به گزارش اصفهان زیبا؛ سینمای ایران در چالش قهرمانپروری قرار دارد؛ ژانری که در سالهای اخیر جایش در سبد سینمای ایران تا حد زیادی خالی شده و کمبود آثار الهامبخش و مسئولانه در آن احساس میشود. قهرمانی که نه صرفا بر وقایع و حوادث تمرکز داشته باشد و نه تقلیدی از هالیوود، بلکه تصویری انسانی، باورپذیر و متعهد ارائه دهد، هنوز در سینمای ایران به شکل کامل شکل نگرفته است. فیلم «احمد» نمونهای از تلاش برای بازنمایی قهرمانی معاصر است و یک شروع خوب در این مسیر به شمار میآید؛ قهرمانی که در دل بحران زلزله بم تصمیم میگیرد، خطر میکند و تغییری درخشان ایجاد میکند.
نسخه تزریق قهرمان
سینمای ایران نیاز فوری و جدی به قهرمان
دارد. این سینما، بیش از آنکه بر فرد تکیه کند و با ریشههای فرهنگیاش همخوان باشد، به سمت جمعمحوری رفته است.
تجربه تاریخ سینما در دنیا نشان میدهد که در دورههای جنگ، رکود اقتصادی یا ناامنی اجتماعی، فیلمهای قهرمانمحور بیش از دیگر آثار مورد استقبال قرار میگیرند و همه این شرایط، شرایط امروز ایرانِ ماست.
مخاطب، نیازمندِ امیدی فوری است
سینما به پناهگاه روانی جامعه بدل شده است و روایتِ «فردِ نجاتدهنده» احساس امنیت میسازد. این هنر از همان آغاز، کارخانه رؤیا بود؛ اما پیش از آنکه رؤیا بسازد، «قهرمان» ساخت. قهرمان در سینما صرفا یک شخصیت داستانی نیست، بلکه پاسخ فرهنگی هر جامعه به یک نیاز عمیق روانی است: نیاز به معنا، امکان و ایستادگی در برابر آشوب. این پاسخ، همواره از دل فرهنگ هر سرزمین برمیآید و ابرقهرمان خود را در همان بستر به تصویر میکشد.
ابرقهرمان آمریکایی، در فردگرایی و قدرتهای فیزیکی خلاصه میشود. ابرقهرمان هندی، در اغراق و انتقامجویی معنا مییابد و عموما ابرقهرمان آسیای شرقی، از خودمحوری به فداکاری برای جمع تغییر مسیر میدهد.
ابرقهرمان ایرانی، به تعداد سلیقهها و روایتها متکثر است؛ قهرمانِ زخمخورده و در تقابل دائم با سیستم داریم، ابرقهرمانِ وفادار به ارزشها اما تنها و کمتأثیر داریم و شمار زیادی قهرمانِ مردد. با این حال، قهرمانِ امیدوارکننده، مصمم، قابلاتکا و دارای قابلیت الگوبرداری نیز داریم؛ هرچند اندک.
در سینما و تلویزیون ایران، ضدقهرمان بیش از قهرمان حضور دارد؛ چه برسد به ابرقهرمان. این غلبه، نه از فقدان سوژه، بلکه از بیمیلی یا ناتوانی در تبدیل سرمایههای واقعی به روایتهای اثرگذار ناشی میشود.
در حالی که تاریخ معاصر ما بهویژه در دوران دفاع مقدس، انبوهی از شخصیتهایی را در خود دارد که واجد مؤلفههای یک ابرقهرمان سینماییاند: شجاعت در موقعیت بحرانی، تصمیمگیری در شرایط ناممکن، مسئولیتپذیری جمعی و آمادگی برای فداکاری.
قهرمانان دفاع مقدس ما، اگر در هر جغرافیای دیگری زیسته بودند، بیتردید به منظومهای گسترده از اسطورههای ملی و حتی جهانی تبدیل میشدند؛ نه صرفا در قالب روایتهای تاریخی، بلکه در ساختار دراماتیکِ سینمای جریان اصلی.
بسیاری از آنان از دل واقعیت برخاستهاند، نه اغراق؛ از بطن میدانهای واقعی، نه تخیل صرف. فرماندهانی که در اوج بحران، هم تدبیر داشتند و هم جسارت؛ جوانانی که از جان گذشتند تا امنیت و معنا استمرار یابد.
