گفت‌وگو با استاد مرتضی بخردی معمار و مرمتگر مشهور اصفهانی درباره سیر مرمت در اصفهان؛ از هتل عباسی تا خانه‌های تاریخی

تغییر جریان مرمت با تجاری سازی تاریخی‌ها

اصفهان شهر معماری و پابه‌پای آن، مرمتگری است؛ شهر مسجدهایی که به بلندای تاریخ، رازونیازها در دلشان نهفته؛ شهر کاخ‌هایی که پذیرای بزم و پایکوبی سرخوشان بوده‌اند؛ شهر کاروان‌سراهایی که خاطره بروبیای آدم‌های سفرکرده‌اش هنوز هم زنده است و شهر خانه‌های کوچک تاریخی که در آن‌ها زندگی‌ها کرده‌اند؛ با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش.

تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
تغییر جریان مرمت با تجاری سازی تاریخی‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ اصفهان شهر معماری و پابه‌پای آن، مرمتگری است؛ شهر مسجدهایی که به بلندای تاریخ، رازونیازها در دلشان نهفته؛ شهر کاخ‌هایی که پذیرای بزم و پایکوبی سرخوشان بوده‌اند؛ شهر کاروان‌سراهایی که خاطره بروبیای آدم‌های سفرکرده‌اش هنوز هم زنده است و شهر خانه‌های کوچک تاریخی که در آن‌ها زندگی‌ها کرده‌اند؛ با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش.

«اصفهان‌زیبا» برای برگ‌زدن صفحه‌هایی از این تاریخ، با مرتضی بخردی، معمار، مرمتگر و عکاس نصف‌جهان به گفت‌وگو نشسته است؛ مردی که خود بخشی از این تاریخ را ساخته و برای شهر، به یادگار گذاشته است. آنچه در ادامه می‌خوانیم، مروری بر هزارتوی معماری و مرمت اصفهان، به‌ویژه خاطره‌های بخردی از سال‌های باززنده‌سازی هتل عباسی تاریخی است؛ هتلی که خود بخردی در پایه‌گذاری‌اش نقش‌آفرینی داشته و سال‌ها در قلب تپنده آن تنفس کرده است.

معماری اصفهان در دوره صفویه به قله مهمی دست می‌یابد که آن را از ادوار دیگر متمایز می‌کند. اگر بخواهیم گفت‌وگو را با درنگ در همین بازه درخشان شروع کنیم، چه مسائلی مدنظرتان خواهد بود؟

من کسی نیستم که بخواهم درباره تاریخ بزرگ معماری اصفهان صحبت کنم؛ اما برای شروع بد نیست به قبل از صفویه هم پل بزنیم. مرکز شهر اصفهان در دوره پیش از صفویه و مشخصا در دوره سلجوقیه، میدان عتیق و مسجدجامع بود.

در عصر صفوی، این مرکزیت شهری به میدان نقش‌جهان انتقال یافت و بخش‌های مختلف، بسیار حساب‌شده و بسامان در این ناحیه شکل گرفت؛ یعنی بازار قیصریه و قصر عالی‌قاپو و دو مسجد در این مرکز مهم به همت شاه‌عباس صفوی تأسیس شد. یکی از بناهای کم‌نظیر این میدان، مسجدجامع عباسی یا امام فعلی است. مسجد را از بیرون که نظاره کنیم، یک شاهکار است؛ اما بی‌تردید جزئیات داخلی این مسجد نیز هرکدام جایگاهی اعجازگونه دارند.

اگر بخواهم یک مثال بزنم، سنگاب مسجد را نام می‌برم. پروفسور آرتور پوپ معتقد است که این سنگاب شاهکاری درون یک شاهکار است: معماری و هم‌پای آن، شهرسازی اصفهان از شرق به‌سوی قلعه طَبَرَک که محل نگهداری گنجینه‌های شاهی بود و بعد در سوی چهارباغ عباسی توسعه یافت. می‌توان گفت معماری اصفهان به یک رنسانس دست یافت؛ با توجه به اقتدار و توانایی‌های کم‌نظیری که در پشت آن وجود داشت. هرچند نباید از یاد برد که این رنسانس در همه صنایع‌دستی یا هنرهای بومی ما خودنمایی کرد. اگر اصفهان هنوز در معماری و دیگر هنرها حرفی برای گفتن دارد و نفس می‌کشد، متأثر از هنرهای عصر صفویه و وام‌دار آن زمانه است.

