به گزارش اصفهان زیبا؛ اصفهان بهعنوان شهری با قدمت تاریخی و شهری با ساختار محلهمحور، ظرفیت فراوانی برای مطالعات اجتماعیفرهنگی دارد. این شهر در طول دورههای تاریخی دستخوش تحولات زیادی شده که در بافت و شکلگیری محلهها بیتأثیر نبوده است؛ بنابراین بررسی تاریخی این محلهها از اهمیت ویژهای برخوردار است.
محله جلفا ازجمله محلههای تاریخی اصفهان است که با اسکان ارامنه شکل گرفت. باوجود اختلافهای فرهنگی و مذهبی بین مسلمانان و ارمنیان تعامل آنها با یکدیگر همواره توأم با آرامش و احترام متقابل بوده است.
جامعه ارامنه اصفهان در جریانهای سیاسی و اجتماعی این شهر، از اوج شکوفایی تا افول فرهنگی و اقتصادی و سپس صعود مجدد اصفهان همواره مشارکت داشتهاند و هرگز خود را جامعهای مجزا از سایر اقشار اصفهان بهشمار نیاوردهاند.
شاه در 1013 قمری پس از کوچ ارامنه به اصفهان، بخش جنوبی زایندهرود را برای خانهسازی مهاجران اختصاص داد. ارامنه در کنار زایندهرود به نام شهر قدیمی، شهری ساختند که جمعیت آن به پنجهزار تن میرسید.
زمین جلفا را بخشی به اعانه گرفتند و بخشی با پرداخت پول آن را خریدند؛ به ارامنه ایروان نیز در یکی از محلههای اصفهان مسکن دادند و آن را محله ایروانیان نامیدند؛ دستههای دیگر به نام تبریزیان و نخجوانیان هم در شمسآباد و محلههایی ساکن شدند که به نام ایشان موسوم شد. در سالهای بعد نیز گروههای دیگری از ارامنه به ایران آمدند و به همراه این گروهها، عدهای از استادان و سنگتراشان ارمنی هم به جلفای نو منتقل شدند؛ ازاینرو محله آنها به محله سنگتراشها شهرت یافت.
کشاورزان منطقه آرارات را در قصبات و بلوکهای اطراف اصفهان ازجمله لنجان، گندان، چغاخور فریدن، بربروت نماگرد، هزارجریب، آغچه و غیره جای دادند و زمینهای کشاورزی در اختیارشان گذاشتند. ازآنجاکه زمین کنار زایندهرود منطقه کشاورزی همواری بود، امکان طراحی آن به شیوه زیبا و بر طبق معماری و مهندسی شهری فراهم شد. خیابانی طولانی از مشرق به مغرب به طول سههزار و276 متر کشیدند و آن را به نام خواجهنظر که عالیرتبهترین مقام جلفا بود، نامگذاری کردند. به گفته ارامنه جلفا پل مارنان به نام خواجهسرافراز، فرزند خواجهنظر (نظرکلانتر) و از تجار مشهور ارامنه جلفای نو بود. خواجهسرافراز پل مارنان را با سرمایه فراوان خود ساخت.
تجارت ارامنه
مهمترین امتیازی که ارمنیان بهدست آوردند، آزادی و حق انحصار تجارت خارجی ایران بود. شاهعباس در 1027قمری انحصار کمپانی هند شرقی در تجارت ابریشم را لغو و آن را در اختیار ارامنه جلفای نو قرار داد. این امر موجب خصومت انگلیسیها و ارامنه شد و آنها تا پایان جنگ جهانی اول به جنگ و دشمنی پرداختند.
ایجاد شبکهای از بازرگانان ارمنی در تجارت خارجی ایران باعث بهوجودآمدن سپری در برابر تلاشهای اروپائیان برای نفوذ در اقتصاد ایران شد. تجارت ارامنه جلفا منبع ثروتی بود که به برکت آن، مردم جلفا توانستند کلیساهای خود را احداث کنند.