چنین گنجینهای، ظرفیت خلق ابرقهرمانهایی را دارد که باورپذیرند، ریشه در فرهنگ دارند و میتوانند برای نسل جدید کارکرد الگویی ایفا کنند؛ بیآنکه به شعار فروکاسته شوند.
دهها ورزشکار قهرمان، که با کمترین امکانات پرچم ایران را به اهتزاز درآوردند یا حقطلبانه در برابر رژیم صهیونیستی فریاد آزادی سر دادند؛ هزاران مادر و پدر، که در سیل تهاجمات فرهنگی و اقتصادی، خانوادهای موفق و شریف بنا کردند؛ جوانان عدالتخواه و فسادستیز، که شجاعانه در برابر مفاسد ایستادند و تغییر ایجاد کردند؛ مسئولان و فرماندهانی که در دفاع مقدس کارآزموده شدند و در عرصههای اجتماعی اثر بیبدیل گذاشتند؛ قاسم سلیمانی، که بحرانهای اجتماعی شرق کشور را سامان داد؛ و شهید احمد کاظمی عزیز، که از دیار نصفجهان، فداییِ تمام ایران شد.
اینها نه افسانهاند و نه اسطورههای دوردست؛ اینها سرمایههای رواییِ مغفولِ سینمای ایراناند.
احمد همان چیزی است که سینمای ایران به آن نیاز دارد
فیلم سینمایی «احمد» اثری قهرمانمحور درباره شخصیت احمد کاظمی، از فرماندهان برجسته نظامی ایران است که نقش تأثیرگذاری در دوران دفاع مقدس و سالهای پس از آن داشت. این فیلم تمرکز خود را بر یکی از مهمترین بزنگاههای زندگی او یعنی مدیریت بحران زلزله بم در استان کرمان قرار داده و از همین زاویه، تصویری انسانی و ملموس از این فرمانده ارائه میدهد.
فیلم از لحظات پس از وقوع زلزله آغاز میشود؛ شهری ویران، حجم بالای آسیبدیدگان، آوارگان و مجروحان و آشفتگی که هیچ سازوکار مشخصی برای کنترل آن وجود ندارد. در چنین فضایی، قهرمان داستان احمد کاظمی که در آن مقطع فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده دارد، بدون دستور مستقیم و بدون درخواست رسمی، صرفا از سر احساس وظیفه وارد میدان میشود.
فیلم تلاش میکند این «احساس وظیفه» را به عنوان موتور محرک شخصیت اصلی برجسته کند؛ کنشی برخاسته از مسئولیتپذیری فردی که او را به نقطه اوج روایت میرساند.
«احمد» حداقلهای لازم برای خلق یک شخصیت قهرمان را در اختیار دارد و حتی میتوان گفت فراتر از حداقلها عمل کرده است. فیلم ابتدا بحران را ترسیم میکند، سپس موانع و مشکلات پیشروی مدیریت بحران را نشان میدهد و در نهایت، حل این چالشها را به واسطه حضور و تصمیمهای قهرمان روایت میکند.
نکته مهم آن است که اثر وارد فضای تخیلی یا اغراقآمیز نمیشود. با پذیرش واقعیتهای تاریخی، از ساختن یک قهرمان غیرمنطقی و دستنیافتنی پرهیز میکند. قهرمان قصه ملموس است، تأثیر اقداماتش در بطن روایت دیده میشود و برای مخاطب باورپذیر باقی میماند؛ همین مسئله باعث شکلگیری ارتباط مؤثر میان فیلم و تماشاگر میشود.
با وجود موفقیت در قهرمانپردازی، فیلم در برخی جنبههای فنی نیازمند پرداخت دقیقتری است. اگر این ظرافتهای فنی در حوزههایی چون ریتم، تدوین یا پرداخت جزئیات صحنهها با دقت بیشتری رعایت میشد، اثر میتوانست ماندگارتر و جذابتر ظاهر شود.
با این حال، سازندگان توانستهاند تا حد قابل قبولی به چشمانداز موردنظر خود دست پیدا کنند و تصویری مؤثر از یک قهرمان معاصر ارائه دهند؛ تصویری که نه بر اغراق، بلکه بر واقعیت و مسئولیتپذیری استوار است. احمد ابرقهرمان است که منفعل نیست؛ تصمیم میگیرد، خطر میکند و تغییر ایجاد میکند؛ و یک بحران ۱۰ هزار نفره را در کمتر از ۲۴ ساعت حل می کند. احمد همان نیازی است که سینما ایران دارد.