این موفقیت مرهون برنامه‌ریزی شخص شاه‌عباس بود؟

این دستاوردها در معماری و سایر هنرهای بومی مرهون شاه‌عباس صفوی و هم‌زمان گروهی از نخبگان مملکتی مانند شیخ‌بهایی، میرفندرسکی و استاد علی‌اکبر اصفهانی معمار بود که گِرد شاه جمع شده بودند. هرکدام از این افراد در هنر و فن خود نخبه بودند. این مجموعه در کنار هم آینده‌نگری بی‌نظیری داشتند که حاصلش شد اصفهان و ایران.

بعد از معماری صفویه، به‌سمت قاجار که حرکت می‌کنیم شاهد ورود معماری غربی به کشورمان هستیم. در برابر توسعه معماری غربی در عهد قاجاریه، در دوره معاصر جریان مرمت هم شکل می‌گیرد؛ یعنی جریانی که برای زنده‌کردن همان معماری اصیل ایرانی تلاش داشت. این مرمت با چه نگاهی در ایران و مشخصا اصفهان آغاز شد؟

مرمت یک علم جدید بود که ایتالیایی‌ها آن را پایه‌گذاری کردند. تیم‌های متعددی از کارشناسان ایتالیایی‌ به سراسر دنیا سفر کردند و در پروژه‌های معماری مشارکت داشتند؛ قبل از انقلاب نیز گروهی از آنان به ایران آمدند؛ اما قبل از آن، در دوره رضاشاه هم معمار حسین معارفی در اصفهان به موضوع مرمت توجه کرده بود. او با عنایت به بضاعت زمانه مرمت‌هایی روی مسجد امام انجام داد. مرمت ایران و ازجمله اصفهان تا زمان معارفی به‌صورت تجربی بود؛

اما وقتی ایتالیایی‌ها آمدند، مرمت به‌طور گسترده‌تری با مطالعه و علمی دنبال شد. هم‌زمان گروهی از جوانان ایرانی زیرنظر آنان آموزش دیدند و گروهی نیز برای تحصیل به کشور ایتالیا اعزام شدند. ایتالیایی‌ها خیلی در اصفهان کار کردند؛ مرمت امروز ما هم دنباله‌رو آموزش‌های آنان است.

چه بناهای شاخصی توسط ایتالیایی‌ها در اصفهان مرمت شد؟

مسجدجامع و کاخ‌موزه چهلستون ازجمله آن بناها هستند. ایتالیایی‌ها هم‌زمان با مرمت به مطالعه دوره‌های مختلف تاریخی هم دست می‌زدند؛ برای نمونه، در مسجدجامع اصفهان زیر گنبدخانه اصلی را حفاری کردند و به آتشکده‌ای متعلق به ساسانیان هم دست یافتند؛حتی به بقایای کاخ‌های ساسانی نیز در زیر مسجدجامع دست پیدا کردند. متأسفانه یکی از کارشناسان ایتالیایی از پشت‌بام مسجدجامع به پایین پرت شد و درگذشت.

این وقایع به چه سال‌هایی مربوط می‌شود؟

سال‌های دهه ۴0.

شما با ایتالیایی‌ها در ارتباط بودید؟

آن موقع من دانشجو بودم و به‌طور مستقیم با آن‌ها در ارتباط نبودم؛ اما با کسانی چون یسائی شاجانیان مراوده داشتم. شاجانیان استاد مینیاتور به سبک صفوی بود و با مطالعه، کارش را جلو می‌برد. او با ایتالیایی‌ها آمدوشد داشت و نکته‌هایی هم از آنان آموخته بود.

دکتر عبدالله جبل‌عاملی که ایتالیا درس خوانده بود و سال‌ها ریاست میراث‌فرهنگی اصفهان را به‌عهده داشت، با این گروه در ارتباط بود. درباب شروع مرمت در ایران و اصفهان فقط نباید از ایتالیایی‌ها یاد کرد. در همان دهه ۴۰ شمسی مرحوم باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی پایه‌گذار تشکیلات مرمت بود و افرادی چون زنده‌یاد عباس بهشتیان با او همکاری می‌کردند.

