به گزارش اصفهان زیبا؛ پس از شبهای پرالتهاب اغتشاشهای دی 1404، اولین قسمت از مجموعهمستند «رد خون» با عنوان «اولین نرگس پاییزی» و به کارگردانی سید مهدی ناری، دوشنبه 6 بهمن از شبکه اصفهان پخش شد.
سید مهدی ناری، متولد اول فروردین ۱۳۶۳، از دوران نوجوانی با علاقهای به عکاسی، مسیر حرفهای خود را در حوزه تصویر و روایتگری آغاز نمود. فعالیت حرفهای او بیش از ۲۲ سال در عرصه رسانه و تولید تیزرهای صنعتی و تبلیغاتی ادامه یافت؛ بااینحال، دغدغهای مستمر برای گفتمان انقلاب اسلامی، او را به سمت تهیه و تولید مستندهایی با محوریت ارزشها و تاریخ انقلاب سوق داده است.
از جمله آثار شاخص ناری میتوان به تهیهکنندگی مستند «منطقه ۱۵»، تدوین مستند «سرزمین هزار و یک شب»، تدوین مستند «دانستانی خونگرم»، تدوین فیلم کوتاه «شیر سیاه»، تهیهکنندگی موزیک ویدئو «آن شب»، تصویربرداری مستند «بچههای آبان» و تهیهکنندگی و کارگردانی مجموعه «شعر برای وطن» اشاره نمود.
مستند پیش رو، روایت زندگی و رشادتهای شهید امنیت، ابوالفضل طغیانی را که در جریان اغتشاشهای اخیر به شهادت رسید بازگو میکند. این مستند به روایت حوزه هنری اصفهان تولید شده است.
در ادامه گفتگوی «اصفهانزیبا» را با این کارگردان میخوانید.
تولید مستند «رد خون» از دغدغه شخصی شما سرچشمه گرفته یا سفارشی از سوی سازمان خاصی بوده است؟
پس از جنگ ۱۲ روزه، تلاشهای زیادی برای تولید محتوایی با محوریت اتفاقات رخداده انجام دادم؛ اما به دلایلی این تلاشها به نتیجه نرسید؛ بااینحال، پس از اغتشاشها و با توجه به نگاه شهید، تولید این پروژه به من پیشنهاد شد.
مستند «رد خون» یک مجموعه مستند است که قرار شد بخشی از آن را من تولید کنم. ایده اولیه ساخت این مجموعه مستند از سوی حوزه هنری اصفهان شکل گرفت و دغدغه شخصی من، در کنار نگاه شهید، باعث تکمیل و ادامه تولید این بخش از مجموعه شد.
محدودیتها، فرصتها و چالشهایی که در حین تولید مستند «رد خون» داشتید، چه بود و چه تأثیری بر روند تولید و پژوهش شما داشت؟
یکی از مهمترین محدودیتهایی که با آن روبهرو بودیم، محدودیت زمانی بود. این مسئله باعث شد پژوهشی که بهطور معمول نیازمند ماهها زمان بود، در مدت چند ساعت انجام شود و به نتیجه برسد.
از دیگر محدودیتهای تأثیرگذار بر مسیر مستند، محدودیتهای امنیتی در نمایش برخی خشونتها و رذالتهای جنایتکارانه اغتشاشگران بود. درحالیکه هدف اصلی مستند و دغدغه شخصی من، به تصویر کشیدن این جنایات و آگاهسازی مخاطبان از عمق آنها بود، بهدلیل ملاحظات امنیتی ناچار شدیم جهتگیری مستند را تغییر دهیم.
در خصوص چالشها نیز شاید بتوان گفت چالشی بزرگتر از مصاحبه با خانواده شهید در این مستند وجود نداشت؛ چرا که تعامل با خانوادههایی که بهتازگی داغ از دست دادن فرزند یا همسر خود را چشیدهاند، کاری بسیار دشوار و حساس است.
انتخاب شهید طغیانی از میان شهدای امنیت، برای شما دلیل خاصی داشت؟
در واقع این شهید بود که من را از میان کارگردانان مختلف انتخاب کرد. زمانی که پروژه از سوی حوزه هنری اصفهان به من پیشنهاد شد، اسامی شهدا برای پژوهش و مستندسازی از پیش مشخص شده بود و سهم بنده، پرداختن به شهید طغیانی و یک شهید دیگر بود.