در مسیر ترسیم قهرمان
با توجه به مباحث مطرح شده در خصوص لزوم جدیگرفتن «قهرمان» در سینمای امروز ایران، با مریم مدرس نویسنده، کارگردان و منتقد اصفهانی در این خصوص به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
آیا مدل سینمای قهرمانمحور هالیوود با مبانی انقلاب اسلامی همخوانی دارد؟
این پرسش پیچیده و نیازمند بررسی دقیق است. مقایسه این دو مدل به سادگی امکانپذیر نیست، زیرا در برخی جنبهها اساسا قابل قیاس مستقیم نیستند.
قهرمانمحوری در سینمای هالیوود حاصل دههها تجربه مستمر، آزمون و خطا، ارتباط مداوم با مخاطب، دریافت بازخورد، اصلاح ساختارها و بازتولید روایتها است. این روند موجب شده است هالیوود به مهارت قابلتوجهی در پرورش و توسعه قهرمان دست یابد و میتوان آن را موفقترین نمونه قهرمانپروری در سطح جهانی دانست.
در مقابل، سینمای ایران، به ویژه سینمای انقلاب، هنوز جریان تثبیتشدهای در قهرمانپروری ندارد. اگرچه آثار موفق محدودی تولید شده است، جریان غالب بیشتر تحت تأثیر سینمای اروپایی است و به قهرمانهای خاکستری و روایتهای رئالیستی گرایش دارد. تجربه محدود و گاهی شتابزدگی در بیان مفاهیم متعهدانه، آثار را آسیبپذیر میکند.
تفاوت اصلی در بسترهای فکری است. حتی قهرمانان هالیوودی فداکار نیز غالبا بر محور نسبت شخصی با مسئله حرکت میکنند، در حالی که در مبانی انقلاب، قهرمانی معنایی گستردهتر دارد و محور آن تکلیف، عبور از خود و ایمان است. شهدا نمونهای از این قهرمانی هستند که صرفا واکنش به مسئله شخصی نیست و دارای ابعاد تعالیبخش هستند.
بنابراین از نظر تکنیکی، هالیوود جلوتر است، اما نگاه مبنایی کاملا متفاوت است. اگر قهرمان در سینمای انقلاب به بلوغ برسد، شکل آن الزاما شبیه قهرمان هالیوودی نخواهد بود، بلکه مبتنی بر افق معنایی و مبانی انقلاب خواهد بود.
قهرمانهای انقلابی چگونه باید نوشته شوند؟ آیا ژانر دفاع مقدس ما قهرمانمحور است و شهدا کلیشهای و شبیه هم نیستند؟
این پرسشها بسیار عمیق هستند و پاسخ دقیق آن نیازمند وقت و تمرکز است. نحوه نگارش قهرمانهای انقلابی هنوز مسئلهای است که در سینمای ما به طور کامل کشف نشده است. طبیعی است که گاهی شخصیتها، به ویژه شهدا، کلیشهای یا مشابه یکدیگر به نظر برسند؛ این موضوع ناشی از نرسیدن به کشف عمیق است، اما تلاشها برای رسیدن به آن در جریان است.
مسیر کشف قهرمانهای انقلابی چند دهه ادامه خواهد داشت و بسیار دشوار است، زیرا نمونه مشابهی در سینمای جهان وجود ندارد. باید «زبان فطرت» را یافت؛ همان زبانی که شهدا به آن نزدیک بودند و موجب جذابیت آنان برای مخاطب میشد. به جای تلاش برای جذابسازی مصنوعی شخصیت، لازم است زبان طبیعی و معنوی شخصیتها کشف شود تا مخاطب بتواند با قهرمان ارتباط واقعی برقرار کند.
لازم به ذکر است که در ژانر دفاع مقدس، وجود قهرمان فردی مرکزی همواره الزامی نیست؛ روایت میتواند ماجرامحور یا مبتنی بر قهرمان جمعی باشد، به شرط آن که صادقانه و مؤثر روایت شود. در حال حاضر، تجربه کافی برای نگارش موفق قهرمانهای انقلابی وجود ندارد و بسیاری از شخصیتها هنوز به کیفیت مطلوب نرسیدهاند.
