مونا فاطمی‌نژاد

مونا فاطمی‌نژاد

خبرنگار گروه هنر و ادبیات

آرشیو مطالب منتشر شده
«قمارباز» در یک‌قدمی مرگ یا تولد؟
4 خرداد 1405

«قمارباز» در یک‌قدمی مرگ یا تولد؟

آدمی بعد از آن روزی که چشم به دنیا باز می‌کند، دوباره متولد می‌شود؛ همان‌طور که پیش از مرگ هم بارها ممکن است در بازی زندگی بمیرد. مگر نه اینکه بعضی وقت‌ها، در کشاکش روزهای سخت، می‌گوییم «مُردم و زنده شدم»؟

سیمای پُرحرف‌وحدیث خوش‌نویسی در قاب اصفهان
2 خرداد 1405
سرگذشت خوش‌نویسی اصفهان؛ از سپیده‌دم اسلام تا سده نهم هجری‌قمری در گفت‌وگو با استاد مهدی عطریان

سیمای پُرحرف‌وحدیث خوش‌نویسی در قاب اصفهان

تصور شهرموزه اصفهان که مسجدها و کاخ‌ها و مناره‌ها و خانه‌های خوش‌قدوقامتش، به درازنای تاریخ، نگاه‌ رهگذران را به‌سوی نور و آسمان هدایت می‌کند، بدون یاد و خاطره آثار خوش‌نویسی و خطاطان بی‌همتایش تصویری ناتمام است.

تولد یک ملت در تصمیم «نیم‌شب»
20 اردیبهشت 1405

تولد یک ملت در تصمیم «نیم‌شب»

«گریه کن، گریه کن، گریه کن»؛ چون گاهی باید گریه کرد و دیگر هیچ، انتخاب دیگری پیش‌رو نیست. گاهی زندگی، نَفَس، تسلی، در پناه گریه معنا می‌یابد، در آغوش اشک‌های شفاف و روان و پرسروصدای نوزادی که بعد از انتظاری طولانی به روی دنیا چشم باز می‌کند.

حبیب خطه خط
12 اردیبهشت 1405
در سالروز تولد مرحوم حبیب‌الله فضائلی پای سخنان استاد مهدی عطریان، خوش‌نویس اصفهانی نشستیم

حبیب خطه خط

بهار است. اردیبهشت، بی‌اعتنا به جنگ و آتش‌بس و هر حرف‌وحدیثی که بدان‌ها منتهی می‌شود، اصفهان را تنگ در آغوش گرفته است؛ اصفهان که دیرزمانی است دیارِ هنرها و هنرمندان و هنردوستان روزگاران به‌حساب می‌آید.

پناهگاه قصه‌های کودکانه در بی‌تابی جنگ
5 اردیبهشت 1405
میان دنیای پررمزوراز قصه‌ها و مسئله تاب‌آوری کودکان چه ارتباطی وجود دارد؟

پناهگاه قصه‌های کودکانه در بی‌تابی جنگ

در سایه جنگ، در جنگ و در روزهای پس از جنگ که زندگی از مدار همیشگی خود به بیرون پرتاب می‌شود، مفهوم تاب‌آوری چون کلیدی طلایی خودنمایی می‌کند تا از مسیرش معنایی نو به زیست و زمانه‌ پرآشوبمان دهیم و انعطاف‌پذیر شویم.

نامه‌هایی برای ایران
7 اسفند 1404

نامه‌هایی برای ایران

اگر خط آخر زندگی‌مان تعبیرش چیزی جز نقاشی گل‌های بی‌قرار، رقص موج‌های دریا و نان‌های داغ سنتی نباشد، چه باک که سراسرش چون خوابِ بلندِ وهمناکی بگذرد؟

«مادران جوان»  وقتی تنهایی به ارث می‌رسد
30 بهمن 1404

«مادران جوان» وقتی تنهایی به ارث می‌رسد

جسیکا برای بچه‌اش که چند روزی از به دنیا آمدنش می‌گذرد، آهنگ می‌گذارد. بعد خودش را رها و بین دستان ملافه‌ها و تخت‌خواب گریه می‌کند.

در مرزهای باریک عقل و جنون
25 بهمن 1404

در مرزهای باریک عقل و جنون

اگر زندگی احساساتی جز رنج‌کشیدن، سرخوشی، تنهایی و باهم بودن نباشد، چه کسی عاقل است و چه کسی دیوانه؟! داستان «اتاق شماره شش» داستانی کوتاه از آنتوان چخوف روسی است که در مرزهای عاقلی و دیوانگی از زندگی می‌گوید.

اصفهان به گالری نیاز داشت
14 بهمن 1404
گفت‌وگوی «اصفهان‌زیبا» با مرتضی بخردی، معمار و عکاس پیش‌کسوت اصفهانی، درباره اولین‌ گالری شهر اصفهان

اصفهان به گالری نیاز داشت

داستان گالری، گالری‌داری و گالری‌گردی در اصفهان با گالری «کلاسیک» آغاز می‌شود. «کلاسیک» تولدیافته از ذهن پوینده و جست‌وجوگر و آزموده مرتضی بخردی بود.

عشق و تنهایی
9 بهمن 1404

عشق و تنهایی

تنهایی درد است اگر هیچ‌ دستی نباشد تا سرمای دستمان را گرم کند و مجبور باشیم بغضی را که در گلو داریم، فقط خودمان به دوش بکشیم.

تغییر جریان مرمت با تجاری سازی تاریخی‌ها
4 بهمن 1404
گفت‌وگو با استاد مرتضی بخردی معمار و مرمتگر مشهور اصفهانی درباره سیر مرمت در اصفهان؛ از هتل عباسی تا خانه‌های تاریخی

تغییر جریان مرمت با تجاری سازی تاریخی‌ها

اصفهان شهر معماری و پابه‌پای آن، مرمتگری است؛ شهر مسجدهایی که به بلندای تاریخ، رازونیازها در دلشان نهفته؛ شهر کاخ‌هایی که پذیرای بزم و پایکوبی سرخوشان بوده‌اند؛ شهر کاروان‌سراهایی که خاطره بروبیای آدم‌های سفرکرده‌اش هنوز هم زنده است و شهر خانه‌های کوچک تاریخی که در آن‌ها زندگی‌ها کرده‌اند؛ با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش.

ما چیزی جز خاطره‌هایمان نیستیم
18 دی 1404

ما چیزی جز خاطره‌هایمان نیستیم

می‌گویند آدمی موقع مرگ، یک دور، تمام زندگی‌اش جلوی چشمانش می‌آید. همین موضوع زمینه‌ساز آفرینش داستانی در ادبیات ژاپن به اسم «فانوس خاطرات گمشده» از ساناکا هیراگی شده است. اتفاقات اثر در آتلیه‌ای جادویی می‌گذرد که آدم‌ها بعد از مرگ و یک قدم مانده به سفر آخرت در آن توقف می‌کنند.