ازجمله اقدام‌های ایتالیایی‌ها در کاخ‌موزه چهلستون چه بود؟

در این برهه یکی از مشکلات پیش‌آمده برای این کاخ، آسیب ستون‌های چوبی بود. ایتالیایی‌ها تمام ستون‌ها را پایین آوردند، از وسط بریدند و داخلشان تیرآهن گذاشتند. این شگرد کمک می‌کرد فشاری روی ستون‌ها نباشد؛ در کاخ عالی‌قاپو هم اقدام‌های جالب‌توجهی داشتند. کاخ عالی‌قاپو داشت از وسط به دو نیم می‌شد. ایتالیایی‌ها در این بنا یک‌سری وسایل آهنی جای دادند و سیم‌بکسل کشیدند. اقدام‌های ایتالیایی‌ها در آن زمان خاص محسوب می‌شد و کسی در ایران با این فنون آشنا نبود.

شماری از ابنیه تاریخی شهر اصفهان به میزان کاخ چهلستون یا عالی‌قاپو موردتوجه عموم نبودند؛ حتی شماری از آن‌ها مورداستفاده هم قرار نمی‌گرفتند. نمونه‌هایی از آن در منطقه3 اصفهان وجود دارد؛ بااین‌حال، این بناها نیز به‌مرور مورد مرمت قرار گرفتند. جریان مرمت این ابنیه از چه زمانی آغاز شد؟

این جریان مرمت از دهه ۷۰ در اصفهان آغاز شد؛ اما در یزد و کاشان پررونق‌تر بود. قبل از دهه ۷۰ شمسی مرمت به‌صورت معدود و در دوره قبل از انقلاب درباره این ابنیه وجود داشت. نمونه آن ساختمان‌های دانشگاه هنر اصفهان بود که به اندازه چهلستون یا عالی‌قاپو شهرت نداشتند؛ البته در این دوره کارهای ضدونقیضی انجام شد که یکی از آن‌ها، کشیدن خیابان مسجدسید بود. این خیابان به خانه‌های تاریخی متعددی آسیب زد. به پیشنهاد مهندس مهدی ابراهیمیان بسیاری از قطعات بازمانده از این خانه‌های تاریخی به هتل عباسی منتقل شد و به صورت‌های مختلف ازجمله جداکننده‌ها (پارتیشن) مورداستفاده قرار گرفت. به تعبیر من، این خیابان حمله مدرنیته به سنت بود؛ البته جدال طرف‌داران سنت و مدرنیته در این زمان و بعد از آن همیشه وجود داشت.

مرمت‌هایی که در دهه ۷۰ آغاز شد، چقدر اصولی بود؟

مرمت‌ها ابتدا زیرنظر سازمان مسکن‌سازان، یعنی یک بخش دولتی وابسته به وزارت مسکن‌و‌شهرسازی آغاز شد. این گروه‌ها کم‌وبیش متأثر از جریان مرمت در دوره قبل از انقلاب بودند. مهندس سراج‌الدین کازرونی که وزیر مسکن‌و‌شهرسازی بود، در این حوزه دغدغدهای بسیاری داشت.

برنامه‌ریزی شده بود که چگونه این خانه‌های تاریخی خریداری و مرمت شود و بعد به فروش برسد. با توجه به کارشناسانی که در اختیار داشتند، این خانه‌ها در اصفهان تا اندازه زیادی علمی مرمت می‌شد. خود من در اوایل کار مرمت خانه «بخردی» که هم‌اکنون در اصفهان به عنوان هتل فعال است، آن را از مسکن‌سازان خریداری کردم و ادامه مرمتش را به‌عهده گرفتم.

اولین خانه تاریخی که در اصفهان به اقامتگاه یا هتل بدل شد، همین خانه «بخردی» بود. من این خانه را در ۱۳۸۰ شمسی خریدم. پنج سال مرمتش طول کشید و در ۱۳۸۵ هم افتتاح کردم. فاجعه مرمت در اصفهان از زمانی شروع شد که مسئله به دست بخش خصوصی افتاد. نداشتن تجربه یا برخی کج‌سلیقگی‌ها به روند مرمت آسیب زد.