بازرگانان ارامنه جلفای نو ارتباطهای گستردهای با اروپا، بهویژه درزمینه تجارت ابریشم داشتند و ازسویدیگر، با بسیاری از کشورهای شرق همچون هند و چین نیز به دادوستد میپرداختند. در اواسط سده هفدهم، ارامنه اصفهان شرکت بازرگانی جلفای نو را تأسیس کردند و فعالیت چشمگیری در جهانیکردن تجارت ایران انجام دادند و شبکه بازرگانی ایجاد شد. شبکه بازرگانی ایجادشده به دست ارامنه جلفای نو چنان اهمیتی پیدا کرد که آن دوره تاریخی را دوران حکومت بازرگانان ارمنی جلفای نو نامیدهاند. ارامنه کلیدی برای تقویت روابط سیاسی، اداری و اقتصادی ایران با اروپا بهشمار میآمدند.
خاندانهای مهم ارامنه
خاندانهای مهم ارامنه جلفای نو عبارتاند از: سرفرازیانها، شافرازیانها از نسلهای خواجهنظر که سرپرست جلفا بود، یقازاریانها از خاندانهای لازاریانها، شهریمانیانانهای کاتولیک، ولیجانیانها یا خواجه بغوسیانها، توپچیانها از خاندان آودآقا و فرمانده توپخانه بودند، خاندان آمیریان از تاجران معروف جلفا بودند.
ساختار اجتماعی ارامنه جلفای نو
این ساختار مبتنیبر نظام طبقاتی بود. در رأس این ساختار روحانیون کلیسا، بازرگانان ثروتمند، مالکان اراضی اطراف و کارگاههای بزرگ بودند؛ صاحبان حرفهها، مشاغل و مزرعهداران نیز در ردیف دوم، کارگران در ردیف سوم و در ردیف آخر این نظام طبقاتی افرادی بودند که به دلایل مختلف شغل و درآمدی نداشتند و بهسختی معاش خود را تأمین میکردند.
مشاغل ایرانیان ارمنی
محققان ارمنی حدود 43 حرفه صنعت را مشخص کردند که ارمنیان اصفهان از عهد شاهعباس اول به بعد به آن مشغول بودند. مشاغلی چون زرگری، خیاطی، گچبری، ساعتسازی، پارچهبافی، تربیت اسب، خبازی، نجاری و مبلسازی به سبک اروپایی، صابونسازی، کفاشی، آینهسازی، پزشکی، اسلحهسازی، تاریخنگاری، شمسسازی، رنگرزی و قالیبافی بسیار متداول بوده است. در دوره قاجاریه به دلیل بیتوجهی دولت به صنعت نساجی این شغل در میان ارامنه نیز رو به زوال رفت. آنها کار در حوزه الکتریکی و… را پیشه کردند.
با پیروزی انقلاب اسلامی هزار سال همزیستی مسالمتآمیز ارامنه و مسلمانان همچنان ادامه یافت.
معماری کلیساهای اصفهان
کلیساهای ارامنه واقع در کشورهایی چون ایران، از معماری خاص سرزمینهای جدید نیز تأثیر پذیرفتهاند. از این کلیساها میتوان به کلیساهای جلفای اصفهان اشاره کرد که بهسبب ویژگیهای اقلیمی، مصالح جدید و آجر بهجای سنگ، محیط شهری غیرمسیحی، فنون معماری آن زمان و شرایط سیاسی وقت، مستلزم نگرش جدید بود و با مفهوم معماری ارمنی سازگار میشد.
کلیساها؛ کالبدی متفاوت با اصل خود یافتند و به بنای ایرانی نزدیکتر شدند. معماری بناهای مذهبی جلفا مانند معماری ایرانی دوران صفویه در سطح بالایی از کمال و جلوهگری است. تأثیر فرهنگ ایرانی و نکتهسنجی معماران ایرانی در بینش سنتی معماران ارمنی که به ایران مهاجرت کرده بودند موجب پدیدآمدن آثاری شد که از نظر التقاطگرایی، منحصربهفرد است.
شکل گنبد کلیسای وانک یادآور گنبد مساجد است و ارتباطی با معماری کلیساهای ارمنی ندارد. در بعضی از کلیساها هیچ ستونی وجود ندارد و گنبد مستقیما روی دیوارهای اصلی قرار میگیرد؛ فقط طرح اصلی جلوهگر معماری ارمنی بوده و باقی اجزا از معماری ایرانی صفویه الهام گرفتهاند.
