداران را ناچار کرده تا با دودوتا چهارتای بیشتری دست به انتخاب و خرید نیازهای روزمره و غیرروزمره زندگیشان بزنند. ازجمله محصولاتی که از افزایش قیمت در امان نمانده، کتاب است.
بهدلیل کارکرد روایت در ثبت دلنشین و تأثیرگذار رخدادهای مهم، بسیاری از اشخاص و نهادها تصمیم به برگزاری دورههای آموزش و تربیت روایتنویس کردند تا مناسبتهای مهم کشور به شیوه ادبی اما استاندارد در کتابها ثبت شود. اما این فزونی روایت و روایتنویسی در عرصه ادبی کشور آسیبها و معایبی را هم بهدنبال داشته است.
رقابت ناشران ایرانی بر سر ترجمه و انتشار آثار پرفروش خارجی موضوعی جدید نیست. سالهاست در بازار نشر ایران بحرانی شکل گرفته است که هنگام انتشار نسخه اصلی یک کتاب که به قلم نویسندگان مشهور خارجی است یا کتابهایی که جوایز بینالمللی را دریافت کردهاند، ناشران و مترجمان به چشم رقیب به یکدیگر نگاه میکنند.