اربعین شهدای امنیت وطن با حضور پرشورخانواده شهدا و مردم در گلستان شهدای اصفهان برگزار شد

صحنه‌ای از همدلی جمعی

هوای گلستان شهدای اصفهان، رنگ دیگری داشت؛ انگار زمان کمی آهسته‌تر می‌گذشت و هر قدم، صدای خاطره‌ای را زنده می‌کرد. خانواده‌ها آرام میان ردیف‌های سنگ‌قبرها حرکت می‌کردند و بعد کنار مزار عزیزانشان می‌نشستند.

تاریخ انتشار: 11:00 - شنبه 2 اسفند 1404
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
صحنه‌ای از همدلی جمعی

به گزارش اصفهان زیبا؛ هوای گلستان شهدای اصفهان، رنگ دیگری داشت؛ انگار زمان کمی آهسته‌تر می‌گذشت و هر قدم، صدای خاطره‌ای را زنده می‌کرد. خانواده‌ها آرام میان ردیف‌های سنگ‌قبرها حرکت می‌کردند و بعد کنار مزار عزیزانشان می‌نشستند؛ همان‌هایی که نبودشان هنوز برایشان باورشدنی نیست.

صدای قرآن از دور می‌آمد و با زمزمه‌های آرام مادرانی که عکس فرزندانشان را در آغوش گرفته بودند، درهم می‌پیچید. باد ملایمی از میان درخت‌ها عبور می‌کرد و پرچم‌های ایران روی مزارها را تکان می‌داد؛ گویی خودش هم در چهلم «شهدای امنیت وطن» شریک دلتنگی‌ها شده بود.

مادران شهدا کنار مزارها نشسته بودند؛ بعضی‌ها تسبیح در دست داشتند و بعضی قاب عکس فرزندشان را چنان در آغوش گرفته بودند که انگار هنوز می‌توانستند گرمای حضورش را حس کنند. نگاهشان، آن نگاه عمیق و پرمعنای مادرانه بود؛ ترکیبی از دلتنگی بی‌پایان و غروری که در عمق چشم‌ها برق می‌زد. گاهی انگشتانشان آرام روی عکس می‌لغزید، انگار دارند صورت فرزندشان را نوازش می‌کنند. زیر لب نجواهایی می‌گفتند؛ دعا، درد دل یا حرف‌هایی که فقط کنار همین سنگ‌قبر می‌شود گفت.

همسران شهدا نیز در سکوتی سنگین کنار مزار عزیزانشان ایستاده بودند. بعضی‌ها چادرشان را جلو کشیده بودند تا اشک‌هایشان دیده نشود، اما لرزش شانه‌ها همه‌چیز را لو می‌داد. قاب عکس همسرانشان را روبه‌رو گرفته بودند و با نگاهی طولانی و خیره، انگار دوباره با او حرف می‌زدند؛ حرف‌هایی که در شلوغی زندگی فرصت گفته شدن پیدا نکرده بود. میان اشک‌ها، گاهی لبخندی کوتاه هم دیده می‌شد؛ لبخندی که از دل خاطرات مشترک می‌آمد و همان لحظه دوباره در بغض گم می‌شد.

پدران شهدا کمی دورتر ایستاده بودند؛ مردانی که سال‌ها بار زندگی را بر دوش کشیده‌اند، اما حالا سنگینی دلتنگی، قامتشان را کمی خم‌تر کرده بود. دست‌هایشان در هم گره خورده بود یا عصایی را محکم گرفته بودند؛ انگار می‌خواستند چیزی باشد که این لرزش پنهان را نگه دارد. نگاهشان به نام حک‌شده روی سنگ، نگاهی بود پر از حرف‌های ناگفته؛ نگاهی که هم غرور داشت، هم حسرت. گاهی آرام جلو می‌رفتند، کنار مزار می‌نشستند و با انگشتانشان روی نام فرزندشان می‌کشیدند؛ همان نامی که روزی با صدای بلند صدا زده می‌شد و حالا بر سنگ سرد جا گرفته بود.

در میان خانواده‌ها، حضور مردم هم چشمگیر بود؛ مردمی که شاید این شهدا را از نزدیک نمی‌شناختند، اما دلشان آن‌قدر با این خانواده‌ها گره خورده بود که انگار عزیزی از خودشان را بدرقه کرده بودند. آرام و بی‌صدا میان مزارها قدم می‌زدند، شاخه‌گلی در دست داشتند که با احترام روی سنگ‌ها می‌گذاشتند. نگاهشان پر از همدلی بود؛ نگاهی که می‌خواست بگوید «در این دلتنگی تنها نیستید». بعضی‌ها کنار مادران و همسران شهدا می‌نشستند، بی‌آنکه حرفی بزنند؛ فقط حضورشان را هدیه می‌کردند. سکوتی که میانشان ردوبدل می‌شد، از هزار جمله اثرگذارتر
بود.

جوان‌هایی بودند که با چشمانی خیس به قاب عکس‌ها خیره می‌شدند، پیرمردهایی که با دست لرزان فاتحه می‌خواندند و کودکانی که شاید هنوز معنای شهادت را نمی‌دانستند اما سنگینی فضا را با تمام وجود حس می‌کردند. مردم دست روی شانه پدران شهدا می‌گذاشتند؛ یک همراهی کوتاه اما عمیق. یا مادرانی از میان جمعیت جلو می‌آمدند و دست مادر شهید را در دست می‌گرفتند؛ دو دستی که هر دو داغدار بودند، اما همین لمس کوتاه، اندکی آرامش می‌آورد. در اربعین شهدای امنیت، حضور مردم، گلستان شهدا را از یک مراسم رسمی
فراتر برده بود؛ تبدیلش کرده بود به صحنه‌ای از همدلی جمعی، جایی که غم و احترام در کنار هم جریان داشت. مردم و خانواده‌ها، شانه‌به‌شانه، یاد عزیزانی را زنده نگه داشتند که نبودشان هنوز برای این شهر، یک غم تازه است.