کارهای اشتباهی کردند که هنوز هم وجود دارد و خطرناک است. خانه «بخردی» و خانه‌های «بشارت» که پشت مسجد امام قرار دارد، مرمتشان به‌عهده من بود و در هر دو نهایت تلاش انجام شد که اصولی و علمی مرمت شوند. همیشه تلاشم این بوده است که دخل‌وتصرف زیاد و اعمال نظر شخصی در مرمت ابنیه نداشته باشم.

درباره قصه پیدایی هتل عباسی که خود شما هم در آن مسئولیت داشتید، برایمان تعریف کنید.

آندره گدار، معمار معروف فرانسوی که دانشگاه معماری را پیش از دانشکده هنرهای زیبا در ایران تأسیس کرد، مدتی در اصفهان به سر می‌برد. مرمت مدرسه چهارباغ را به‌عهده او گذاشته بودند. او در یادداشت‌های روزانه خود می‌نویسد: یک روز به پشت‌بام مدرسه چهارباغ رفتم و از آنجا یک شاهکار معماری به چشمم آمد که به شکل یک مخروبه رها شده بود.

گدار پیشنهاد می‌دهد که با توجه به اینکه اصفهان رو به رونق دارد و جای یک هتل پنج‌ستاره در آن خالی است، این مرکز به هتل تبدیل شود. مرمت این کاروان‌سرا را که بعدا هتل عباسی می‌شود، به معمار فرانسوی معروف ماکسیم سیرو می‌دهند. سیرو مطالعات زیادی درباره کاروان‌سراهای ایرانی داشت و یک کتاب هم دراین‌باره دارد. برای مرمت بنا حتی دکوراتور و آهنگر و نجار هم از فرانسه می‌آورند که در این پروژه همکاری کنند.

کدام بخش حمایت مادی این پروژه را به‌عهده داشت؟

بیمه ایران از همان ابتدا مرمت بنا را زیرنظر داشت. مشرف نفیسی از مدیران‌عامل بیمه ایران بود که علاقه بسیاری به این پروژه داشت و هر هفته برای سرکشی از تهران به اصفهان می‌آمد. نخست‌وزیر وقت، علی امینی، که اتفاقا نسبت فامیلی هم با نفیسی داشت، کارشکنی کرد و اجازه نداد او نقش خود را به‌درستی ایفا کند.

شما از چه زمانی در هتل مشغول به کار شدید؟

از دهه ۴۰ یک گروه ایرانی در هتل مشغول‌به‌کار شد که من هم جزوشان بودم. شروع کار این گروه به زمانی برمی‌گردد که ملکه هلند به ایران آمد و یک اتاق ویژه با امکانات و طراحی اروپایی در هتل به او اختصاص داده شد؛ اما بعدا طراحی داخلی هتل بااعتراض مواجه و گفته شد چنین مکانی با فرهنگ ایرانی هیچ نسبتی ندارد؛ بنابراین به آقای پهبد که مسئولیت اداره‌کل هنرهای زیبای کشور را به‌عهده داشت، دستور دادند یک نفر را مسئول این کار کند.

مهندس مهدی ابراهیمیان که بورسیه فرانسه بود، به انتخاب پهبد سرپرست گروه شد. طراحی داخلی هتل عباسی برخلاف بیشتر کارهایی که الان میدانی انجام می‌دهند، اول روی نقشه کشیده و بعد اجرا شد.

این نقشه‌ها در تهران کشیده و به اصفهان منتقل شد؟

بله؛ این طرح‌ها در دفتر مهندس ابراهیمیان کشیده شد. خود من هم که دانشجوی معماری دانشگاه هنرهای تزیینی تهران بودم، زیر نظرشان و در دفترشان کار می‌کردم. به یاد دارم که در دفتر او ۱۱ طرح بزرگ یا بیشتر بود که همگی نقشه‌های هتل عباسی را در بر می‌گرفتند.

همه کارهای نقشه‌کشی و تزیینات هتل به‌صورت دستی انجام می‌شد. کار عظیمی در معماری داخلی صورت گرفت. شاید تنها نمونه معماری داخلی اصیل ایرانی باشد که می‌شود از آن یاد کرد و درواقع با طرح و برنامه اجرا شد. اگر کار سیرو مرمت بود، کار مهندس ابراهیمیان باززنده‌سازی محسوب می‌شد.