بزرگترین چالش در تبدیل یک شخصیت واقعی و تاریخی به کاراکتر سینمایی چیست؟
بزرگترین چالش، به ویژه برای شخصیتهای معنوی و شهدا، این است که این افراد اساسا در قاب تصویر نمیگنجند. سینما ذاتا ابزار مادی دارد، اما این شخصیتها ابعاد معنوی عمیقی دارند که بدون کشف زبان مناسب، امکان بازنمایی واقعی آنها فراهم نیست.
اگر زبان معنوی کشف شود، میتوان نحوه بازنمایی یک شخصیت بزرگ در قالب سینما را درک کرد و درباره آن سخن گفت. در غیر این صورت، آثار دچار آسیب خواهند شد؛ گاهی صرفا زندگینامهای میشوند، گاهی شعاری و گاهی متاثر از قالبهای هالیوودی؛ در نتیجه فاصله زیادی با شخصیت واقعی ایجاد میشود.
این مسیر نیازمند صبوری و انباشت تجربه است. سینمای انقلاب باید صبر و دقت را حاکم کند، چه در سطح مسئولان و چه در سطح فیلمسازان. متأسفانه ساختار دولتی سینمای ایران موجب میشود یا تولیدات شتابزده و سفارشی ایجاد شود و یا پروژهها دچار انفعال گردند. اگر امکان کار بلندمدت و باحوصله، به ویژه با مشارکت بخش خصوصی فراهم شود، نتایج بهتری حاصل خواهد شد.
در روایت سینمایی «احمد» تمرکز بر قهرمانسازی بوده یا تلاش برای نشان دادن ابعاد انسانی شخصیت؟ آیا «احمد» یک فیلم قهرمانمحور موفق است؟
فیلم «احمد» را بیشتر حادثهمحور ارزیابی میکنم تا شخصیتمحور. حادثهای که در فیلم رخ میدهد، آنقدر بزرگ است که مرکز توجه قرار میگیرد و افراد مختلفی برای حل مسئله وارد میشوند. بنابراین تمرکز اصلی بر رخداد است، نه پرداخت عمیق قهرمان.
اگر قصد کارگردان قهرمانمحوری بوده، با توجه به شناخت من از آقای امیرعباس ربیعی، انتظار بیشتری میرفت. ایشان توانایی خلق شخصیتی قدرتمندتر را داشتند، اما شرایط تولید و فرصت مشورت کافی فراهم نبوده است. علاوه بر این، حادثه زلزله بم گسترده و پراکنده است و فرصت کافی برای تمرکز بر شخصیت باقی نمیگذارد. بنابراین به سختی میتوان گفت «احمد» یک فیلم قهرمانمحور موفق است؛ روایت آن بیشتر حادثهمحور است.
چه شخصیتهای اصفهانی این ظرفیت را دارند که درباره آنها فیلم قهرمانمحور ساخته شود؟
شخصیتهای اصفهانی با ظرفیت قهرمانمحور، بسیار زیادند؛ به شرط آنکه مشکلات مسیر تولید حل شود.
تمرکز الزامی بر شخصیتهای نظامی یا خانوادههای جنگ نیست.
به عنوان مثال، افرادی مانند برخی تجار تأثیرگذار تاریخی که در تحولات اقتصادی و مبارزه با استعمار نقش داشتهاند، یا چهرههای علمی و فرهنگی مانند شیخ بهایی، میتوانند الگوهای مناسبی برای روایت قهرمانانه باشند. این شخصیتها ممکن است نظامی نباشند، اما به لحاظ الگوبرداری و معرفی، ظرفیت بالایی دارند.
علاوه بر این، در میان شهدا، شخصیتهای زنده تأثیرگذار و عرفانی و اجتماعی تاریخ اصفهان نیز فراوانند و قابلیت بازنمایی در قالب فیلم قهرمانمحور را دارند.
قبل از انتخاب شخصیت، ضروری است روشن شود چه موضوعی مطرح میشود، چگونه روایت خواهد شد و در چه قالبی ارائه میشود. پس از مشخص شدن این موارد، میتوان سراغ شخصیتها رفت؛ چه از اصفهان و چه از سایر نقاط ایران. تمامی ایرانیان خواهر و برادر ما هستند و ظرفیت قهرمانمحور شدن دارند.