میزان استقبال خانواده و دوستان شهید از تولید مستند چگونه بود؟
در روز تشییع شهدا به خانواده شهید مراجعه کردیم و توضیحاتی درباره مستند خدمتشان ارائه دادیم. در آن مقطع، متأسفانه شرایط روحی پدر و مادر شهید برای انجام مصاحبه مساعد نبود؛ اما همسر شهید، خانواده همسر و همچنین خواهر شهید، با وجود شرایط سخت روحی، همکاری بسیار خوبی با ما انجام دادند.
زمان انجام مصاحبه با پدر و مادر شهید طغیانی، فضایی بسیار سخت و استرسزا حاکم بود؛ اما به یاری خداوند و عنایت شهید، پس از مطرح شدن اولین سؤال، پدر و مادر شهید با گرمی و صمیمیت با ما همراه شدند؛ بهگونهای که تمامی استرسها و نگرانیها بهطور کامل برطرف شد.
آیا از مردم عادی نیز بازخوردی دریافت کردهاید؟
از آنجایی که مستند بهتازگی پخش شده است، هنوز بازخورد قابلتوجهی از مخاطبان عام دریافت نشده است؛ بااینحال، برخی از دوستان و آشنایانی که مستند را تماشا کردهاند، نظرات و بازخوردهای متفاوتی ارائه دادهاند. عدهای از آنها از مستند رضایت کامل داشتند؛ درحالیکه برخی دیگر پیشنهادهایی مانند پرداختن بیشتر به نحوه شهادت و نمایش ابعاد شخصیتر و زندگی عاشقانه شهید را مطرح کردند.
مستند شما بهصورت مصاحبهمحور ساخته شده است. به نظر شما این شیوه تا چه اندازه میتواند تمام جوانب مورد انتظار از یک مستند را پوشش دهد؟
در روند تولید این مستند، تلاش زیادی کردم تا به آرشیوهای تصویری متنوعی دسترسی پیدا کنم و از این طریق، کیفیت اثر را به شکل قابلتوجهی ارتقا دهم؛ اما متأسفانه بهدلیل محدودیت زمانی و دسترسی نداشتن به آرشیوهای موردنظر، مستند «اولین نرگس پاییزی» بهصورت مصاحبهمحور تولید شد.
به نظر من، یک مستند مصاحبهمحور زمانی میتواند اثری قوی و منسجم و بدون ضعف باشد که طراحی سؤالات در لحظه و براساس پاسخهای ارائهشده انجام شود.
این شیوه نیازمند تمرکز بالا، تجربه و زمان کافی است؛ امری که متأسفانه به دلیل محدودیت شدید زمانی، امکان اجرای کامل آن برای ما فراهم نشد.
مستندهایی که از صداوسیما پخش میشوند، معمولا مخاطبان محدود و خاص خود را دارند و بسیاری از مردم به صداوسیما برای دیدن مستند مراجعه نمیکنند. به نظر شما برای دیدهشدن اینگونه مستندها و آگاهسازی عموم مردم از پشتپرده این حوادث، چه راهکارهایی وجود دارد؟
این پرسش بسیار مهمی است و پاسخ دقیق به آن نیازمند ساعتها فکر و تحلیل و برنامهریزی است؛ اما اگر بخواهم بهصورت کوتاه پاسخ بدهم، باید بگویم با وجود محدودیتهایی که سکوهای خارجی برای ما ایجاد کردهاند، همچنان این امکان وجود دارد که یک محتوای قوی و حرفهای بتواند حتی بر الگوریتم این سکوها اثر بگذارد و در فضای مجازی دیده شود.
در برخی موارد، کیفیت بالای تولید باعث میشود یک محتوا در شبکههای خارجی نیز دیده شده و همین مسئله میتواند بهطور غیرمستقیم به معرفی و تشویق مخاطبان برای تماشای مستندها و تولیدات صداوسیما منجر شود. در نهایت، همهچیز به کیفیت محتوا و قدرت روایت بستگی دارد.
شایان ذکر است که بسیاری از تولیدات صداوسیما در سکوهای مختلف دیده شده و مخاطبان قابلتوجهی داشتهاند؛ بنابراین نمیتوان بهطور قطعی گفت که صداوسیما مخاطب ندارد.
به نظر شما آیا این مستندها ظرفیت لازم را دارند که در شرایط بحرانی جامعه، مردم را از اتفاقات آگاه و روشن کنند؟
اگر به یک مستند بهتنهایی بسنده کنیم، پاسخ منفی است؛ اما درصورتیکه مستندهای متوالی و باکیفیت تولید شوند، بیشک میتوانند تأثیرگذاری قابلتوجهی داشته باشند. آگاهسازی از طریق تولیدات رسانهای باید بهصورت مستمر و پیوسته انجام شود تا بتواند به نتیجه مطلوب و اثرگذاری واقعی برسد.