مرمت چقدر طول کشید؟

در طول شبانه‌روز حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ نفر در این پروژه کار می‌کردند و یک‌سال‌ونیم طول کشید تا به سرانجام رسید. تمام طرح‌های سیرو که برگرفته از هنر غربی بود، دگرگون یا حذف و هنر ایرانی جایگزینش شد؛ حتی میز پذیرش را حذف کردند و یک میز جدید گذاشتند که شاهکاری از هنر ایرانی است؛ گویی مثل دوره شاه‌عباس که گروهی نخبه دور هم جمع شده بودند، دوباره عده‌ای نخبه دور هم جمع شدند تا کار مهمی را به سرانجام برسانند.

به تعدادی از این نخبگان اشاره می‌کنید؟

هنر چوب و نجاری را جواد چایچی، طراحی سنتی را جعفر رشتیان، نقاشی‌های صفوی را یسائی شاجانیان، نقاشی‌های قاجاری را جبار بیگ، گچ‌بری را برادران روحانی و آینه‌کاری را علی مرآتیان به‌عهده داشت.

هرکدام از این افراد مهارت خاصی در هنر و فن خود داشتند؛ من هم دانشجو و سرپرست کارگاه بودم. بخشی از کار در تابستان افتاد؛ بخشی را هم مرخصی گرفتم تا بتوانم در اصفهان فعالیت کنم. خود پروژه انگار یک دوره آموزشی هم بود. من در مدت فعالیتم خیلی چیزها یاد گرفتم. پایان کار انگار پایان فارغ‌التحصیلی گروه از یک دانشگاه بود.

بعد از این هتل عباسی موردتوجه همه ایران قرار گرفت؛ مخصوصا در تهران تلاش می‌شد که در طراحی‌های داخلی به معماری ایرانی توجه شود. یک بار اجلاس اوپک در هتل عباسی برگزار شد. این‌قدر که رسانه‌ها، هتل و تزییناتش را نشان می‌دادند، از مذاکره‌های سران خبری نبود! هتل عباسی نه‌فقط موردتوجه ایرانیان بوده، بلکه همواره نظر خارجی‌ها را به خود جلب کرده است.

در دوره فعالیت گروه ایرانی، پروژه مرمت هتل عباسی همچنان تحت حمایت مالی بیمه ایران پیش می‌رفت؟

بله. مدیرعامل وقت هم دکتر فرهنگ‌‌مهر نام داشت. او زرتشتی و بسیار دانشمند و ایران‌دوست بود.

شما عکاسی پروژه را هم به‌عهده داشتید. کمی در این باره بگویید.

کاروان‌سراها در معماری ایرانی از ساده‌ترین بناها هستند و تزیینات خاصی ندارند. وقتی تصمیم گرفته شد این کاروان‌سرا به هتل پنج‌ستاره عباسی تبدیل شود به یک سری الگو برای تزیینات نیاز داشت.

معمولا صبح‌ها از بناهای فاخر اصفهان، مانند چهلستون و عالی‌قاپو و هشت‌بهشت با یک دوربین لوبیتل عکاسی می‌کردم؛ بعد چاپ می‌کردم و روی میز می‌گذاشتم تا برای اجرایشان در هتل برنامه‌ریزی صورت گیرد. بخشی از آن عکس‌ها بعدها در یک کتاب هم منتشر شد.

آینه محدب از مواردی بود که در همین عکاسی‌ها کشف و الگوبرداری شد. الان آینه محدب در هتل عباسی زیاد است؛ این براساس عکس‌های کاخ هشت‌بهشت انتخاب شده بود؛ برای ساختشان نیز زحمت بسیاری کشیده شد. عکس‌گرفتن برای من نوعی آموختن بود و بعدش، وارد گفت‌وگوشدن با استادان برای اجرا.

بابت همکاری در پروژه هتل عباسی چقدر دستمزد گرفتید؟

حقوق ماهیانه داده نمی‌شد. وقتی پروژه تمام شد و ‌خواستم بروم، یک‌میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بابت هفت‌هشت ماه کار به من دادند. با این پول می‌شد روبه‌روی همان هتل ‌عباسی یک خانه خرید. من همواره با هتل عباسی در ارتباط بودم و این اواخر هم به‌عنوان مشاور مدیر هتل همکاری می‌کردم.