مقاومت ملت ایران ریشه در خون شهدا دارد

همزمان با اربعین این شهدا، حجت‌الاسلام «علی صغیرا» در مراسمی که به یاد و به نام شهدای امنیت و شهدای وطن در گلستان شهدای اصفهان برگزار شد، با اشاره به جایگاه والای شهدا اظهار داشت: زنده نگه‌داشتن یاد شهدا، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، کمتر از شهادت نیست؛ چرا که شهدا با نثار جان خود مسیر عزت و استقلال این ملت را ترسیم کردند. او با مرور بخشی از تاریخ معاصر ایران افزود: در طول قرن‌ها، مردم ایران هیچ نقشی در تعیین حاکمان خود نداشتند و حکومت‌ها یا با کودتا، یا با دخالت مستقیم بیگانگان شکل می‌گرفت. حجت‌الاسلام صغیرا با بیان این‌که اوج این وابستگی را در دوران پهلوی شاهد بودیم؛ جایی که با تصویب قانون ننگین کاپیتولاسیون، عزت ملت ایران لگدمال شد و آمریکایی‌ها در این کشور مصونیت قضایی پیدا کردند، به جدایی بحرین از ایران در دوران رژیم پهلوی اشاره کرد وگفت: اگر بحرین از ایران جدا نمی‌شد، امروز معادلات خلیج فارس به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. اینها نتیجه حاکمیت‌های وابسته‌ای بود که منافع ملی را فدای رضایت بیگانگان کردند.

او نقش امام‌خمینی(ره) را در این میان بسیار مهم خواند و تاکید کرد: امام راحل با ایستادگی در برابر این روند، هویت جدیدی به ملت ایران بخشید و به مردم آموخت که باید خودشان سرنوشتشان را تعیین کنند. شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» نقطه آغاز بیداری ملتی بود که نمی‌خواست زیر بار آمریکا و قدرت‌های سلطه‌گر برود.

حجت‌الاسلام صغیرا با اشاره به دشمنی‌های مستمر آمریکا علیه ملت ایران افزود: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان با تحریم، جنگ تحمیلی، حمایت از صدام و تجهیز او به سلاح‌های شیمیایی، و سپس با ترور بیش از ۱۷ هزار نفر از بهترین فرزندان این ملت، چهره واقعی خود را نشان دادند. ملت ایران بیشترین هزینه ترور را پرداخت کرده است. او با اشاره به جنگ تحمیلی هشت‌ساله اذعان داشت: ۲۳۰ هزار شهید، صد‌ها هزار جانباز و آزاده، سند مظلومیت ملت ایران و سند جنایت دشمنان این کشور است. با این حال، این ملت روی پای خود ایستاد و اجازه نداد انقلاب اسلامی متوقف شود.

او با اشاره به فتنه‌ها و اغتشاشات سال‌های اخیر خاطرنشان کرد: وقتی دشمن دید از راه نظامی به نتیجه نمی‌رسد، تلاش کرد با ایجاد ناامنی و اغتشاش در داخل کشور به اهداف خود برسد؛ اما وحدت ملت ایران و بصیرت مردم، این توطئه‌ها را نیز خنثی کرد.

حجت‌الاسلام صغیرا با بیان این‌که این وعده الهی است که شهدا «عند ربهم یرزقون»اند، گفت: شهدا زنده‌اند و ناظر بر اعمال ما هستند. بسیاری از خانواده‌های شهدا شاهد عنایات و توجهات ویژه فرزندان شهیدشان بوده‌اند.

او خطاب به خانواده‌های معظم شهدا تأکید کرد: پدران، مادران، همسران و فرزندان شهدا باید به این انتخاب الهی افتخار کنند. خداوند پاک‌ترین انسان‌ها را برای شهادت برمی‌گزیند و شهدا در روز قیامت قدرت شفاعت دارند.

حجت‌الاسلام صغیرا در پایان گفت: این انقلاب با رهبری امام خمینی (ره) آغاز شد و با هدایت‌های حکیمانه رهبر معظم انقلاب ادامه پیدا کرده است. انقلاب اسلامی سختی می‌کشد، اما زمین نمی‌خورد و به‌اذن‌الله به دست صاحب اصلی‌اش، حضرت ولی‌عصر (عج)، سپرده خواهد شد.

ما خانواده شهدا با امام زمان (عج)، رهبر انقلاب و مردم ایران بیعتی دوباره می‌بندیم

«هانیه سادات میرزایی» همسر شهید «ابوالفضل طغیانی نیز در این مراسم گفت: چهل روز پیش، بهترین فرزندان این سرزمین در مسیر سیدالشهدا (ع) از دنیا و تعلقات آن گذشتند و به قافله اصحاب آخرالزمانی امام حسین (ع) پیوستند. او با بیان اینکه شهادت، عاقبت مخلصان درگاه الهی است، افزود: خداوند را شاکرم که توفیق زندگی در کنار یکی از عاشقان درگاهش را به من عطا کرد و در شبی خونین، همسرم را در راه سیدالشهدا (ع) تقدیم کردم. همسر این شهید والامقام تصریح کرد: ما خانواده‌های شهدا امروز آمده‌ایم تا بیعتی دوباره با امام زمان (عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم غیور ایران اسلامی ببندیم و اعلام کنیم که با وجود همه دلتنگی‌ها، هرگز احساس سستی و ندامت نداریم. او از مردم خواست با صبر، بصیرت و مقاومت، در طرف درست تاریخ بایستند و برای تعجیل در فرج منجی عالم بشریت دعا کنند.