از کلیساهای ارامنه جلفا میتوان به کلیسای هاکوپ، کلیسای گئورگ، کلیسای مریممقدس، کلیسای بیتاللحم، کلیسای گریگور روشنگر، کلیسا وانک و کلیسای سوپ استاپانوس مقدس اشاره کرد.
زرگری در جلفا
با ساکن شدن ارمنیان در جلفای اصفهان، گروهی از آنان به صنعت زرگری روی آوردند. یکی از شاهکارهای زرگران جلفا تخت الماس است که به دست زرگری به نام سرحد ساخته شده. در 1961 میلادی، ملکه بریتانیا به ایران سفر کرد و دولت وقت به رسم پیشکش، کلید طلایی شهر اصفهان را به او اهدا کرد. این کلید اثر گیورگ قازاریان، یکی از زرگران جلفا بود. تمام جواهرات خانواده ظلالسلطان و استانداران وقت اصفهان به دست زرگران جلفا ساخته میشد.
زرگر میناس بهعنوان نخستین فرد، در جلفا مغازهای در کنار خانهاش، باز و کار خود را روی میزی آغاز کرد. پیش از آن، صنعتگران در خانهها فعالیت کرده و به جای میز از سینی گود مسی استفاده میکردند. صنعتگران جلفا دومین رده از طبقات اجتماعی بهشمار میرفتند.
در 1900 میلادی، نقرهکاری در جلفا به مرحله جدیدی وارد شد و زرگران علاوه بر ساخت وسایل تزیینی، به کندهکاری روی نقره و ساخت وسایلی چون سینی، قندان، قاشق، چنگال و غیره پرداختند. قلمزنها نیز با نقره کار کرده و نقشهای مختلفی روی وسایل نقره و مسی حکاکی میکردند. از قلمزنان معروف جلفا میتوان به هوهانس داویدیان اشاره کرد که در 1863 میلادی به درخواست تادئوس، اسقف وقت جلفا، روی ظروف نقرهای هدیه شده به کلیسای وانک نقوشی حکاکی کرد.
زادور صرافیان، یکی از برجستهترین زرگران جلفایی اصفهان در قرن بیستم بود. او سازنده زیورآلات اشراف و دولتمردان بهشمار میرفت.
مدارس ارمنیان ساکن جلفا
ارمنیها در اوایل قرن هفدهم به اصفهان کوچانده شدند. آنها از همان ابتدا دارای مدرسه روحانی بودند. بعدها آنقدر پیشرفت کرد که گاهی به نام دانشگاه نیز از آن یاد میشود. در نیمه قرن نوزدهم، سه مدرسه در محوطه سه کلیسای حضرت میناس، حضرت مریم(س) و حضرت استپانوس با هزینه نیکوکاران تأسیس شد. در 1297 قمری با تلاش خلیفه مذهبی جلفا به نام گریگور هوانسیان، ساختمان مدرسه مخصوصی با ادغام سه مدرسه پیشین برای پسران به نام «مدرسه ملی» بنا شد؛ همچنین در 1318 قمری، شخص خیرخواهی به نام مانوک هردانانیان برای نخستینبار با هزینه شخصی خود، مدرسه دخترانه کاتارینیان را برای دختران جلفا احداث کرد.
خانههای قدیمی جلفای نو
هنوز تعدادی از نخستین بناهای باشکوهی که توسط خواجههای جلفا ساخته شدهاند، برجای ماندهاند و به حیات خود ادامه میدهند. دولت خریدوفروش و تغییر در تعدادی از این بناهای ثبت ملی شده را ممنوع کرده است و از این خانهها مراقبت میشود. ازجمله این خانههای تاریخی میتوان به خانه داوید، عمارت زوِل، خانه مانوک بارسقیان و خانه سوکیاس که در محله تبریزیها واقع شدهاند، اشاره کرد. از معروفترین آنها میتوان به خانه خواجه پطرس اشاره کرد که در محله میدان بزرگ، سمت شرقی خیابان حکیمنظامی واقع شده است. متأسفانه، قسمت بزرگی از این خانه تخریب شده است و به جای آن ساختمانهای جدیدی بنا شدهاند.



