چند سالی است که پیادهروی اربعین به یک رویداد بزرگ جهانی و منطقهای تبدیل شده و رسانهها نیز توجه ویژهای به آن دارند. همین اتفاق بستری فراهم کرده تا هنر، شاخههای مختلفش را در اختیار این رویداد عظیم قرار دهد.
چند سالی است که اهالی وادی ادبیات مسیر مشایه را دستمایه خلق آثار ادبی مختلف کردهاند؛ از سفرنامه و روایت گرفته تا رمان و داستانهای کوتاه برای مخاطبان در طیفهای سنی مختلف. اما آیا این آثار با استانداردهای ادبی نوشته میشوند؟
شعر برای ما ایرانیها تفنن نیست و از طرف دیگر، حاصل موهومات یک ذهن منزوی از جامعه نیست. شعر راه سلوک شاعر و بستر انتقال معناست.
گاهی شعر و بیتی ورد زبان و ماندگار میشود و وقتی به دنبال چراییاش بگردیم، به فاکتورهایی میرسیم که به آنها دقت نکرده بودیم.
تفکر شهید خامنهای هیچگاه نه در دوگانه و تمایز امتملت قرار داشت، نه یکی را به نفع دیگری حذف میکرد و نه قائل به این بود که ایران را باید از پیوستگیاش بگیریم و ایرانِ دوره خاصی را مطرح کنیم
روند تولید سرود «اینجا ایرانه» از ماجرای مهسا امینی شروع شد. آن زمان، همه نهادها در عرصه حجاب و عفاف مشغول تولید کار بودند. به همین دلیل، به این نتیجه رسیدیم بهجای اینکه مستقیماً به حجاب بپردازیم و به این دلیل که مخاطب نوجوان دربرابر این مسئله موضع جدی داشت، موضوع جشن تکلیف را برای مخاطب کودک مطرح کنیم.
طی این سالها، چندین کتاب درباره قهرمانان این تیپ، فرماندهان و رزمندگانش منتشر شده است. برخی از این آثار شاخصتر بودهاند و کتابی همچون «خاتون و قوماندان» به تقریظ رهبر معظم انقلاب نیز رسیده است. بااینحال، قصههای این قهرمانان همچنان ادامه دارد.
مرحوم همایی شاعری اجتماعی بود و دغدغه فرهنگ و اصلاح آن را داشت و در تلاش بود تا عقبماندگی فرهنگی ایران را جبران کند.
در تاریخ فرهنگ و ادب ایران، نامهایی وجود دارند که نمیتوان آنها را در یک عنوان یا یک رشته علمی خلاصه کرد. جلالالدین همایی از همین چهرههاست؛ ادیبی که شعر، تصحیح متون، تاریخ ادبیات، عرفان، فلسفه، بلاغت و اصفهانپژوهی را در کنار هم پیش برد و در هر حوزه، اثری ماندگار از خود بر جای گذاشت.
مراسم رونمایی از کتاب «راز نو»، مجموعهای شامل هجده جستار درباره مساجد معاصر اصفهان، با حضور فعالان میراث فرهنگی، گردشگری، اهالی رسانه و مسئولان شهرداری در حوزه هنری اصفهان برگزار شد.
از رایجترین سوءتفاهمها در آموزش روایتنویسی این است که گمان میکنیم مسئله اصلی، نوشتن است؛ حال آنکه مسئله اصلی، دیدن است.